آگوست 8, 2020
اصلاح طلبان به حوزه اجتماعی باز گردند
آگوست 8, 2020
 
 

گفتمان اعتدال نه می خواهد محافظه کار باشد ونه اصلاح طلب

گفتمان اعتدال نه می خواهد محافظه کار باشد ونه اصلاح طلب
منتشر شده در روزنامه اعتماد5 مرداد 1392 محسن آزموده
گفتگو با دکتر جواد اطاعت دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

گفته می شودنتیجه انتخابات در ایران پیش بینی ناپذیر است.آیا اینگونه است چرا؟
این طور نیست. انتخابات در ایران هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر از جمله کشورهای توسعه یافته قابل پیش بینی است. اگر فرد یا افرادی به فرهنگ سیاسی ایرانیان اشراف داشته باشند ، جامعه شناسی سیاسی ایرانیان را مطالعه کرده باشند و به عبارتی الگوی حاکم بر رفتار ایرانیان را که از موضوعات مورد مطالعه علم رفتارشناسی است،  مورد مطالعه قرار داده باشند ، می توانند به خوبی رفتارهای سیاسی را پیش بینی کنند. اشراف به روان شناسی اجتماعی هر ملت کمک می کند که تحلیل گر بتواند رفتارهای یا واکنش های یک جامعه را در مواقع بحران و در موارد غیربحران پیش بینی کند. برای مثال پژوهشگران و صاحبنطرانی که با روانشناسی اجتماعی مردم فرانسه آشنا باشند می توانند پیش بینی کنند که این ملت در مقابل مشکلات و بحران های احتمالی چه واکنشی از خود بروز خواهند داد. معمولا فرانسوی ها دست به اعتصاب و اعتراض می زنند و تا مرز شورش وحتی انقلاب نیز ممکن است پیش روند. ولی چنین اتفاقی در انگلیس به گونه ای دیگر توسط مردم پاسخ داده می شود؛ چرا که مردم انگلیس مردمی صبور،  با حوصله و خواهان اقدامات تدریجی هستند. کشور ایران نیزاز این قاعده مستثنا نیست. در کشورهای توسعه یافته دنیا علاوه بر آشنایی به مبانی نظری و بنیانهای فرهنگ سیاسی و روانشناسی اجتماعی،  نهادهای معتبر افکار سنجی نیز وجود دارد که در اتفاقاتی همانند انتخابات با نظرسنجی های دوره ای اتفاقی که قرار است در صندوق های رای بیافتد با کمک نظرسنجی ها پیش بینی می کنند که معمولا با یکی دو درصد تفاوت نتیجه همان می شود که در افکار سنجی ها معلوم شده بود. در ایران به دو دلیل ممکن است فکر شود که جامعه ایرانی رفتارهای پیش بینی ناپذیری دارند. یک: عدم اشراف و مطالعات لازم نسبت به مبانی نظری و الگوهای رفتاری ایرانیان و دوم نبود نهادهای افکارسنجی معتبر و یا عدم ارتباط فعالان فکری و سیاسی با بدنه اجتماعی. این دو موضوع باعث می شود که تحلیل ها با آنچه در متن جامعه ساری و جاری ست همخوان نباشد و لذا به جای این که این ضعف تحلیلی پوشانده شود مسئله را ساده می کنند و می گویند نتیجه انتخابات در   ایران غیرقابل پیش بینی است،  در حالی که این گونه نیست. همانگونه که در انتخابات های گذشته نیز به درستی نتیجه انتخابات پیش بینی شده بود برای مثال در سال 76 برخی از مراکز نظرسنجی با یکی دو درصد تفاوت نتیجه انتخابات در ایران را پیش بینی کرده بودند.

چه طبقات اجتماعی به آقای روحانی رای دادند؟
به زعم برخی از جامعه شناسان و عالمان علم سیاست در ایران هنوز طبقه اجتماعی و تمایز طبقاتی ایجاد نشده است. بلکه به جای آن باید از قشربندی اجتماعی سخن به میان آوریم. کمااینکه در انتخابات گذشته بعضا اقشار کم درامد و اقشار با در امد بالا هماهنگ با هم به یک نامزد رای دادند. آنچه در خرداد 1376 اتفاق افتاد محصول ائتلاف نانوشته روشنفکران ، اقشاربالا دستی، اقشار پایین ومیانه جامعه بود.مضافا اینکه علیرغم وجود شکاف توسعه در مناطق مختلف جغرافیایی ، تقریبا وجدان جمعی ایرانیان از مناطق مختلف به یک نتیجه رسیده بودند؛کما اینکه در این انتخابات نیز شاهد چنین پدیده ای بودیم و اقشار کم درامد و اقشار بالادست تقریبا به طور قاطع تری از آقای روحانی حمایت کردند. بنابراین بهتر است به جای اینکه تحلیل خود را برشکافهای اقتصادی ، قومی ویا جغرافیایی بار کنیم بر شکاف طرفداران حفظ وضع موجود وتغییر وضع موجود استوار نماییم.
در کشورهای توسعه یافته چطور؟ انتخابات در ایران ایا شباهت هایی با کشورهای توسعه یافته دارد؟
در کشورهای توسعه یافته طبقات اجتماعی تعیین کننده اند.البته در این کشورها تفاوت های ایدئولوژیک وجود ندارد.مثلا در ایالات متحده امریکا دمکراتها طرفداران طبقات پایین تر، رنگین پوستان واقلیت ها وجمهوری خواهان که محافظه کارند از جانب طبقات بالاتر مورد حمایت واقع می شوند. برای همین هم می بینیم اوبامای دموکرات خواهان افزایش مالیاتها برای حمایت از بیمه های اجتماعی واجرای برنامه های تامین اجتماعی برای طبقات فرودست است . اما جمهوری خواهان برای  رشد اقتصادی بیشتر وسرمایه گذاری بیشتر خواهان کاهش مالیاتها هستند که طبقات سرمایه دار از آن حمایت می کنند. البته در عین حال موضوعی به نام انحراف رفتار رای دهندگان نیز داریم برای مثا ل در کشور انگلیس ممکن است بعضا کارگران به جای این که به حزب کارگر رای دهند، به حزب محافظه کار رای می دهند چون معتقدند محافظه کاران با تاکید بر خصوصی سازی و کاهش مالیات ها باعث رشد و رونق اقتصادی می شوند و زمینه اشتغال کارگران بیکار بهتر فراهم می شود. لذا می بینیم که کارگران ممکن است برخلاف عرف جاری به محافظه کاران رای دهند؛ اما در ایران مسئله فراتر از انحراف رفتار اجتماعی ست. درایران موضوعاتی وجود دارد که باعث می شود در برخی موارد تفاوتهایی نیز با کشورهای دیگر شاهد باشیم. برای مثال در کشوری مثل انگلیس یا آمریکا پوشش زنان موضوعیتی در انتخابات ندارد و به سیاست های حکومتی مربوط نمی شود ویک موضوع شخصی است ، چرا که این کشورها آزاد هستند. اما در کشوری مثل ایران بحث چگونگی برخورد با پدیده حجاب خود موضوع مهمی  است که رفتار رای دهندگان را متاثر می سازد. یا استفاده از شبکه های ماهواره ای یا اینترنت در کشورهای آزاد موضوعیت ندارند؛ اما در کشورهای با رویکرد ایدئولوژیک این مباحث در انتخابات موضوعیت تعیین کننده ای پیدا می کنند.

چرا روستاییان  و شهرهای کوچک بر خلاف پیش بینی ها حمایت قاطع تری از رئیس جمهور منتخب داشتند؟
این موضوع هم برای اهل فن قابل پیش بینی بود. یکی از دلایل آن است که اطلاعات  ویا بهتر بگوییم معدل اگاهی عمومی مراکز جمعیتی کوچکتر از معدل اطلاعات  وآگاهی عمومی مراکز جمعیتی بزرگ مثل تهران بیشتر است. چرا که در محیطهای کوچکتر اطلاعات سریع تر و راحت تر پخش می شود و به مخاطب می رسد که چنین موضوعی در شهرهای بزرگ به سختی اتفاق می افتد. مهمتر این که در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فراغ بال بیشتری وجود دارد و مردم راحت تر فرایندهای سیاسی را تعقیب می کنند. فرهنگ شفاهی قدرتمندتری وجود دارد.شما وقتی وارد اتوبوس شرکت واحد در تهران می شوید چند نفر را  می بینید که با هم گفتگو میکنند؟ خیلی کم؛اما در شهرها وروستاهای کوچک مردم در مورد مسائل اجتماعی بیشتر با هم گفتگو میکنند.این فرهنگ شفاهی در میان کردها ، بلوچ ها و لرها قوی تراز سایر اقوام ایرانی است ، ضمن آنکه آنها سیاسی تر هم هستند.  کما اینکه حمایت اصلاح طلبان از آقای روحانی در مراکز جمعیتی کوچک از جمله روستاها و شهرستانها سریع تر منتقل گردید.مضافا اینکه نسبت تحصیل کردگان در خانوارهای روستایی کمتر از خانوارهای تهرانی نیست.روستاهای ایران در این سالها متحول شده اند. از طرفی چه بسا یک مغازه دار خرده پا از اطلاعات عمومی برخوردار باشد که یک پزشک متخصص و یا یک استاد دانشگاه برخوردار نباشد. در موضوع انتخابات آنچه مهم است آگاهی عمومی است که اتفاقا مهمترین عامل توسعه در کشورها نیز هست.
آیا می توانیم عنوان کنیم که مردم ایران بر اساس خط کشی های سیاسی در انتخابات شرکت می کنند و رای می دهند؟
اینکه در مجموع مردم ایران سیاسی تر از مردم کشورهای توسعه یافته هستند تردیدی وجود ندارد. در کشورهای توسعه یافته دولتها نقش کمتری در زندگی مردم دارند.چه از نظر اقتصادی ، اجتماعی یا فرهنگی؛ اما در کشورهایی مثل ایران که همه وجوه زندگی مردم به سیاست وحکومت گره خورده است اگر هم مردم به سیاست کار نداشته باشند،سیاست با آنها کار دارد و زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.اینکه چه کسی رئیس جمهور ایران باشد برای همه ایرانیان مهم است.اما خارج از این چارچوب در پاسخ به سوال شما باید بگویم علاقه به پی گیری مسائل سیاسی خاص همه مردم نیست.عده ای از مردم که شاید حدود 5 درصد جامعه را تشکیل می دهند به مسائل سیاسی علاقه نشان می دهند وحاضرند در فعالیتهای سیاسی وقت بگذارند وانرژی صرف کنند.همانگونه که علاقه به ورزش فوتبال به عنوان یک کنش اجتماعی طرفداران خاص خود را دارد.کما اینکه بزرگترین حزب در دنیا که متعلق به کشور چین است  وسالها حزب حاکم هم هست حدود هفتاد میلیون بیشتر عضو ندارد.چیزی حدود 5 درصد جمعیت کشور چین ؛اما همه مردم خواهان زندگی بهتری هستند.آنها دوست دارند علاوه بر امنیت فیزیکی از امنیت روانی واجتماعی وامنیت اقتصادی بالاتری برخوردار باشند. برای پی گیری علائق شان زندگی آزادتری داشته باشند.کسی در زندگی خصوصی آنها مداخله نکند و.... علاوه بر مسائل شخصی البته دوست دارند کشورشان در بین سایر کشورها از رشد،بالندگی وتوسعه یافتگی بیشتری برخوردار باشد.پرستیژ واحترام آنها در بین سایر دول وملت ها حفظ شود و .....با این توضیح باید بگویم احزاب و فعالین سیاسی که در ایام انتخابات مردم عادی را دعوت به شرکت در انتخابات  به نفع نامزد مورد نظر خود می کنند باید شعارها وبرنامه های آنان برای مردم جذابیت بیشتری داشته باشد.نامزد مورد نظر در گفتار وکردارش صادق تر باشد.فریبکار وریا کار نباشد وبرنامه هایی ارائه دهد که بتواند نظر رای دهندگان را جلب وجذب کند.
مردم عادی چگونه باید از محتوای برنامه ها آگاهی پیدا کنند؟ انها که متخصص مسائل سیاسی نیستد؟
لزومی به داشتن تخصص در مسائل سیاسی نیست.مگر همه کسانی که در ورزشگاه آزادی یا در کنار گیرنده های خود ورزش فوتبال تماشا می کنند و می بینند علی کریمی بهتر بازی می کند متخصص مسائل فوتبال هستند.در حوزه سیاسی نیز مردم می دانند که کسانی که از حریم خصوصی آنها دفاع می کنند، به رای ونظر مردم احترام بیشتری می گذارند، خواهان آرامش وآسایش برای مردم هستند ونمی خواهند مردم را به زور وارد بهشت کنند و غیره گرایش بیشتری نشان می دهند. علاوه بر آن احزاب سیاسی دارای برندهایی هستند که مردم با اعتماد واطمینان بیشتری از آنان کالا می خرند.در کشور ما اگرچه احزاب نهادینه شده ای وجود ندارد؛ اما گرایش های شناخته شده سیاسی وجود دارند که مردم کما بیش با دیدگاههای آنها اشنا هستند.اگرچه مردم نامزدها را نشناسند واز ریز برنامه آنان اطلاع نداشته باشند؛اما می دانند که فرد یا افراد مورد حمایت جریانهای فکری وسیاسی و افرادی که نقش مرجع ایفا می کنند ، دارای چه گرایش ها وبرنامه هایی خواهند بود.بر همین اساس هم بود که حمایت اصلاح طلبان از روحانی موثر واقع شد.
آیا آقای روحانی موفق خواهد شد؟ امتیازاتی که او را موفق می کند ویا مشکلاتی که بر سر راه ایشان قرار دارد کدام است؟
بستگی به این دارد که موفقیت را چگونه تعریف کنیم وانتظارات ما از دولت جدید تا چه اندازه باشد.آقای روحانی از امتیازات خوبی برخوردار است و حمایت نخبگان فکری و اجرایی و سیاسی را با خود دارد،  و فردی ست که از تجارب بالایی برخودار است و سیاست و حکومت را به خوبی می شناسد، قدرت چانه زنی بالایی دارد، به علت تحصیلات در غرب علاوه بر ایران دنیای غرب را نیز می شناسد و فردی عمگراست، اما در عین حال مشکلات کشور فراتر از آن چیزی ست که خیلی ها تصور می کنند. چه در حوزه سیاست خارجی و چه در حوزه داخلی. به ویژه مشکلات اقتصادی از جمله افزایش نقدینگی،  فضای کسب و کار، تورم بالا، بیکاری بالا و ... وجود دارد، مهمتر آنکه به دلیل پیوستگی اقتصاد دنیا دولت کنونی با معضلی مواجه است که در حیطه داخلی نمی گنجد که بتوانیم راحتتر چاره اندیشی کنیم و آن هم مسئله پیچیده تحریم ها متاثر از موضوع هسته ای و سیاست خارجی ایران است. امروز این موضوع به گونه ای ست که به راحتی نمی توان بدون توجه به آن مشکلات اقتصادی را سامان داد. تحریم ها گلوی اقتصاد ایران را می فشارد و برخی از مشکلات اقتصادی ایران به پدیده ای مزمن تبدیل شده است که کمتر کسی قادر به حل آن در کوتاه مدت است.

از منظر آسیب شناسی عدم حل مشکلات در کوتاه مدت، آیا امید ایجاد شده ایرانیان که در اثر انتخابات اخیر ایجاد شده است، را کم رنگ نمی کند؟
حل مشکلات کشور ومردم انتظار به حقی است که رای دهندگان از رئیس جمهور دارند؛ اما مسئله دیگری که در فرهنگ سیاسی ایران به صورت نهادینه شده ای وجود دارد، انتظارات بالا از دولتها است و از آن جا که در کوتاه مدت امکان تحقق این انتظارات وجود ندارد، این موضوع ممکن است باعث سرخوردگی و ناامیدی شود. این مسئله در فرهنگ سیاسی ایرانیان وجود داشته است. در مشروطه در ملی شدن صنعت نفت و در دوره اصلاحات نیز با آن مواجه بوده ایم. ایرانیان انتظار دارند در کوتاه مدت مشکلات دراز مدت آن ها حل و فصل گردد و چون چنین چیزی عملی نیست باعث ایجاد ناامیدی و سرخوردگی می شود. ایرانیان باید بدانند که فرآیند توسعه فرآیندی بطی و کند است و نیازمند استقامت ، پایداری و تداوم فرایندهای مثبت وسیاست های اصولی ودرست می باشد. زمانی که یک فرزند خردسال بخواهد تبدیل به یک استاد دانشگاه شود باید به صورت مداومی از پیش دبیستانی تا دوره های عالی دانشگاهی  را سپری کند و در این دوران از تغذیه خوب،  آموزش خوب، فضای روانی خوب، بهداشت خو ب و .... بهره مند باشد تا بتواند به مرحله ای برسد کهاز توانایی ها و استانداردهای لازم برای نظریه پردازی در یک رشته خاص برخوردار گردد. از مرحله پیش دبستانی تا پایان دوره تحصیلات تکمیلی بیش از دو دهه باید بردباری به خرج داد و در آموزش رشته مورد نظر سماجت و پیگیری کرد تا به نتیجه رسید. چگونه ما می توانیم توقع داشته باشیم که یک دولت ظرف چهار یا هشت سال بتواند کشور توسعه نیافته ای که ده ها مشکل اقتصاد ،اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی دارد را تبدیل به کشوری توسعه یافته کند. بنابراین ، انتظارات نباید غیرواقع بینیانه تعریف شوند .مردم ما باید با تنگناهای دولت آشنا باشند و در حد مقدورات از دولت منتخب خویش انتظار داشته باشند.
رویکرد اصلاح طلبان نسبت به دولت جدید چگونه خواهد بود؟ ایا اصلاح طلبان از اتفاقی که افتاده است خرسندند؟اصلاح طلبان چه انتظاری از دولت روحانی خواهند داشت؟
در این که اصلاح طلبان در اتفاق رخ داده خرسندند تردیدی وجود ندارد. اما اصلاح طلبان نیز همانند مردم باید انتظارات خودر ا از دولت منتخب واقعی کنند و انتظار معجزه نداشته باشند. اصلاح طلبان در عین پشتیبانی و حمایت از روحانی باید استقلال خود را حفظ کنند و فراموش نکنند که دولت جدید اگرچه دولتی محافظه کار نیست؛ دولتی اصلاح طلب نیز نمی باشد بلکه برآیندی از محافظه کاری و اصلاح طلبی است و اصلاح طلبان با شناخت دقیق از گفتمان روحانی باید انتظارات خود را معقول و منطقی کنند. شورای راهبردی اصلاح طلبان وخاتمی صرفا بر اساس مصالح ومنافع ملی از روحانی حمایت کردند وانتظاری جز آن از روحانی ندارند. آنها مطالبه ای جز توقف روندهای تخریبی وبهبود اوضاع کشور خواسته ای نداشته وندارند.مطالبه اصلاح طلبان پایبندی به شعارها،وعده ها و اصلاح امور وبهبودی اوضاع کشور وملت است.

با توجه به مطالب فوق گفتمان روحانی چیست؟ایا روحانی خواهد توانست همانند گفتمان محافظه کاری واصلاح طلبی موجود گفتمان جدیدی وارد ادبیات سیاسی ایران نموده وآنرا نهادینه کند؟
آنچه آقای روحانی در مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده است، گفتمان اعتدال است. از دو منظر می توانیم به این موضوع نگاه کنیم: نخست از منظر فکری و فلسفی و دوم از منظر سیاسی و عملگرایانه. از نظر فکری و فلسفی گفتمان اعتدال می تواند برایندی از آزادی و عدالت باشد. همانگونه که می دانیم، در سده بیستم دو گفتمان آزادی و عدالت یکی در غرب و دیگری در شرق مقابل هم صف آرایی کردند. نتیجه آن شد که در غرب از جمله آمریکا تاکید بر آزادی و توجه کمتری به عدالت باعث شکاف طبقاتی و بحران های ادواری اقتصادی گردید و تاکید بلوک شرق(از جمله شوروی و اروپای شرقی) بر بحث عدالت اجتماعی متاثر از مارکسیسم آزادی را به محاق برد و باعث ایجاد یک نظام توتالیتر در دوره مدرن گردید. در دهه های اخیر متاثر از نظریات کسانی چون جان راولز عنوان می شود که عدالت و آزادی نه تنها در تقابل با یکدیگر نیستند بلکه عدالت بدون آزادی و آزادی بدون عدالت نمی تواند خوش بختی انسان ها را تامین و تضمین کند. به عبارتی رابطه بین آزادی و عدالت نه تنها با همبستگی مکانیکال بلکه دارای پیوستگی ارگانیکال است. یا به تعبیری آزادی و عدالت حتی دو روی یک سکه نیستد؛ بلکه آلیاژهای تشکیل دهنده یک سکه هستند. با این تعریف آزادی عین عدالت و عدالت عین آزادی است. برای مثال اگر شما حق دارید برای بیان و نشر افکار خود حزب و روزنامه داشته باشید، عدالت حکم می کند که این حق برای دیگری نیز قائل شوید. این عین آزادی است. حال اگر از منظر فکری و فلسفی خارج شویم،  این گفتمان از نظر سیاسی نیز قابل توضیح است و آن این که به اعتقاد گفتمان اعتدال همان گونه که اشاره شد، برایندی از محافظه کاری و اصلاح طلبی است. در عین حال که نه محافظه کاری و نه اصلاح طلبی است. به اعتباری این گفتمان می خواهد راه میانه ای را در فضای سیاسی ایران ساری و جاری کند. البته باید با گذشت زمان دید که در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد.

با توجه به مباحث مطرح شده دولت جدید برای موفقیت در کوتاه مدت چه باید بکند؟
دولت جدید کارهای زیادی را در حوزه های اقتصادی،  اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای انجام دادن دارد. اما چون شما کلمه کوتاه مدت را به کار بردید، مهم ترین مسئله تغییر رویکردهای موجود است. تغییر نگاه به سیاست و حکومت در ایران یا به اعتباری عقلانی کردن سیاست و حکومت. سیاست و حکومت یک امر زمینی است و عقل محاسبه گر انسانی باید آن را تدبیر و تمشیت کند و پایبند باشد به شعارهایی که مردم به خاطر آن مواضع و شعارها به آقای روحانی رای دادند.

وظیفه و رسالت مطبوعات و رسانه های جمعی برای موفقیت این دولت چیست؟
رویکردهای حاکم بر فرهنگ سیاسی ایرانیان رویکرد افراط و تفریط،  زشت و زیبا،  عشق و نفرت است. کما این که ما یا دولتی را قبول داریم و تا حد تقدیس آن را بر می کشیم و بالا می بریم و یا این که مخالف آن هستیم و خوبی های آن را نیز زشت می بینیم. رسانه های ایرانی باید با خروج از چنین وضعیتی نگاه نقادانه را جایگزین موافقت و مخالفت کنند. از نظر من بهترین کمک به گفتمان اعتدال آن است که رسانه های ما نیز به تبلیغ و ترویج فرهنگ اعتدال بپردازند  و لازمه این کار آن است که نویسندگان و گویندگان و کسانی که تریبونی در اختیار دارند،  از فضای افراط و تفریط خارج شوند و فضای نقد که گوهری کمیاب در عرصه رسانه ای ایران است، جایگزین مخالفت و موافقت نمایند. سیاه و سفید نباید دید. باید در عین این که ترویج می کنیم نکات مثبت را، نکات ضعف  و عیب ها را نیز ببینیم.
به عنوان آخرین سوال اگر بخواهیم برای این انتخابات امتیازی قائل شویم، این انتخابات دارای چه امتیازی بود ؟
این انتخابات ضمن آنکه بلوغ سیاسی نخبگان وفعالان سیاسی را نمایش داد،بیانگر بلوغ سیاسی مردم نیز بود.مضافا اینکه انتخابات نیز خوب برگزار شد و لذا دیدیم که همه به نوعی در این انتخابات پیروز شدند.

BUY NOW