چند روز پس از دعوت…
آگوست 7, 2020
نظام انتخابات
آگوست 7, 2020
 
 

نگاهی به وضعیت پژوهش و تحقیق در دانشگاهها، ماهنامه تحصیل؛ شماره هفتم، فروردین 1376.

رابطه پژوهش و آموزش را چگونه تعريف مي کنيد؟
آموزش همانند رابطه بين توليد و مصرف است . پژوهش يعني توليد علم و دانشگاه مکاني است که اين علم توليدي به دانشجو داده مي شود تا اين اين دانش آموختگان در صحنه هاي علمي ،علم حصولي را بدست آورند وبشريت را منتفع سازند و در مرتبه اي بالاتر و والا تر مجددا دانش پژوهان با تحقيقات جديد، دانش را تکامل بخشند و اين چرخه همانند چرخه حيات بين توليد ومصرف تداوم يابد.
به نظر شما به چه علت دانشگاه در جامعه ما با توفيق چنداني روبرو نبوده است؟
يک اشکال عمدتا به ساختار دانشگاه بر مي گردد . از نظر ساختاري دانشگاه هاي ما پديده اي وارداتي هستند که همانند حوزه هاي علميه ريشه در فرهنگ خودي ندارند.در گذشته علماي اسلامي جميع علوم را بصورت انفرادي فرا مي گرفتند.اما با گسترش دامنه علوم مختلف يک نفر به تنهايي قادر به فراگيري همه علوم نبود بنابر اين ضرورت تفکيک رشته هاي مختلف از يکديگر احساس مي شد.لذا عدم گسترش و ايجاد تحول در نظام آموزش انفرادي موجب شد علومي مانند:پزشکي،نجوم،رياضيات و...از اين حوزه خارج شوند.از طرفي نياز جامعه به اين رشته ها باعث گرديد که دانشگاه هاي امروزين ،همانند کالايي از کشورهاي غربي وارد عرصه فرهنگي شوند.اين مسئله يک تضاد و تعارض فرهنگي را درجوامع اسلامي بدنبال داشت . اين در حالي است که در کشورهايي همانند انگلستان همان حوزه هاي علميه تداوم يافتند بگونه اي که دانشگاه آکسفورد کنوني شکل تحول يافته مراکز علمي گذشته آنهاست . بي ريشگي و عدم سنخيت دانشگاه در کشور ما باعث گرديده است که اين نهاد علمي بويژه در گرايشهاي علوم انساني نتواند کار ويژه خود را به نحو مطلوبي به انجام برساند و مثمر ثمر واقع گردد.بعد از گذشت سالها از عمر اين نهاد در جامعه ما موفق ترين اساتيد ما آنهايي هستند که قادرند علم توليدي در غرب را توضيح دهند همانگونه که مراکز تحقيقاتي در کشور نيز تنها قادر به مونتاژکردن علم وارداتي هستند و هنوز ما تا مرحله توليد علم فاصله زيادي داريم.
از طرفي عمر طولاني اين نهاد درکشور ما و نياز جامعه به رشته هاي مختلف علوم باعث گرديده است که ما دانشگاه را جزئي از ساختار فرهنگي خود تلقي کنيم و نتوانيم آن را ناديده بگيريم . اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب به حق اشاره فرمودند بايد تحولي عميق و بنيادين پيدا کنند تا در بدنه فرهنگ  اسلامي استحاله يابند و جزء ساختار نظام علمي – اسلامي گردند.
با توجه به مباحثي که مطرح شد چگونه ما مي توانيم دانشگاه اسلامي ايجاد کنيم؟
1-اسلامي کردن دانشگاه قبل از آنکه يک کار اجرايي باشد يک کار عملي است که ابتدا بايد طرح هايي براي چگونگي اسلامي کردن تدوين شود  تا اصل مفهوم اسلامي شدن از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و تصويري درست و بايسته از آن به عمل آيد و قرائت هاي سطحي و پراکنده کنار کذاشته شود.
2-براي دانشگاه ها برنامه اي دراز مدت ،ميان مدت و کوتاه مدت از لحاظ کمي و کيفي نوشته شودکه به منزله قانون اساسي وچارچوبي باشد که اهداف دانشگاه را شکل دهد.
3-البته مسئله اسلامي شدن دانشگاه بايد بصورت آزمايشي در يک دانشگاه اجرا شود تا نقاط ضعف و قوت طرح ها و برنامه ها روشن گردد.سپس با تجربه و آمادگي بيشتري در سطح کل عموميت يابد.
4-تحول و دگرگوني از قاعده  شروع شود نه از راس هرچه که بصورت بخشنامه ،آئين نامه،دستور و...صادر مي گردد . براي مثال از هر رشته تحصيلي يک يا دو نفر از اساتيد دين باور و مجرب و دلسوز انتخاب گردند که اين مجموعه کميته هاي تخصصي تشکيل دهند و روي طرح اسلامي شدن دانشگاه ها کاروفکر مي کنند و پس از تعيين خط مشي جهت اجرا به راس هرم آموزش عالي بفرستند.اين عمل از قرائت هاي سطحي و پراکنده جلوگيري مي کند.
5-اقتدار و حاکميت دانشگاه ها به نيروهاي مسلمان ،انقلابي ،متدين ،دلسوز و جبهه رفته سپرده شود ونه به کساني که ظاهر اسلامي دارند ودر باطن اعتقادي به اسلامي شدن ندارند و پيدا و پنهان به آن نيشخند مي زنند.
6-جذب نيروهاي جوان و مسلمان در هيئت علمي دانشگاه ها  که اينها پايه اي براي اسلامي کردن باشند وگرنه با کدام نيرو ما مي توانيم اين مهم را به انجام برسانيم.
7-يکي از دانشگاه هاي کشور بعنوان نمونه انتخاب گردد که پذيرش دانشجو،کيفيت درسي و فارغ التحصيلي آن تابع شرايط فوق العاده اي باشد که بتواند در زمينه هاي علمي از ساير دانشگاه ها به نحو محسوسي جلوتر باشد که فارغ التحصيلان آن، شاخص براي ساير دانشگاه ها باشند.در ساير کشورها اين مسئله تا حدودي رعايت مي شود و يک دانشگاه مادر و برتر وجود دارد که بعنوان دانشگاه شاخص شناخته مي شود.
8-دفاتر نمايندگي مقام معظم رهبري محل خوبي براي وجهه ديني،ارزشي و سياسي دانشگاه ها هستند اما در گذشته و حال دچارضعف هايي بوده اند . در گذشته نمايندگان مقام معظم رهبري متنفذ،مسن و داراي وجاهت خاصي بودند که از نظر ارتباط با مسوولين از قوت و قدرت خوبي برخوردار بودند اما تحرک کاري کمتري داشته، نمي توانستند بخوبي با دانشجويان ارتباط عملي و نزديکي برقرار کنند.در سالهاي اخير نمايندگان رهبري به سمت روحانيون جوان و دانشگاه ديده سوق پيدا کرده است که داراي امتياز خوبي هستند اما مشکلات از نوع ديگري جلوه گر شده است و آن اينکه تفاوت سني اندک بين نمايندگان و دانشجويان باعث مي شود بعضا تندرويي ها ي دانشجويان در برخوردبا مسائل  و حتي با افکار اين روحانيون جوان تلاقي مي کنند بجاي اينکه محملي براي آرامش و سوق دادن و هدايت کردن انرژي هاي ذخيره جوانان گردد خود عامل تشديد کننده اي براي حرکت هاي افراطي گردد.بنظر مي رسد اگر نمايندگان از افراد مسن باشند و در کنار آنها روحانيون جوان نيز بعنوان قائم مقام انجام وظيفه کنند نيازهاي دو جانبه مرتفع مي گردد.
9-مسئله ديگر محتوي و ماهيت رشته ها و دروس دانشگاهي است که کاري اساسي تراز برخوردهاي اجرايي است و به زمان طولاني تري نيازمند است و تجديد نظر اساسي در خصوص موضوعيت و محتوي برخي رشته هاي تحصيلي بويژه علوم انساني ضروري بنظر مي رسد.
مراکز پژوهشي و تحقيقات انجام يافته را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اگرچه در سالهاي اخير در مقايسه با سالهاي گذشته در بخش پژوهش دستاوردهاي نسبتا خوبي داشته ايم اما اين ميزان رشد متناسب با نيازهاي موجود نمي باشد . مسئله مهمتر اين است که مراکز تحقيقاتي موجود نيز به موازات يکديگر مشغول انجام پژوهش هاي هم عرض مي باشند پژوهش هاي انجام يافته نيز از کيفيت چنداني برخوردار نيست و عمدتا غير کاربردي مي باشند.فاصله مراکز تحقيقاتي و اجرائي و دانشگاهي نيز زياد مي باشد و از نتيجه تحقيقات موجود استفاده چنداني بعمل نمي آيد.از طرفي دانشگاه ها در پرورش پژوهشگران ماهر توفيق چنداني نداشته اند و مراکز تحقيقاتي عمدتا با معضل کمبود پژوهشگر کارامد و متعهد روبرو مي باشند.
مسئله ديگري که در کار تحقيق حائز اهميت مي باشد روحيه کار جمعي است که متاسفانه در فرهنگ با کار جمعي تجربه نگرديده و مسئله تبادل اطلاعات و داده ها در جريان يک پژوهش بين محققين صورت نمي گيرد.امروزه در کشورهاي پيشرفته همانند گذشته ما مخترع و مبدع فردي نداريم و اختراعات و ابداعات ما حصل کار گروهي و جمعي است و اين مسئله از آنجا ناشي مي گردد که علي رغم رشته رشته شدن دانش هاي بشري بواسطه انفجار اطلاعات در عصر کنوني يک محقق به تنهايي قادر نخواهد بود تمامي متغير ها را شناسايي و ميزان تاثير گذاري و تاثير پذيري آن را مدنظر قرار دهد.بنابراين بهترين را حل تبادل و تبادل اطلاعات در يک فرايند پژوهشي است که از يک کار گروهي و جمعي نشات مي گيرد.همان تحولي که در قرون چهارم و پنجم هجري در ارتباط رشته رشته شدن در حوزه تمدن اسلامي لازم بود اتفاق بيافتد و انجام نگرفت و عقب ماندگي علمي مسلمين را به دنبال آورد و هم اکنون لازم است در حوزه کارهاي علمي و تحقيقاتي صورت بگيرد و آن گسترش روحيه کار جمعي و گروهي است . مسئله ديگري که ذکر آن لازم و ضروري است وجود باور علمي در انجام امور اجرائي است.مسئله علم يک طرف قضيه است و باور به اينکه علم راهگشا است مسئله ديگر.ما تا نتوانيم اين باور را در خود بپرورانيم و نهادينه کنيم نخواهيم توانست از دستاوردهاي علمي-تحقيقاتي استفاده بهينه نماييم .
به نظر شما براي افزايش کيفي پژوهش ها چه راه حلهايي وجود دارد؟
بنظر مي رسد براي حصول به نتايج بهتر تحقيقاتي چندين مسئله اگر مد نظر قرار گيرد دستاوردهاي بهتري فراهم مي آيد.اولا اينکه فاصله مراکز تحقيقاتي با دانشگاه ها از ميان برداشته شود.اين امر هم در سطح دانشجويان و هم اساتيد ضرورت دارد.بدين صورت که اساتيد ملزم باشند که در کنار فعاليتهاي آموزشي خود به پژوهش نيز بپردازند و دانشجوياني بصورت دستيار تحقيقاتي با آنها همکاري داشته باشند که اين امر هم به ارتقاي سطح علمي دانشجويان و هم فعال شدن اساتيد کمک مي کند.
در ثاني قرابت ميان مراکز تحقيقاتي و دانشگاه ها با سازمانها و مراکز اجرائي افزون گردد بدين صورت که مراکز تحقيقاتي و دانشگاه ها با دريافت سفارشي از مراکز اجرائي مي توانند از يک سوي تحقيقات خود را کاربردي سازند و از سوي ديگر مخصوصا در مورد دانشگاه ها کادرهايي تربيت کنند که در آينده بر روي موضوعات عيني و ضروري براي جامعه از تخصص و کارايي لازم بهره مند باشند.ثالثا تمرکز و ادغام مراکز تحقيقاتي يکسان و موازي مي تواند از پراکندگي و هرز رفتن نيروها و امکانات جلوگيري کند.در اين خصوص لازم است ضمن شناسايي تمام مراکز تحقيقاتي همسو و ادغام در يکديگر ميزان کارايي آن را افزايش داد.
مسئله ديگر نظام اطلاع رساني بين مراکز علمي-تحقيقاتي در داخل و مراکز علمي-تحقيقاتي در خارج از کشور مي باشد.يکي از کاستي هاي نظام تحقيقاتي در ايران فقدان مرکزي براي کسب اطلاعات در خصوص تحقيقات در حال اجراءاست.مراجع دست اندر کار تحقيقات در کشور،مي توانند با ايجاد چنين مجموعه اي محققان را در جريان جديدترين دستاورد ها و فعاليتهاي پژوهشي قرار دهند.اين مسئله ضمن اينکه از تحقيقات هم عرض جلوگيري مي کند اطلاعات و داده هاي لازم را در اختيار محققين قرار مي دهد.
در پايان مسئله اي که ملموس تر جلوه مي کند ميزان بودجه اي است که متناسب با نيازهاي واقعي نيست، مضافا اينکه مسائل سياسي بسرعت دچار دگرگوني و تحول مي شوند . دستيابي به اطلاعات نيز در مقايسه با ساير پژوهش ها براحتي انجام پذير نيست  . بنابراين مي توان گفت مشکل ترين و پيچيده ترين حوزه تحقيقات حوزه علوم سياسي است.
BUY NOW