شوراها، بسترساز مشارکت در سطح ملی اند، سه شنبه27بهمن 1377.
آگوست 7, 2020
نظام دو مجلسي دواي درد ماست
آگوست 8, 2020
 
 

شکل گیری احزاب، موانع و راهکارها، ایران؛ یکشنبه24 آبان 1377.

ايران
يكشنبه 24 آبان ماه 1377
شکل گيري احزاب ،موانع و راهکارها
جناب اطاعت قبل از ورود به بحث احزاب وتحزب لازم است كه زاويه نگاهمان را با ارائه يك تعريف مشخص از مقوله توسعه سياسي روشن كنيم ،واين كه اساسا شما چه چيزي را در بحث توسعه سياسي محور ميدانيد؟

اين نكته را من نيز مد نظر داشتم كه قبل از تشريح بحث تحزب ابتدا دعواي توسعه سياسي زا با هم حل كنيم به طور خلاصه بايد بگويم كه اگر چه امروزه توسعه سياسي در يك كفه مفهومي مقابل اقتصاد ي قرار داده مي شود اما معاني ومصداقهاي به مراتب فراگيرتر از آن دارد چرا كه توسعه سياسي متضمن يك نوسازي دزر زمينه هاي گوناگون سياسي ،اجتماعي ،فرهنگي وعقيدتي است.لذا من معتقدم در رابطه با اجراي فرايند توسعه سياسي در صحنه كشور ميبايست با توجه به درجه اهميتش از زواياي مختلفي بدبن پرداخته گردد مميز ديگر توسعه سياسي اين است كه اساسا در مسائل علوم انساني از آنجايي كه متغيرهاي زيادي در يك تصميم دخالت دارد ونتيجه آن نيز متوجه ي يك ملت ميگردد حساسيت ويژه اي بايد لحاظ شود در فرايند توسعه سياسي ،گروههاي مختلف سياسي با طرح ديدگاههي خود زواياي مختلف يك تصميم را به بحث ميگذارند تا پس از چانه زنيهاي مختلف اجماع نظر گروههاي مختلف سياسي تبديل به يك تصميم گردد با اين ترتيبات است كه در فرايند توسعه سياسي احتمال خطا كاهش مي يابد ،از آنجايي كه همه گروههاي فكري ونخبگان سياسي در فرايند تصميم سازي مشاركت دارند در زمينه اجراي برنامه ها نيز همراهي خواهند نمود وتنش ها وتعارضات به وفاق تبديل مي شوند اما پاسخ بخش ديگر سؤال شما اين است كه من محور اصلي مبحث توسعه سياسي را مشاركت سياسي مردم وكليه نخبگان كشور دراداره امور مي دانم .

در اينجا اين سؤال به ذهنم آمد كه آيا دركشورها ومحافل علمي ديگر نيز همين چالش بر سر تقدم توسعه سياسي واقتصادي وجود دارد ؟

بلي از ابتدا در اين خصوص سه ديدگاه كلي وجود داشته است بعضي از نظريه نظريه پردازان توسعه همچون ليندبوم ،ليپيست ،وكارل دوچ توسعه سياسي دانسته اند و معتقدند اگر رشد اقتصادي در پناه تمركز اقتدار سياسي  حاصل آيد ،توسعه به صورتي نا متوازن ،غير طبيعي ومكانيكي خواهند بود وپايداري آن محل ترديد مي باشد .
ديدگاه سومي نيز وجود دارد كه هماهنگي همه بخشها بايكديگر را توصيه ميكند وبه توسعه همه جانبه ومتوازن تاكيد دارد .

آقاي دكتر ،بحث توسعه سياسي در در كشور ما پيشينه چنداني ندارد وشايد بسياري از مناقشات كنوني از نوپا بودن اين بحث ناشي شده باشد سؤال من در همين رابطه اين است كه شما در شرايط كنوني كداميك از ديدگاه هاي فوق را درست تر وواقعي تر ميدانيد يا به عبارت بهتر اولويت با كداميك از بخش است؟

همانگونه كه خود شما اشاره كرديد در كشور ما بحث توسعه سياسي سابقه چنداني ندارد ،در انتخابات رياست جمهوري بود كه اين بحث از محافل دانشگاهي وارد عرصه سياسي عملي گرديد ،اما به نظر ميرسد هنوز از جايگاه آن به خوبي تبيين نشده است.

برخي فكر ميكنند توسعه سياسي وتبادل انديشه ها وتعامل فكري يك جدل علمي است كه بايد در عرصه سياست علمي ابتدا مشكلات معيشتش واقتصادي را برطرف كردوسپس اولويت هاي بعدي اين موضوع را در دستور كار قرار داد. اما دراينجا اين سؤال مطرح ميگردد كه چگونه وبا كدام پشتوانه بايد توسعه اقتصادي را پيش برد وباكدام نيروي مردمي نسبت به معضلات كشور چاره انديشي كرد وامروزه با توجه به گسترش حوزه هاي علمي وبحث انفجار اطلاعات حتي هيچ طرح وتصميم سياسي بدون پشتوانه مردمي قابل تحقق نيست.حال چگونه ممكن است در ارتباط با مسائل كشور كه به سرنوشت يك جامعه وحتي نسل هاي آتي ارتباط پيدا ميكند در پشت دربهاي بسته وبدون مشاركت وتعامل همه گروهها وجريانات سياسي تصميم سازي وتصميم گيري نمود. چه كسي صائب ترين وبهترين تصميم در شرايط ممكن را تضمين ميكند ؟ بنابراين راهي جز اين نيست كه مسائل اساسي كشور در يك فضاي آزاد ورقابتي به بحث گذاشته شود تا با اجماعي كه حاصل مي شود نسبت به رفع مشكلات اقدام نماييم.

حال با اين مقدمه وتوصيفي كه از ضرورت بحث توسعه سياسي ومخصوصا اصل مشاركت ارائه كردند بهتر است به بحث احزاب وارد شويم براي مشخص شدن جايگاه احزاب در توسعه سياسي باز ميخواستم به طور مشخص حزب را تعريف نموده وبفرماييد كه از چه پيشينه وخواستگاهي برخوردار است؟

در بحث قبلي اشاره شد كه شاه بيت بحث توسعه سياسي ،مشاركت سياسي مردم در سرنوشتشان است ،احزاب نيز راهكار تحقق مشاركت نهادمند مدني است وامروزه يكي از شاخص هاي عمده توسعه يافتگي سياسي كشور ها به شمار مي رود . در زمينه تعريف حزب مي دانيد كه تاكنون تعاريف مختلف ومتنوعي ارائه گرديده است به عنوان مثال ادموند برگ بر اين اعتقاد بود كه حزب متشكل از افرادي است كه بر مبناي اصول خاصي كه مورد قبول آنهاست براي حفظ وتوسعه منافع ملي تلاش ميكنند يا جيمز ماديسن حزب را جمعي ميداند كه بر اساس منافع مشترك كه در تضاد با منافع ديگر گروهها واحزاب سياسي است با يكديگر به فعاليت ميپردازند .از طرفي لنين رهبر انقلاب شوروي با نگرشي متفاوت از ديگران در كتاب {چه بايد كرد؟}عنوان مي دارد كه حزب گروه كوچكي از افراد قابل اعتماد وبا تجربه و.....
ادامه مطالب موجود نيست.
BUY NOW