ژئوپوليتيک نفت وسياست خارجي ايران
جولای 31, 2020
ژئوپلیتیک و سیاست خارجی ایران (چاپ اول)
جولای 31, 2020
 
 

ژئوپلیتیک و سیاست خارجی ایران(چاپ دوم)

مولف: جواد اطاعت
ناشر: نشر انتخاب
تعداد صفحه: 216
نوبت چاپ: دوم، 1385
شابک: 1-9-96516-964
خلاصه کتاب:
این کتاب با رهیافتی نظری سیاست خارجی ایران را الگوسازی و تجزیه و تحلیل کرده است. از نظر محتوایی نویسنده جهت ارتباط تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متغیرهای مستقل (ژئوپلیتیک) و وابسته (سیاست خارجی ایران)، این سوال اصلی را مطرح می کند که متغیر مستقل چه تاثیری بر متغیر وابسته دارد؟ این سوال اصلی در قالب سوالات فرعی دیگری نیز رخ می نمایاند که ایران دارای چه ویژگی ها و جاذبه های ژئوپلیتیکی است؟ چه علائق و منابع ژئوپلیتیکی قدرت های جهانی را تشویق نموده است که در صدد حضور و نفوذ و سلطه گری بر کشور ایران برآیند؟ و کشور ایران در مقاطع مختلف نسبت به قدرت های جهانی چگونه از خود واکنش نشان داده است؟ یا به عبارتی دیگر سیاست خارجی ایران در قالب چه الگوهایی جهت گیری شده است؟ نویسنده در پاسخ به سوالات فوق این فرضیه را ارائه داده است که ویژگی ها، امتیازات و جاذبه های ژئوپلیتیک ایران، از لحاظ حفظ و تحکیم و تغییر پویش ها و گاه ساختار نظام بین الملل، قدرت های جهانی را به اعمال نفوذ دائمی در جهت گیری های سیاست خارجی ایران تحریض کرده است. فرضیه تکمیلی این تحقیق آن است که تحت شرایط فوق، در مقطع زمانی قرن بیستم، سیاست خارجی ایران در واکنش به حضور و نفوذ قدرت های مداخله گر، در سه الگوی بیطرفی، انطباق رضایت آمیز و مشی اعتراضی، جهت گیری شده است. مولف جهت پردازش به سوالات سه گانه، فرضیه فوق را در سه بخش مورد آزمون و بررسی قرار می دهد. در بخش اول که در حقیقت پاسخ به سوال اول یا بخشی از سوال اصلی است، ویژگی های ژئوپلیتیک ایران در دو فصل (دیدگاههای مهم ژئوپلیتیک) و (عوامل موثر بر ژئوپلیتیک ایران) بررسی شده است و سپس در پایان بخش اول نتایج حاصله در جدولی ترسیم شده است. در بخش دوم که پاسخ به دومین سوال فرعی یا بخش دیگری از سوال اصلی است، آثار علائق ژئوپلیتیک قدرت جهانی نسبت به ایران در دوره های موازنه قوا، نظام دوقطبی و دوره جدید که نویسنده آنرا سلسله مراتبی در حال گذار می نامد، در قالب علائق قدرت های جهانی چون روسیه، انگلستان، آلمان، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به بحث گذاشته می شود. در پایان این بخش نیز که مرکب از سه فصل می باشد همانند بخش اول نتایج حاصل در جدول پایانی بخش به صورتی مختصر به خواننده عرضه شده است. در سومین بخش نیز که پاسخ به سومین سوال می باشد، جهت گیری های سیاست خارجی ایران نسبت به قب های قدرت جهانی در چهارچوب الگوهای سه گانه بیطرفی، انطباق رضایتمندانه و جهت گیری اعتراضی در سه فصل ارائه گردیده است. در پایان علاوه بر خلاصه ای از الگوهای موردنظر در قالب یک جدول، نموداری که مبین جهت گیری های سیاست خارجی ایران است نیز ارائه شده است. پس از بخش های سه گانه، نتیجه گیری نهایی در قالب استنتاجات موضوعی و نظری ارائه شده است. در قسمت استنتاجات موضوعی نتایج آنچه بوده و هست و در قسمت استنتاجات نظری آنچه باید باشد مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده در این قسمت به این نتایج دست می یابد که جهت گیری بیطرفی با موقعیت ایران مناسبت و سازگاری ندارد. وی علاوه بر کنکاشی نظری موارد تاریخی جنگ های اول و دوم جهانی و نقض بیطرفی در آن دوران را شاهدی مبتنی بر عدم سازگاری جهت گیری بیطرفی با موقعیت ایران قرار می دهد.
در ارتباط با جهت گیری انطباق رضایتمندانه یا انفعالی، نویسنده معتقد است کشوری که تسلیم خواسته های قدرت های جهانی باشد نمی توان آن کشور را مستقل نامید تا اینکه از سیاست خارجی آن بحثی به میان آید. آنچه در ارتباط با ادامه استنتاج نظری حائز اهمیت است، سیاست اعتراضی است. نویسنده معتقد است سیاست اعتراضی نیز سیاستی واکنشی است و تا زمانی ادامه دارد که قدرت های سلطه گر سعی نمایند از موقعیت ایران استفاده نمایند. با عنایت به این مسئله که ممکن است تقابل بین ایدئولوژی و ژئوپلیتیک مطرح گردد، نویسنده با طرح این مسائل که ژئوپلیتیک تا کجا می تواند در خدمت ایدئولوژی و اهداف آرمانی قرار گیرد؟ و ایدئولوژی تا چه میزان متاثر از محدودیت های ژئوپلیتیک، میتواند از آرمان های خود چشم پوشی کند؟ رهیافت های چهارگانه زیر را مطرح می کند:
الف: سیاست خارجی باید بر مبنای اهداف ملموس و مبتنی بر ظرفیت اقدام جهت گیری شود.
ب: در تقابل و تعارض بین اهداف آرمانی و منافع مادی، اولویت با آرمان های عقیدتی است.
ج: سیاست خارجی مقوله ای طولی است و نه عرضی و مساله تقابل مطرح نیست. اهداف و منافع، بطور کلی، در سه بخش منافع حیاتی اولیه، منافع ثانویه و اهداف آرمانی قابل تقسیم هستند و مسئولان سیاست خارجی، با عنایت به ظرفیت اقدام، باید اولویت های سه گانه فوق را به ترتیب مدنظر قرار دهند.
د: خواسته های ملموس و ارزش های آرمانی و عقیدتی، به صورتی تفکیک ناپذیر، کلیتی به نام منافع ملی را تشکیل می دهند. تعیین اولویت و اجرای هر بخش از این کلیت، در هر نظام سیاسی به ادراکات رهبران از شرایط و موقعیت های مختلف زمانی بستگی دارد. در نظام سیاسی بین المللی نمی توان صرفا یک جهت گیری خاص را انتخاب و پیگیری کرد، بلکه متناسب با شرایط و امکانات، یکی از اهداف در اولویت قرار می گیرد که سیاستگذار خارجی ناگزیر به اخذ تصمیم بر آن مبنای خاص است.
BUY NOW