مشکل اصلي، دولت برنامه گريز است
آگوست 7, 2020
تنوع طلبی ام بد نیست، اعتماد ملی؛ 16/12/1386.
آگوست 7, 2020
 
 

به سیاست تنش زدایی خاتمی اعتقاد داریم، سرمایه؛ یکشنبه 14 بهمن 1386.

جواد اطاعت، عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي: به سياست تنش زدايي خاتمي اعتقاد داريم.
از آن جا که اعتماد ملي بنا دارد تا فعاليت هاي حزبي مستقلي در انتخابات داشته باشد، آيا عملا مي توان اين حزب را جدا از جبهه اصلاحات در چارچوب عاليت هاي سياسي کشور در نظر گرفت؟
همان گونه که مستحضريد در کشور ما به دليل نظام انتخاباتي اش دو جبهه سياسي در برابر هم آرايش گرفته اند، جبهه اصول گرا و جبهه اصلاح طلب. وقتي ما از نام جبهه استفاده مي کنيم در واقع با نام حزب متفاوت است و جبهه مرکب از احزاب متفاوت است. وقتي احزاب متفاوتي را نام مي بريم بيانگر اين است که اين احزاب داراي اشتراکات و اختلافات هستند همان طور که در جبهه اصول گرا هم چنين است. احزاب مختلفي وجود دارند که نشان دهنده اين است که آنها داراي اختلافات هستند و به دليل اين که در يک جبهه فعاليت مي کنند داراي اشتراکاتي هم هستند. در جبهه اصلاحات هم بين احزاب ديدگا هاي مختلفي وجود دارد اصلا فلسفه اين که گروه ها و احزاب مختلفي وجود دارند همين است والا اگر قرار بود همه داراي يک فکر باشند که يک حزب تشکيل مي دادند و تبديل به يک جبهه سياسي نمي شدند که مرکب از احزاب مختلف است. اما اين که حزب اعتماد ملي در انتخابات چه سياستي را دنبال مي کند. حزب اعتماد ملي همان طور که بارها اعلام کرده بيش از 80 درصد نامزدهايش با ساير احزاب يکسان خواهد بود ولي به دليل اين که حزبي نوپاست و مي خواهد حزبش را هم تبليغ کند و آزادي عمل بيشتري داشته باشد، خواهان اين است که فعاليت سياسي خود را به طور مستقل دنبال کند.
ظاهرا آقاي کروبي صحبتي کرده بودند مبني بر اين که حزب اعتماد ملي با کساني که در انتخابات رياست جمهوري گذشته و شوراها با ما ائتلاف نکردند يا من را تشويق به کناره گيري کردند، ائتلاف نخواهد کرد؟
من توضيحي که دادم همين بود، ائتلاف نه. گفتم که نامزدها مشترک هستند اما اين به معناي ائتلاف نيست.
آيا اعتماد ملي براي انتخابات يا بعد از آن شعار يا برنامه مشخص اقتصادي، سياسي دارد
ما براي انتخابات مجلس هشتم برنامه هاي خود را در حوزه هاي مختلف اقتصادي،اجتماعي، سياسي ( داخلي يا خارجي) و همين طور فرهنگي و هنري منتشر کرده ايم. ديدگاه هاي خود را در خصوص انتخابات نيز بيان داشته ايم. حدود 47 بند اقتصادي،اجتماعي، سياسي و فرهنگي مدنظر داشته ايم که با توجه به مشکلات مردم و اولويت بندي ها حدود نيمي از اين محورها که مي تواند در قالب طرح هاي مختلف در مجلس تصويب و عملياتي شود به مسائل اقتصادي و اجتماعي اختصاص دارد. براي مثال ما به آزادسازي اقتصادي اعتقاد داريم،عدالت توزيعي را نفي مي کنيم و عدالت را در حوزه توليد مدنظر داريم.
در بخش اقتصادي مي توانيد بخشي از اين مانيفست را برايمان توضيح دهيد. و اين که ماجراي 50 هزار توماني که آقاي کروبي در انتخابات رياست جمهوري مطرح کردند، چه بود؟
من نگفتم مشخص نشده. گفتم مانيفستمان را داديم، ديدگاه اقتصادي مان را تبيين کرديم، منتشر شده، الآن هم داريم کار مي کنيم و اين به معناي آن نيست که ما اطلاعيه اي داديم و به همين بسنده کنيم.
شما چارچوب هايش را مي توانيد بگوييد؟
شما مي توانيد مانيفست حزب اعتماد ملي را ببينيد. چارچوب هايش را کلي منتشر کرديم. علاوه بر آن من توضيح مي دهم. حزب اعتماد ملي حزبي است که از نظر اقتصادي اقتصاد آزاد را پذيرفته، خصوصي سازي را مورد توجه قرار داده و بر فضاي امن اقتصادي تاکيد ويژه اي دارد. منتها آزادي اقتصادي به معناي ليبراليسم اقتصادي را نه. يعني در عين حال که آزادي اقتصادي را پذيرفته، بر عدالت اجتماعي هم تاکيد ويژه اي دارد. ما نمونه هاي زيادي در دنيا داريم که در عين حال که آزادي اقتصادي را پذيرفته اند و فضاي آزاد اقتصادي را مورد توجه قرار مي دهند، با ماليات هايي که اخذ مي کنند و توجهي که به قشر پايين دست جامعه دارند، به نوعي تلاش مي کنند که عدالت نسبي اجتماعي را برقرار کنند مثل کشورهاي اسکانديناوي.
حزب اعتماد ملي حزبي است که با ليبراليسم بي حد و حصر اقتصادي سر سازگاري ندارد و اين که ما اقتصاد را کاملا  آزاد کنيم و دولت هيچ نقشي در قبال مستمندان نداشته باشد را قبول ندارد. ما آزادي اقتصادي را قبول داريم ولي درعين حال فکر مي کنيم که دولت وظيفه اش رسيدگي به امور اقشار پايين دست جامعه است و توجه به بيمه هاي تامين اجتماعي، بيمه بيکاري و حداقل هايي از معيشت و رفاه براي اقشار دست جامعه.
اين اقتصاد آزاد که مي فرماييد دخالت دولت را کاملا نقض نمي کند و مسائلي مانند کسر ماليات ها و ... غير از کشورهاي اسکانديناوي در خيلي از کشورهاي اروپايي هم وجود دارد؟
در آمريکا هم مرسوم است. در دنيا هم احزاب مطرح در قالب دو طيف آرايش گرفته اند. احزابي که بيشتر بر آزادسازي اقتصادي توجه مي کنند، مثلا در آمريکا حزب دموکرات بر بيمه بيکاري، بهداشت و آموزش رايگان تاکيد دارد و حزب جمهوري خواه بيشتر بر آزادسازي اقتصادي و رها شدن از قيد وبندها در راستاي تامين اجتماعي. در انگليس حزب محافظه کار آزادي اقتصادي بيشتر است و حزب کارگر توجه به تامين اجتماعي دارد. در فرانسه احزاب راست بيشتر بر آزادي اقتصادي تاکيد مي کنند و احزاب سوسيال دموکرات بر توجه به اقشار پايين دست جامعه.
ما درايران برآيندي داريم از نظر اقتصادي بين اقتصاد آزاد و اقتصاد دولتي، يعني نه اقتصاد دولتي را کاملا قبول داريم نه اقتصاد آزاد بي حد و حصر را. برآيندي بين اين دو. ما اقتصاد آزاد را مي پذيريم اما در عين حال معتقديم دولت بايد بر سياست هاي تامين اجتماعي براي رفاه مستمندان توجه کند و به حداقل هايي از معيشت، بيمه بيکاري، بيمه هاي تامين اجتماعي، آموزش و بهداشت رايگان توجه ويژه اي داشته باشد.
آيا با توجه به وضعيت بخش خصوصي کشور شما آنچنان قدرت و قوتي در اين بخش مي بينيد که بشود از آنها چيزي گرفت و به مستمندان داد؟
اشاره کردم که ما در مرحله اول به آزادسازي اقتصادي توجه داريم. وقتي شما فضاي اقتصادي آزاد داريد، نه تنها بخش خصوصي ايران که سرمايه گذاران خارجي هم مي آيند و در کشور سرمايه گذاري مي کنند.
پس هدف اصلي اين است که در مرحله اول بخش خصوصي توانمند شده و سرمايه گذاري خارجي جذب شود فکر مي کنيد قوانين مدني و وضعيت سياسي موجود، اين اجازه را مي دهد که سرمايه گذار خارجي جرات کرده و در کشور ما سرمايه گذاري کند؟
من جمله اي بگويم که قبلا هم گفته ام و مطبوعات منتشر کرده اند، حزب اعتماد ملي مي خواهم عدالت توليد محور را جايگزين عدالت توزيع محور کند. ما بايد اول بخش خصوصي را بزرگ کنيم و اجازه دهيم سرمايه گذاري ها ايجاد شوند بعد از طريق آنها شغل ايجاد کنيم.
يکي از اين شرايط که مي فرماييد بحث تحريم ها و تعليق غني سازي است که معضلي کلي است براي هر کسي که سرکار بيايد. تا تعليق نباشد، تحريم از بين نخواهد رفت و تا تحريم از بين نرود سرمايه گذاري جرات نمي کند که بيايد و سرمايه گذاري کند؟
من اين ارتباطي را که شما مي گوييد قبول ندارم. در دنيا کشورهاي مختلفي وجود دارند که تحت همين شرايط و قوانين نه تنها به انرژي هست اي که به بمب هسته اي هم دست کرده اند..
بخشي از اين دنيا که قدرت هاي بزرگي هم هستند نمي پذيرند.
من چنين اعتقادي ندارم. چطور قدرت هاي بزرگ براي پاکستان، هند، چين و ... مي پذيرند اما براي ما نمي پذيرند!
در شرايط ويژه آنها را پذيرفتند.
بستگي دارد به اين که ما چگونه عمل کنيم. اين بيش از آن که به دنياي غرب داشته باشد به عملکرد ما مربوط است.
يکي از شرايط، نفوذ کامل غرب در کشور است.
نه لزوما اين گونه نيست. مگر در کشورهايي مثل چين و هند که به انرژي هسته اي دست پيدا کردند، آمريکا نفوذي در آنها داشت.
آنها از روسيه استفاده کردند.
نه اتحادي با روسيه نداشتند. چيني ها اتفاقا آن زمان با روس ها مشکل داشتند.
اما شرايط چين با وضعيت امروز ما خيلي تفاوت دارد.
من مي گويم دنيا را آن گونه که امروز جريان حاکم ترويج مي کند نبايد ديد. قطعا اگر در ايران حزب يا جريان خاصي روي کار بيايد که حاضربه تعامل با دنيا باشد، مي تواند از امکانات دنيا بهره بگيرد بدون اينکه هزينه اي پرداخت کند. نمونه اش هم سياست خارجي دولت اصلاحات بود.
يعني شما فکر مي کنيد بازگشت به سياست هاي دولت اصلاحات جواب مي دهد؟
قطعا سياست هاي دولت اصلاحات، سياست هاي راهبردي، منطقي، کاربردي و درستي بود که بايد با قوت و قدرت بيشتري تعقيب و اجرا مي شد.
پايه برنامه هاي سياست خارجي اعتماد ملي بر اساس سياست هاي تنش زدايي آقاي خاتمي است.
بله. سياست تنش زدايي، همزيستي مسالمت آميز، گفتگو و تعامل با دنيا در هر سطحي، سياستي است که حزب اعتماد ملي تعقيب و دنبال مي کند. اين را مقدمه اي براي توسعه اقتصادي کشور مي دانيم، ما نمي توانيم در حالت تهاجم، درگيري و دشمن تراشي با دنيا منافع کشور را تامين کرده و فرآيند توسعه و پيشرفت کشور را پيش ببريم.
اگر خاطرتان باشد همان موقع که آقاي خاتمي سياست تنش زدايي را اجرا مي کرد در داخل کشور اتفاقاتي مي افتاد. فکر نمي کنيد بين مشي اعتماد ملي و اين اتفاقات با اين وضعيت حالت دوگانگي پيش مي آيد. اگر مقاومت شود خب مي شود هماني که افراطيون دوم خردادي به آن متهم اند اگر قرار بر عقب گرد باشد که اگر سياست هاي تنش زدايي قابل اجرا بود آقاي خاتمي همان موقع به صورت کامل اجرا مي کرد.
عرصه سياست را چه داخلي و چه خارجي نبايد سياه وسفيد ببينيم. يک طيف متنوعي است که شما مي توانيد داخل آن قرار گيريد. لزوما موفقيت يا عدم موفقيت صد در صد نيست. در بحث سياست خارجي ما به سياست هاي تنش زدايي، همزيستي مسالمت آميز، تعامل با دنيا به ويژه با کشورهاي منطقه اعتقاد داريم. طبيعتا ممکن است گروه هايي باشند که با اين سياست ها همخوان نباشند، در عرصه داخلي ما با قانون گذاري خوب، با تلاش ها، پايمردي ها مي توانيم جهت گيري و ديدگاه هاي خودمان را با حمايت مردم دنبال کنيم.
اجازه دهيد که مصداقي صحبت کنيم. قانون خوب را مجلس ششم هم مي خواست مثل قانون مطبوعات و زنان. اينها چالش هايي است که دنيا با ما دارد.، قانون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان و ... اينها به هرحال نشد. هرچقدر هم که پايمردي مي شد اسمش تندروي بود.
شما مي خواهيد من را به سمت نقد دوران اصلاحات ببريد.
نه من قصد ندارم. من مي خواهم يادآوري کنم که در کشور ما جريانات يا لابي هاي پرنفوذ و هرچند کوچکي هستند که مانع و سد راه شما خواهند شد.
شما هيچ وقت براي پيشبرد کارهايتان بدون مانع نيستيد.قطعا موانعي وجود دارد که بايد با تعامل، گفتگو و مذاکره تلاش کنيم که اين موانع را از سر راه برداريم.
آقاي خاتمي که سرمنشا حرف هايش گفت و گو بود نتوانست تعامل کند.
به هرحال زمان فرق مي کند. يعني زماني يک سري از جريان هاي سياسي فکر م کردند اگر خودشان به قدرت برسند مي توانند شق القمر کنند و کشور را طي پنج سال بسازند. اين هزينه هايي که طي اين چند سال کشور داده، فکر مي کنم جريان افراطي را به اين ديدگاه رسانده باشد که با ديدگاه هاي افراطي نمي توانند مشکلات را حل کنند، مثل تورم يا تهديدهايي که الان متوجه کشور هست و ناکامي هايي که دولت فعلي در راستاي تحقق شعارهايشان مواجه هستند، زمينه هايي را فراهم مي کند که ما درآينده راحت تر بتوانيم برنامه هايشان را پيش ببريم.
شما مهم ترين موانع بر سر راه حزب اعتماد ملي در صورت به قدرت رسيدن را چه مي دانيد؟
به هر حال در عرصه سياست خارجي و داخلي و حوزه اقتصاد هر کشوري با مشکلات و موانعي روبه رو است. يک انسان هم وقتي بخواهد به هدف خود برسد به راحتي نمي تواند. به هر حال تلاش، پيگيري، پشتکار، توجه، جديت، همراهان، ايجاد فضا و بسترهاي مناسب اجتماعي لازمه کار است که قطعا حزب اعتماد ملي هم با مشکلاتي رو به رو خواهد بود اما مشکلات از نوع دوره آقاي خاتمي ديگر فکر نمي کنم وجود داشته باشد، با توجه به تجربه چند ساله، نکته ديگر اين که اصلاح ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي چه در ابعاد داخلي يا خارجي مي تواند به ما کمک کند. مثلا در سياست داخلي تاکيد بر دموکراسي داريم و راي مردم و پافشاري مي کنيم برخواست مردم که بايد محقق شود. اگر چنين شود طبيعتا بسياري از مشکلات داخلي مرتفع مي شود. يعني اگر گروه هاي راديکالي که ممکن است در تمام گروه هاي سياسي وجود داشته باشند به قواعد بازي سياسي تن بدهند بخشي از مشکلات حل خواهد شد. پس ما تلاش مي کنيم قواعد بازي هاي سياسي را در کشور نهادينه کنيم. در عرصه سياست خارجي بعضي از مسائل تبديل به يک تابو شده که البته در اين جهت، دولت فعلي بسياري از اين تايوها را شکسته که حزب اعتماد ملي که معتقد به تعامل با دنياست با ارائه راهکارهايي اين مشکلات را در حد توان حل خواهد کرد.
به نظر مي رسد اعتماد ملي به تغيير اوضاع خوش بينانه نگاه مي کند آيا اين تغيير مهمي است؟
فراموش نکنيد که ما هم باتجربه تر شده ايم. تجربه دوران اصلاحات و بعد ازآن ما را پخته تر کرده که سياست هاي خود را واقع بينانه تر پيش ببريم و با درايت بهتري عمل کنيم.
من زياد به اين قضيه خوش بين نيستم. شما مي دانيد براي اين که دولت نهم به اهدافش برسد، خيلي ها حمايتش مي کنند. اما شايد اگر کسي از گروه مقابل به عرصه اجرايي برسد اين حمايت ها ديگر صورت نگيرد.
واقع گرايي مردم و جريان هاي رقيب و تجربه دوران اصلاحات و بعد از آن، فکر مي کنم سرمايه خوبي براي عبور از مشکلات است.
شما روي اين قضيه پافشاري مي کنيد ولي من فکر نمي کنم تغيير جدي در افکار و جريان رقيب صورت گرفته باشد.
من اميدوارم و آينده را روشن مي بينم . چون اگر نا اميد باشيد نبايد وارد فعاليت سياسي شويد . شايد شما مطلق مي بينيد ولي من به دنياي سيلست نسبي نگاه مي کنم. در عين حال واقع گرا هم هستم. به همين دليل فکر مي کنم که قرار نيست ما يک شبه ايران را به توسعه برسانيم. مهم اين است که ما کشور را در مسير توسعه و پيشرفت قرار دهيم، آن وقت آرام آرام هم مي شود به هدف رسيد.
اشاره کرديد به اين که اعتماد ملي براي اين که دستش باز باشد و با فراغ بال بيشتري در انتخابات حضور پيدا کند، به ائتلاف نپيوست. اين بحث ناظر بر تاييد صلاحيت ها مي شود. با توجه به اين که شما احتمالا اين مساله را هم در نظر گرفته ايد که ممکن است در فهرست ائتلاف افرادي باشند که در فيلتر صلاحيت ها گير کنند و مشکلي برايشان ايجاد شود. بخشي از قضيه اين است که مي خواهيد حزب را معرفي کنيد. بخش ديگر شايد اين باشد که به هرطريقي مي خواهيد وارد قدرت شويد و در اين راستا دغدغه رد صلاحيت ها را نداشته باشيد.
ما نبايد نگاه تک عامل داشته باشيم که فقط بگوييم يک عامل تاثيرگذار است. ما وظيفه خودمان مي دانيم که به عنوان يک حزب سياسي از حقوق همه شهروندان و نامزدها دفاع کنيم حتي اگر با آنها از نظر سياسي هماهنگ نباشيم منتها من باز هم تاکيد مي کنم که يک جبهه سياسي با توجه به وضعيت موجود در کشور، لازم نيست همه تخم مرغ هايش را در يک سبد بگذارد. ما مي توانيم با همديگر هماهنگ عمل کنيم و در کنار هم از نامزدهاي مشترکي استفاده کنيم ولي در عين حال ائتلاف هم نداشته باشيم.
تاييد صلاحيت همه که معناي بسيار مثبتي دارد و به معناي يک گام اساسي به سوي دموکراسي است، اين طور نيست؟
نکته اي که مهم است اين است که اگر ما کشورهاي پيشرفته را با عقب مانده مقايسه کنيم، متوجه مي شويم که روش دموکراتيک عامل پيشرفت بوده و روش استبدادي عامل عقب ماندگي. من اين مساله را در تمام صحبت هايم گفته ام و باز هم مي گويم که اگر شما فقط يک مقايسه تطبيقي داشته باشيد و اين نياز به بحث هاي نظري و کاوش هاي علمي ندارد. مقايسه اي تطبيقي بين تجربه موجود دنيا مثل آمريکا با رقيبش شوروي. آمريکا روش دموکراتيک را دنبال مي کرد و شوروي روش استبدادي. امروز آمريکا به عنوان ابرقدرت جهان ابراز وجود مي کند و از شوروي خبري نيست. اروپاي شرقي و غربي، اروپاي غربي مثل فرانسه، انگليس، آلمان، ايتاليا، اسپانيا و ... کشورهاي پيشرفته اي محسوب مي شوند و اروپاي شرقي کشورهاي در حال توسعه هستند که در دوران کمونيست مشي استبدادي پيشه کردند. حتي آلمان غربي با آلمان شرقي. يک کشور که در جنگ جهاني دوم سرنوشت سياسي جداگانه اي پيدا کردند آلمان غربي به شيوه دموکراتيک روي آورد و پيشرفته شد و آلمان شرقي با شيوه استبدادي تبديل به کشوري عقب مانده. فراتر از آن مقايسه کره شمالي و کره جنوبي است؛ کره شمالي با مشي استبدادي تبديل به کشوري شد که مردمش الآن از گرسنگي رنج مي برند و کره جنوبي جزو کشورهاي صنعتي دنيا محسوب مي شود کوبا و پاناما را مقايسه کنيد.
ثابت شد که استبداد و نفي حاکميت ملت باعث عقب ماندگي کشورها مي شود و پذيرش مشي دموکراتيک و مشارکت همه سلائق، ديدگاه ها، احزاب و نخبگان مختلف باعث پيشرفت کشور مي شود. اگر ما خواهان پيشرفت ايران اسلامي هستيم، هر کسي دغدغه پيشرفت و توسعه و رفع مشکلات معيشتي و اقتصادي مردم دارد بايد به الزاماتي که براي پيشرفت کشور ضروري است تن بدهد و آن هم شيوه و مشي دموکراتيک است.
BUY NOW