تنوع طلبی ام بد نیست، اعتماد ملی؛ 16/12/1386.
آگوست 7, 2020
مدیریت از نوع نیمه متمرکز، همشهری؛ 24و26/5/1381.
آگوست 7, 2020
 
 

ایجاد یک جریان سوم سودی برای کشور ندارد، همشهری؛ 16/4/1387.

عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي :
ايجاد يک جريان سياسي " سوم " سودي براي کشور ندارد.
جواد اطاعت از سياستمداران ايراني است که علوم آکادميک سياسي را هم در سياست ورزي خود در نظر مي گيرد. او هم اکنون در دانشگاه شهيد بهشتي علوم سياسي تدريس مي کند. او عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي است. جايي که برخي او را پلي ارتباطي ميان  کروبي و ساير اصلاح طلبان مي دانند. اما گويي در ايفاي اين وظيفه چندان موفق نبوده است. اطاعت، دو دوره تجربه حضور در مجلس را دارد و شايد بزرگترين فعاليتش در دوران نمايندگي ارائه طرح استاني شدن انتخابات مجلس بود. اين کارشناس و فعال سياسي در گفت و گو با همشهري عصر مي کوشد ضمن ارائه تصويري از جامعه سياسي امروز ايران، از عملکردها و ايده هاي اصلاح طلبان دفاع کند. او به برخي از عملکردهاي اصولگرايان انتقاد کرده است و در عين حال تلاش کرده تا تغييرات ايجاد شده در تفکرات اصلاح طلبان در سال هاي اخير را توضيح دهد.
آقاي اطاعت به نظر شما جريان سياسي کشور حول چه محور هايي مي چرخد ؟
از منظره هاي متفاوت مي توان به موضوع پرداخت از منظر فرهنگي با يک شکاف نوگرا و سنت گرا مواجه هستيم از منظر اقتصادي طرفداران اقتصاد ازاد واقتصاد بسته و از نظر سياسي گرايش هاي دموکراتيک و اقتدار گرايانه براي مثال اگر 2 شاخص سياست و اقتصاد را در نظر بگيريم از تلاقي اين 2 شاخص 4 جريان فکري بروز و ظهور خواهد يافت :
1.جريان طرفدار اقتصاد آزاد و مشي دموتراتيک در اداره کشور
2.جريان طرفدار اقتصاد آزاد با مشي غير دموتراتيک و اقتدار گرايانه
3.جريان منتقد اقتصاد آزاد با مشي دموتراتيک
4.جريان منتقد اقتصاد آزاد با مشي اقتدار گرايانه
برخي جريانات را به ارزشي و ضد ارزشي تقسيم مي کنند .نظر شما چيست؟
اين مسئله بيشتر يک شعار تبليغاتي است که که برخي از جريانات سياسي براي رسيدن به اهداف حزبي خود مطرح مي کنند براي مثال : ميزان بودن راي ملت از نکات محوري انديشه امام خميني .قانون اساسي و شعارهاي اصلي انقلاب است.کساني که اين ارزش بر امده از مبارزات ملت ايران را بر نمي تابند آيا صلاحيت آن را دارند که ديگران را به غير ارزشي بودن متهم کنند.
چرا جريان مخالف خود را با کلمه اقتدار گرايي نام گذاري مي کنيد . آيا اين نوعي تخريب جريان مقابلتان نيست؟
خوشبختانه طي اين 3 دهه تا حدود زيادي ديدگاه ها شفاف شده است با موضع گيري ها .مخالفت ها . موافقت ها وحتي سکوت ها مي توان تعهد مردمسالارانه را مورد سنجش قرار داد .
شما جرياني که خود را اصولگراي اصلاح طلب مي شناسد را در کدام يک از طيف هايي که خوانديد قرار مي دهيد؟
هر جرياني دقيقا مفهوم و هويت نامي که يدک مي کشد را ندارد و اين طور نيست که ديگر گروه ها نيز کاملا تهي از مفهوم آن باشند مثلا اگر گروهي خود را اصلاح طلب بداند به مفهوم اين نيست که انها فقط اصلاح طلب باشند ويا برعکس چون آنها نام اصلاح طلبي دارند اصلاح طلب نباشند . ايجاد يک جريان سوم در کشور ما نه تنها جواب نمي دهد که سودي هم براي کشور ندارد .2حزبي بيشتر جواب مي دهد و باعث ثبات سياسي مي شود .در کشور ما از آنجا که فرهنگ کار دسته جمعي ضعيف است با هر نوع اختلاف سليقه اي سعي مي کنند به صورت جرياني جدا فعال شوند .
به انتخابات برگرديم. آينده اصلاح طلبان با توجه به شکست هايشان در انتخابات اخير را چگونه توجيه مي کنيد ؟
عنوان شکست که شما به کار مي بريد را قبول ندارم درست است که اصلاح طلبان پايگاه سال هاي 76 تا 80 را ندارند ولي اين به معناي پيروزي جريان مقابل نيست . اگر نامزد هاي اصلاح طلب در مجلس 7 و 8م مي شدند اکثريت مجالس مزبور در اختيار اصلاح طلبان قرار مي گرفت
در تهران چه طور شما در تهران 30 کانديدا داشتيد در حالي که آراي کانديداهاي شما کمتر بود؟
در تهران اکثر چهره هاي موثر ما رد صلاحيت شده بودند و بخشي از طرفداران ما متاثر از اين وضعيت در انتخابات شرکت نکردند .مقايسه تعداد شرکت کنندگان در انتخابات 6 و 7و8م اين مسئله را تاييد ميکند.
فکر مي کنيد که اصلاح طلبان باز هم به قدرت برگردند؟
اگر انتخابات رقابتي ازاد و عادلانه بر گزار شود قطعا چنين خواهد بود . چرا که اگر قرار است ايران اسلامي ساخته شود با شيوه و روش اصلاح طلبانه بهتر جواب مي دخد و مقايسه وضعيت مردم به لحاظ اقتصادي و معيشتي در دوره اصلاحات با دوره فعلي بيانگر اين موضوع است
با توجه به وضعيت فعلي فکر نمي کنيد که يک جريان از داخل اصولگرايان جاي اصلاح طلبان را پر مي کند؟
جريان اصلاح طلب جرياني ريشه دار است و هيچ گروهي نمي تواند جاي آن را پر کند و تلاش هايي که در اين زمينه انجام مي شود ، ناموفق است.
.
با توجه به وضعيت فعلي پيش بيني شما در مورد انتخابات رياست جمهوري سال آينده چيست؟
از منظر سياسي انتخابات رياست جمهوري کانديدا محور است و بستگي دارد چه کساني خود را در معرض انتخاب مردم قرار مي دهند.
پيش بيني مي کنيد اصلاح طلبان و اصولگرايان هر کدام با يک کانديدا وارد مي شوند؟
چون مثل امريکا ما سازو کاري براي اجماع و ائتلاف نداريم غير قابل پيش بيني است.
احتمال پيروزي رئيس جمهور فعلي را چقدر مي دانيد؟
شانس زيادي قائل نيستم به ويژه ممکن است از اصولگرايان کسان ديگري نيز در عرصه حضور يابند .در يک صورت ممکن است و ان اينکه اصولگرايان کانديدا معرفي نکنند.
اصلاح طلبان در زماني که در قدرت بودند با برخي ارکان قدرت درگير بودند .آيا باز هم با اين مسائل روبرو خواهند بود؟
تجربه دوران اصلاح طلبي به جريان سياسي آموخته است که منطقي تر و متعادل تر باشد . لذا فکر مي کنم هر دوجريان به اين بلوغ فکري رسيده باشند لازمه توسعه ي کشور اجماع و خويشتنداري و همکاري به ويژه ميان رهبران و نخبگان است.
به نظر مي رسد آقاي کروبي فارغ از تصميمات گروهي اصلاح طلبان قصد کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري را دارد .حضور چند کانديداي اصلاح طلب مشکل ساز نخواهد بود؟
ما اميدواريم که جريان اصلاحات با توجه به وضعيت داخلي و بين المللي کشور در شرايط کنوني  با تدبير بر يک کاندادا تمرکز کند و از تفرقه پرهيز کنند.
سعيد حجاريان در مصاحبه اي مبارزه صرف پارلمانتاريستي را در ايران جوابگو ندانسته نظر شما چيست؟
مبارزه صرف پارلمانتاريستي مربوط به واحد هاي سياسي است که قدرت سياسي صرفا از پارلمان نشئت مي گيرد مثل نظام کابينه اي انگلستان که رهبر حزب اکثريت مجلس عوام نخست وزير مي شود و دولت تشکيل مي دهد و يا در کشور هاي که پارلمان رئيس جمهور را انتخاب مي کنند .نظام سياسي ايران به لحاظ حقوق اساسي نظام مختلط است که رياست جمهوري .مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان رهبري در ساختار نظامي داراي اهميت و جايگاه است لذا حضور در عرصه رقابتي نيز تعيين کننده است . بر اساس اين رهيافت راهکار پيشنهادي اين است که اصلاح طلبان با حضور مدبرانه و قدرتمندانه خويش از فرصت انتخابات استفاده کنند و با تمرکز بر کانديداي واحد گفتمان اصلاح طلبي را جايگزين اصولگرايي حاکم کنند.
BUY NOW