صفحه اصلی
نفت، ژئواكونوميك و امنيت ملّي ايران PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 38
بدخوب 

يکي از عناصر وعوامل مهم تأثيرگذار بر امنيت ملّي کشورهاي توليدکننده و .مصرف¬کننده انرژي، نفت و گاز است. بعد از پيدايي نفت در ايران به مرور اين ماده خام به عنوان مهمترين مولفه تاثيرگذار بر اقتصاد، سياست و بطور کلي امنيت ايران ايفاي نقش کرده است.
در دوره حاکميت گفتمان ژئواستراتژيک، موقعيت جغرافيايي ايران عامل ارتباط، اتصال، تعامل و تقابل ايران با نظام بين¬الملل محسوب مي¬گرديد.
باتحول گفتمان ژئواستراتژيک به گفتمان ژئواکونوميک در دهه هاي اخير و ايفاي نقش برتر اقتصاد در عرصه مناسبات جهاني، نفت به عنوان خون صنعت مدرن در مقايسه با ساير عوامل قدرت ازجايگاه بالاتري بر خوردار شده است. در اين دوره انرژي ، بويژه نفت در تعيين امنيت و ايجاد کشمکشهاي منطقه¬اي و بين¬المللي از نقش¬آفريني بيشتري برخوردار شده است.
در اين ميان ايران از دو جنبه توليد و مصرف انرژي در کانون توجه و تعاملات بين¬المللي واقع شده است.
از طرفي اين کشور در مرکز بيضي انرژي جهاني با 59/5درصد ذخاير نفت در خليج فارس و 10/39درصد در حوزه خزر واقع شده است که با تپش آن صنعت و اقتصاد جهاني به حرکت افتاده  و حيات خويش را تداوم مي¬بخشد. همچنين سه حوزه بزرگ ذخاير گازي جهان يعني خليج فارس، سيبري غربي و آسياي مرکزي با 70/2درصد ذخاير گازي جهان را بهم ارتباط مي¬دهد.
از جنبه مصرف انرژي نيز ايران محل اتصال دو حوزه بزرگ مصرف انرژي يعني هند و چين درشرق و اروپا در غرب واقع شده است. اين ويژگيهاي دوگانه باعث گرديده است که امنيت ايران و محيط پيرامونش براي نظام بين¬المللي اهميت مضاعفي پيدا کند.


سوال :
نفت به عنوان يك مؤلفه جغرافيايي چه نقشي  در تأمين امنيت ملّي ايران ايفاء مي¬كند؟
فرضيه:
با وجود ذخاير عظيم  نفت و گاز در ايران و در حوزه جنوبي (خليج فارس) و شمالي(درياي خزر) و نياز كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه به اين مادة حياتي، مشاركت ايران در تأمين امنيّت جهاني انرژي و جذب سرمايه¬گذاري¬هاي مشترك در اين صنعت، مي¬تواند امنيت ¬ملّي ايران را  بهبود و ارتقا بخشد.
جغرافياي نفت جهان و جايگاه ايران
جغرافياي جهاني نفت؛ با نقاط مازاد و كمبود تعريف مي¬شود.
بر اساس آخرين محاسبات بي.پي، موجودي نفت دنيا حدود 1258ميليارد بشكه است كه 955/8ميليارد بشكه به كشورهاي عضو اوپك تعلق دارد. ميزان توليد نفت دنيا نيز 81/8ميليون بشكه در روز بوده است. كه از اين مجموع توليد نفت دنيا، سهم آمريكاي شمالي13 ميليون بشكه (15/8%)، سهم آمريكاي جنوبي و مركزي 6/6 ميليون بشكه (8/5%)، سهم اروپا و اوراسيا 17/5ميليون بشكه (21/7%)، سهم خاورميانه 26/2ميليون بشكه (31/9%)، سهم آفريقا 10/2ميليون بشكه(12/4%) و سهم آسيا پاسيفيك 7/9ميليون بشكه (9/7%)  است.
از تحولات عمده ديگر در روندهاي بازار نفت جهان، شتاب گرفتن مصرف جهاني نفت بويژه در كشورهاي در حال توسعه آسيايي است. برآوردها حاكي از آن است  كه تقاضا براي نفت در جهان درحال¬توسعه سه برابر سريع¬تر از جهان توسعه‌يافته است و انتظار مي¬رود از 43 درصد كل مصرف ¬جهاني نفت تا سال2020 به 55 درصد افزايش يابد.

 

جغرافياي جهاني نفت؛ با نقاط مازاد و كمبود تعريف مي¬شود.
بر اساس آخرين محاسبات بي.پي، موجودي نفت دنيا حدود 1258ميليارد بشكه است كه 955/8ميليارد بشكه به كشورهاي عضو اوپك تعلق دارد. ميزان توليد نفت دنيا نيز 81/8ميليون بشكه در روز بوده است. كه از اين مجموع توليد نفت دنيا، سهم آمريكاي شمالي13 ميليون بشكه (15/8%)، سهم آمريكاي جنوبي و مركزي 6/6 ميليون بشكه (8/5%)، سهم اروپا و اوراسيا 17/5ميليون بشكه (21/7%)، سهم خاورميانه 26/2ميليون بشكه (31/9%)، سهم آفريقا 10/2ميليون بشكه(12/4%) و سهم آسيا پاسيفيك 7/9ميليون بشكه (9/7%)  است.
بر اساس جدول شماره 1،ميزان تقاضاي جهاني براي نفت از سال2010 تا سال2025سالانه 1/9درصد افزايش خواهد يافت و از 94/6ميليون بشکه در روز در سال 2010 به119/2 ميليون بشکه در روز در سال2025 افزايش خواهد يافت که بيشترين رشد طي اين دوره به ترتيب مربوط به کشور چين، هند، روسيه، آمريکاي شمالي و کشورهاي اروپايي و پاسيفيک خواهد بود.

براي تأمين اين حجم از تقاضاي انرژي بويژه در بخش نفت و گاز اهميت راهبردي منطقة خليج فارس طي بيست سال آينده افزايش خواهد يافت.
در اين ميان، براساس آخرين آمار بي.پي در پايان سال 2008م، ايران با داشتن 137/6ميليارد بشكه نفت، 10/9درصد از ذخاير جهاني نفت را به خود اختصاص داده است و در زمينة گاز طبيعي با 29/61تريليون مترمكعب، 16درصد ذخاير گاز  جهان در مقام اوّل خاورميانه و دوّم جهان قرار دارد.
ايران با داشتن چنين منابعي و به واسطة نزديكي مراكز توليد نفت و گاز آن به آب¬هاي بين¬المللي مي¬تواند نقش بسيار مهمي را در معادلات انرژي جهان ايفا كند. اما اين كشور تاكنون نتوانسته با استفاده از اين امكانات به ايفاي نقش منطقه¬اي و بين¬المللي بپردازد.

جدول شماره 4نشان دهند? آن است که فاصل? زيادي ميان ايران با بازيگران عمد? انرژي جهان در زمين? توليد و مصرف نفت وجود دارد. توليد نفت ايران، در مقايسه با توليد عربستان و روسيه کمتر از نصف است و تفاوتي بين 5 تا 6 ميليون بشکه در اين زمينه مشاهده مي¬شود.

جدول (5) نشان مي¬دهد که تا سال2020 ايران از مجموع 63/3 ميليون بشکه توليد کشورهاي اوپک 6/8 ميليون بشکه توليد خواهد داشت. در حالي که در همين مدّت عربستان سعودي توان توليد و صدور 28 ميليون بشکه را دارا خواهد بود. عربستان سعودي با يک سوم جمعيت ايران درآمدي چهار برابر ايران را بدست خواهد آورد و رفع اين فاصله مستلزم تعامل با کشورهاي عمد? صنعتي و صاحب تکنولوژي جهان و تغيير و باز تعريف در سياست خارجي ايران مي¬باشد تا بتوان با بکارگيري سرمايه¬هاي بين¬المللي منافع ملّي کشور را حفظ نمود.

ايران در بازار جهاني انرژي بازيگري ميان پايه و با توانائيها و ظرفيتهايي در مجموع درحد متوسط مي¬باشد. ايران براي ايفاي نقش مؤثر در منطقه و جهان، نيازمند استفاده از تمامي امکانات سرزميني خويش است و نفت از مهمترين آنها مي¬باشد.
موقعيت ايران در بازار جهاني نفت تضعيف شده است.  ايران كه در سال 1974، 6 ميليون بشكه نفت در روز توليد مي¬كرد و نقش تعيين¬كننده¬اي در اوپك و در بازار جهاني انرژي داشت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ديگر نتوانسته توليد خود را به اين حد برساند. عواملي چون جنگ، سرمايه¬گذاري محدود، تحريم و نرخ بالاي افول توليد چاه¬هاي نفت كشور دلايل اصلي اين امر محسوب مي¬شوند. چاه¬هاي نفت ايران نيازمند بازسازي ساختاري و احيا گستردة نفتي است. نرخ كاهش توليد سالانه چاه¬هاي نفت ايران معادل 8% در خشكي و 10% در دريا است و در عين حال نرخ احيا چاه¬هاي ايران 10% پايين¬تر از متوسط جهاني است.

جايگاه  نفت در عصر گفتمان  ژئواکونوميک
پس از فروپاشي اتّحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، ماهيّت قدرت در روابط بين¬الملل از نظامي به اقتصادي تغيير يافت و معادلات ژئواستراتژيك جاي خود را به مؤلفه¬هاي ژئواكونوميك داد.
در اين دوره كشورهاي قدرتمند به جاي توجه محض به ژئوپليتيك عمدتاً به ژئواكونوميك روي آورده و سعي مي¬كنند به مناطق حساس جهان به جاي توجهات سياسي- نظامي، نگرشي سياسي- اقتصادي داشته باشند.
انرژي بويژه نفت بعنوان روح ژئواکونوميکي در تعيين امنيّت و ايجاد کشمکشهاي منطقه¬اي و بين-المللي نقش¬آفريني مي¬کند. در اين دوره، مفاهيم امنيّت انرژي، ذخاير راهبردي، منابع نفتي، توليدکنندگان و مصرف¬کنندگان نفت و امنيّت خطوط انتقال نفت جايگاه خاصي دارند.
در اين ميان، در بازار جهاني انرژي، ايران از 2 نظر دركانون توجّه و مركز تعاملات بين‌المللي قرار دارد:
اول، موقعيت ژئوپليتيك كشور و قرار گرفتن در كانون بيضي انرژي جهاني است. بر همين مبنا جفري كمپ، متأثر از نظرية هارتلند مكيندر، از بيضي انرژي جهاني يا هارتلند ژئوپليتيك ياد مي¬كند. دوم، نقش حياتي ايران در امنيّت جهاني انرژي است.
داشتن نقش اساسي در تأمين انرژي جهان، که ضامن درآمدهاي کافي براي توسعه کشور باشد، امنيت ملّي کشور را نيز تضمين خواهد کرد.

نفت  و امنيت¬ ملّي ايران
نفت و گاز به عنوان حامل‌هاي مهم انرژي، ضمن اينکه از عوامل توليد به شمار مي‌روند، به عنوان سرمايه، نقدينگي، ثروت، فرصت و فراهم آورنده زمينه‌هاي انتقال و شناخت فناوري برتر نيز تلقي مي‌شوند.
امنيّت ايران همواره با نفت رابطة مستقيم داشته و هميشه بخشي از ديدگاه سياستمداران را در نگاه به ايران مسئلة نفت و منابع نفتي ايران تشكيل مي¬داده است.
نفت بيش از 80 درصد درآمد ارزي كشور را تأمين مينمايد و ارتباط اقتصاد ايران با دنيا عمدتاً از طريق اين صنعت صورت مي¬گيرد. ازاينرو، با توجه به وابستگي اقتصاد ايران به درآمدهاي حاصل از نفت، امنيت ¬ملّي از متغير¬هايي در خارج ¬از مرزها نيز تأثير مي¬پذيرد
رابطة مستقيمي ميان امنيت ملّي ايران و قيمتهاي جهاني نفت وجود دارد.  هر چه بحران در قيمت جهاني نفت افزايش يابد، حساسيت امنيتي كشور نيز افزايش مي¬يابد. لذا اقتصاد تک محصولي ايران يکي از چالش¬هاي امنيتي محسوب مي¬شود که در کنار اينکه منجر به کندي رشد و توسعه اقتصادي شده است، با رقيب قرار دادن ديگر کشورها و در نتيجه واگرايي نسبت به کشورهاي ديگر منطقه، ناامني را براي ايران بازتوليد مي کند.
هر قدر بازار جهاني و كشورهاي مختلف به نفت و گاز ايران بيشتر وابسته باشند، مجبور خواهند بود كه از امنيّت تداوم توليد و جريان نفت و گاز ايران حراست كنند و اين به نوبه خود مستلزم داشتن جايگاه مناسب در بازار جهاني انرژي ( نفت و گاز)، برقراري آرامش و امنيّت ايران خواهد بود.
لذا، افزايش نقش ايران، در تأمين امنيّت انرژي مصرف¬کنندگان به تامين امنيت ملي ايران نيز کمک مي کند،‌ به ميزاني که اين نقش به حداقل مي¬رسد و قابليت جايگزيني و حذف مي يابد تهديدي عليه امنيت ملي کشور خواهد بود
در يك ساختار توسعه نيافته، وابستگي اقتصاد و تجارت خارجي به تك محصولي، مي¬تواند به همان ميزان اقتصاد و امنيّت كشور را آسيب¬پذير كند.
در يك ساختار توسعه نيافته، وابستگي اقتصاد و تجارت خارجي به تك محصولي، مي¬تواند به همان ميزان اقتصاد و امنيّت كشور را آسيب¬پذير كند.
براي رسيدن به جايگاه مناسب در بازار جهاني انرژي بويژه نفت، بايد بر روي افزايش ظرفيت توليد نفت و گاز سرمايه¬گذاري¬هاي عظيمي صورت گيرد. سرمايه¬گذاري¬هاي مورد نياز در اين بخش نيز طبعاً نيازمند استفاده از اعتبار و فنآوري شركتهاي خارجي بوده است كه با توجّه به مشكلات زير ساختي كشور و صنعت نفت و نيز با توجه به محدوديتهاي موجود در روابط خارجي كشور، امكان تحقق مطلوب آن تا كنون فراهم نگرديده است. اين در حالي است كه مصرف داخلي حامل¬هاي انرژي از وضعيت و نيز روند رشد بسيار نامطلوبي برخوردار است. كه خود اين امر در دراز مدت تهديدي بر عليه امنيت ملي ايران تلقي مي¬شود.
وجه ديگر نقش انرژي در امنيت ملّي ايران، وجود حوزه‌هاي ¬مشترك نفت و گاز با كشورهاي همسايه در خشكي و دريا است.
حوزه‌هاي ¬مشترك نفت و گاز عنصر مهمي در امنيت ¬انرژي و امنيت¬ملّي ايران تلقي مي‌شوند؛ چرا كه در صورتي¬كه سرمايه‌گذاري¬هاي ضروري براي بهره‌برداري و توسعه اين حوزه‌ها صورت نگيرد، باتوجه به مشترك‌بودن اين حوزه‌ها، نتيجه، از دست ‌رفتن سهم ايران خواهد بود؛ دركنار اينكه درصورت تأخير در انجام اين سرمايه‌گذاري¬ها، ايران توليد حاشيه¬امنيتي و قدرت¬سياسي ناشي از نفت و گاز را نيز از دست خواهد داد.
راه ديگر براي افزايش امنيت ملّي ايران، انجام سرمايه¬گذاريهاي مشترك در ميادين نفت و گاز ايران با همكاري كشورهاي منطقه و سرمايه¬گذاران خارجي است. كه اين امر منافع ايران را با اين كشورها پيوند مي دهد.
چالشهاي پيش رويِ ايران و انجام سرمايه¬گذاري در ايران نيازمند جلب اعتماد كشورهاي سرمايه¬گذار مي¬باشد.

ايران و ژئوپليتيک لوله¬هاي نفت و گاز

در تحليل‌هاي ژئوپلتيكي¬ كلاسيك، تسلّط بر مهمترين منابع¬ طبيعي تسلّط بر جهان شمرده مي‌شد؛ و در عصر حاضر ¬آشناي اين موضوع، خطوط انتقال انرژي است كه مي‌تواند مسيرهاي مختلفي داشته باشد.
در حقيقت ساخت يك خط ¬لوله براي كشور ترانزيت با برخي فوايد اقتصادي و  سياسي همراه است؛
دسترسي  به  نفت و گاز براي نيازهاي داخلي‌ در راستاي امنيت انرژي؛
-  سرمايه‌گذاري خارجي و ايجاد اشتغال؛
دستمزدهاي ترانزيت قابل¬توجه؛
و - وسيله نفوذ  بر جريان نفت وگاز، است.
موقعيت بي¬نظير ژئوپليتيکي ايران، اين امکان را مي¬دهد که به مرکز تجارت و توزيع منطقه تبديل شود. محور شمال و جنوب ايران محور توليد نفت و گاز و محور شرق و غرب، محور مصرف است که مرکز آن، ايران، مي¬تواند مرکز تجارت قرار بگيرد. لذا مشارکت در شبک? خطوط لوله نفت و گاز به اشکال گوناگون مي¬تواند نقش و سهم ايران را در بازار انرژي افزايش دهد.

عبور لوله¬هاي نفت و گاز حوزة درياي خزر از راهي به جز ايران در دراز مدت مي¬تواند نقش تأثيرگذاري ايران را در معادلات انرژي و اقتصادي منطقه و جهان را كاهش دهد و در نتيجه آسيب پذيري، تأثيرپذيري و نه تأثيرگذاري آن از روند معادلات جهاني تقويت خواهد شد.
تأثيرات امنيتي ژئوپليتيك عبور لوله¬هاي نفت و گاز از مسير ايران، خود در بهبود روابط سياسي، تجاري ايران با اروپا و شرق آسيا، كاهش انزواي ايران، تعديل فشارهاي سياسي و تجاري آمريكا، افزايش قدرت چانه زني كشور در صحنة روابط بين الملل و افزايش نقش ج.ا.ايران در ترتيبات منطقه¬اي نشان خواهد داد.


نتيجه گيري:
از ويژگيهاي آغاز هزاره سوم ميلادي و عصر حاكميّت گفتمان ژئواكونوميك، اهميت¬يابى اقتصاد در عرصة جهانى است و در اين ميان انرژيهاي فسيلي بويژه نفت به عنوان يكي از مهمترين عناصر اقتصادي مطرح بوده كه تا كنون جايگزين مناسبي براي آن پيدا نشده است.
نگاهي به نقش? منابع انرژي جهان نشان مي¬دهد که بيش از 70 درصد ذخاير نفت و گاز جهان در هارتلند انرژي جهان واقع شده¬اند که ايران در کانون آن قرار دارد.
تأثير نفت بر موقعيت جهاني ايران از دو جهت درخور مطالعه است؛ از طرفي ايران با داشتن 10/9درصد از ذخاير نفت و 16درصد از ذخاير گاز جهان، در جايگاه دوم دنيا قرار دارد و از طرف ديگر دو کانون مهم نفت و گاز جهان يعني خليج فارس و حوزه درياي خزر را بهم ارتباط مي¬دهد به گونه¬اي که بعنوان هارتلند انرژي جهان شناخته شده است.


موضوع نفت در دو  بُعد با امنيت ¬ملّي ايران در ارتباط¬ نزديک است:
نخست در بُعد داخلي و نقشي كه نفت و درآمدهاي حاصل از آن در اقتصاد ايران دارد به طوري كه نفت بيش از 80 درصد درآمد¬هاي ارزي كشور را تأمين مي نمايد. در بُعد بين المللي، در قالب وابستگي¬ متقابل مي¬باشد. يعني نياز كشورهاي جهان به منابع انرژي ايران، و نياز ايران به ظرفيتهاي صنعتي، فن-آوري و توسعه صنعت نفت به جهت نيازمندي¬هاي تكنولوژيكي و سرمايه¬اي از يك سو و كمبودهاي داخلي و ضعف در تكنولوژي و سرمايه از طرف ديگر، تنها در تعامل و همكاري با كشورهاي صاحب اين امكانات ميسر است.
افزايش شمار کشورهاي مصرف¬کنند? نفت بويژه در شرق آسيا، موجب بيشتر شدن رقابت براي کسب اين ماد? حياتي در دنيا شده است. از اينرو افزايش نقش ايران در بازار جهاني انرژي و تأمين امنيت عرضه آن مي¬تواند به تأمين امنيت ملي ايران کمک ¬کند.
برقراري پيوندهاي انرژي با كشورهاي مهم و تأثير¬گذار در نظام بين¬الملل، افزون بر منافع اقتصادي، منافع امنيتي قابل توجهي براي ايران در بر خواهد داشت.
دولتمردان ايران بايد مانع از کاهش نقش ايران در بازار جهاني انرژي و تأمين امنيّت ¬انرژي جهاني باشند و در جهت مخالف، بسترسازي براي سرمايه¬گذاري¬ خارجي جهت توسعه ظرفيت ¬توليد را مورد توجه قرار دهند.
در نهايت، با توجه به ايفاي نقش اصلي نفت در اقتصاد ايران، ايران بايد همگام با جريان اصلي توسعه¬گراي¬ جهاني، امنيّت خود را در قالب امنيت بين المللي جستجو نمايد و نفت و امنيّت انرژي را به ابزار اعتماد ساز، محور تعامل¬سازنده  و موتور توسعه ملّي خود تبديل كند.