صفحه اصلی
عاشورای حسینی بر امتناع از بیعت استوار است PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 

عاشورای حسینی بر امتناع از بیعت استوار است

سخنرانی جواد اطاعت استاد دانشگاه شهید بهشتی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد 26 مهر 1396

منتشر شده در روزنامه شرق سه شنبه 16 آبان 1396

الف؛ مقدمه

حادثه عاشورا از  منظرهای مختلفی قابل بحث و بررسی است.

1- بسترهای تاریخی و اجتماعی

2- فرهنگ سیاسی حاکم

3- خشونت های عرب جاهلی

4-از منظر قدرت سیاسی حاکم و ویژگی های حاکمان( روانشناسی حاکمان ) کما اینکه اگر معاویه به جای یزید بود بسیار بعید بود چنین اتفاقی روی دهد.

5- از نگاه اباعبدالله الحسین(ع)

در این گفتار بنا داریم موضوع حادثه عاشورا را  از منظر اقداماتی که امام حسین (ع) در این رویداد، انجام دادند، مورد توجه و امعان نظر قرار دهیم. قبل از هر موضوعی نکته مهم این است که اقدامات ائمه معصومین (ع) را باید از منظر رویکردی متناسب با فهم بشری مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.  چرا که فهم انسانی به مباحث ما فوق بشری راه ندارد . از طرفی بنا نبوده است که ائمه امور بشری را با نگاه مافوق بشری خود به انجام برسانند، چرا که در آن صورت آنها نمی توانستند نقش الگو را برای انسان زمینی ایفا کنند.کما اینکه پیامبر مکرم اسلام هم می فرمایند؛ انا بشر مثلکم( من هم مانند شما هستم با این تفاوت که به من وحی میشود و به شما وحی نمی شود).

امام علی ( ع) هم در نهج البلاغه می فرمایند؛ آنگاه که وحی بر پیامبر نازل گردید، ناله شیطان را شنیدم، عرض کردم یا رسول الله این ناله چیست؟ فرمودند: این شیطان است که از پرستش خود مأیوس شده است. هرچه من می شنوم توهم می شنوی! هرچه من می بینم تو هم می بینی، تنها فرقی که هست این است که تو پیامبرنیستی، بلکه وزیر من و درمسیر خیرهستی (خطبه236.ص،622). زمانی که پیامبر را غسل می دادم فرشتگان به من کمک می کردند. درودیواربه ضجه آمده بود؛ یک دسته ازفرشتگان ازآسمان  پایین می آمدند و دسته دیگربالا می رفتند. گوشم از زمزمـه فرشتگان کـه برای آن حضرت صلوات می فرستادند تا لحظه ای که پیامبر(ص) را درقبر گذاشتم پر شده بود(خطبه 188. ص،9- 478). وی عنوان می دارد ازآبشارعلم من، معلومات فرومی ریزد، به کوه علمم پرنده ای دسترسی ندارد...  (خطبه 3. ص،32)... قبل ازاینکه مرا ازدست بدهید ازمن بپرسید زیرا من به مسیرهای آسمان آگاه تر از  راههای زمین هستم. (خطبه 233.ص،584). امام علی(ع) درمورد حوادث آینده ازجمله پیش بینی حمله نظامی به بصره نیزمی فرمایند: ای احنف مـن رئیس زنگیان رامی بینم کـه با سربازان خود که نـه غبار دارند، نه صدا، نه هیاهو، نه صدای لجام و نه شیهه اسب به بصره حمله می کنند. با سم های خود زمین را مانند پاهای شترمرغ می کوبند ...ای مردم بصره وای بر کوچه های آباد و خانه های زیبایتان، خانه هایی که کنگره هایش مثل بالهای عقاب و خرطوم فیل است. وای به حال این زیبایی ها از لشکریانی که برای کشته های خود گریه نمی کنند و ازغایبان جستجو نمی نمایند (خطبه127.ص،298). درمورد حمله ترکان به بصره هم می گویند: گویا می بینم صورتهای آنان را که مانند سپرچکش خورده است. لباسهای ابریشم سفید و زیبا می پوشند و اسبهای نیکو را یدک می کشند. درآن موقع آنقدرکشتارکنند که مجروحان بر روی کشته ها عبور کنند و فراری کمترازاسیر باشد ( خطبه 127.ص، 298).

با همه این توصیفات امام  علی (ع) به مثابه انسان معمولی و عادی زندگی می کند ومانند سایرزمامداران به رتق و فتق امورمسلمین می پردازد. کما اینکه درنامه خود  به "منذربن جا رود عبدی" که فرماندارحضرت بود و نسبت به ماموریت خود خیانت کرده بود نوشت: شایسته بودن پدرت مرا درباره تو فریب داد. من فکر می کردم شایستگی وی را دنبال خواهی کرد و راه او را می پیمایی؟  با کمال تعجب خبر یافته ام همیشه تحت نظر هوای نفس کارمی کنی، برای آخرت ذخیره ای در نظر نگرفته ای ، آخرت خود را با آباد ساختن دنیای خویش ویران می سازی و دین خودرا برای احترام خویشاوندانت زیر پا می گذاری. اگراین مطالب صحیح باشد شترفامیل تو و بند کفش پاره ات بیش از تو ارزش دارد( نامه 71.ص،834). امام علی (ع) تذکرات مردم نسبت به عملکرد خویش را ازحقوق خود برمیشمارد وعنوان می کند هرجا اشتباه کردم آشکارو مخفی، پند واندرزم بدهید.

پیامبر اسلام(ص) هم خارج از این قاعده نیست. ایشان در جنگ تبوک شترش را گم می کند و افرادی را برای پیدا کردن آن ماموریت می دهد. در جنگ احزاب( خندق) نظر سلمان فارسی را مبنی بر حفر خندق پذیرا میشود که نتیجه آن پیروزی مسلمانان است. همینطور در جنگ احد علیرغم نظر خویش برای ماندن در مدینه و دفاع از شهر در مقابل لشکر کفار نظر اکثریت را می پذیرد و در دامنه های احد به استقبال دشمن میروند و همانطور که می دانیم در این جنگ مسلمانان شکست سختی را متحمل میشوند و حمزه عموی پیامبر نیز به شهادت می رسند و زمانی که جوانان سرخورده و پشیمان از ارائه پیشنهاد خود میشوند خداوند متعال با نزول آیه  "وشاورهم في الأمر فإذا عزمت فتوكل على الله إن الله يحب المتوكلين" شیوه و روش پیامبر مبنی بر مشورت با مردم و پذیرش نظر آنان را تایید می کند.

بنابر این اقدامات ابا عبدالله الحسین را صرفا از منظر تدبیر امور بشری و انسان زمینی مورد توجه و امعان نظر قرار می دهیم.

در مورد اقدامات امام حسین سوالات ذیل مطرح می باشند که عبارتند از؛

1- اگر امام حسین ( ع) تحت فشار برای بیعت قرار نمی گرفت، آیا امام بعد از روی کار آمدن یزید که بر خلاف عهدنامه امام حسن علیه السلام بر اریکه قدرت تکیه کرده بود قیام می کرد؟

2- هدف و فلسفه حرکت امام حسین و هجرت وی از مدینه به مکه و سپس عراق چه بود؟ اگر صرفا بحث بیعت مطرح بود، آیا امام حسین نمی توانست در همان مدینه در مقابل این درخواست مقاومت کند؟

3- چرا امام حسین در مقابل بیعت مخالفت می کند؟

4- آیا امام حسین می توانست و یا می خواست به گوشه ای پناه ببرد و کاری به کار یزید و حاکمان جور نداشته باشد؟ به عبارتی چرا امام حسین مبارزه را انتخاب کرد؟ آیا راه دیگری وجود نداشت که از این فاجعه جلوگیری کند؟

در مقابل سوالات فوق پژوهشگرانی همچون شهید مرتضی مطهری  به استناد وصيتي که امام حسین (ع) به برادرش محمد حنفیه  می کند و می فرمایند که براي عافيت طلبي ،خود خواهي، ظلم وفساد خروج نمي کند؛ بلکه بنا دارند به اصلاح امت جدشان پيامبر(ص) بپردازند وبه امر به معروف ونهي از منکر که از واجبات الهي است عمل نمایند(اني لم اخرج بطرا ولا شرا ولا مفسدا ولا ظالما.........انما خرجت لطلب الاصلاح في امته جدي..........اريد ان امر بالمعروف وانهي عن المنکر)

بنیاد بحث خویش را بر امر به معروف و نهی از منکر می گذارند و کسانی چون ایت الله صالحی نجف آبادی بر تشکیل حکومت اسلامی . مرحوم علی شریعتی هم  بنیاد موضوع و حادثه عاشورا و کربلا را بر مبارزه با ظلم قرار می دهد و با رویکردی حماسی و ایدئولوژِک می خواهد الگویی برای عصر خویش از آن استخراج نماید که انسان در هر عصری باید در مقابل حاکمان جور قیام نماید ؟ اما آیا واقعا رویکردهای فوق می تواند حقیقت حادثه کربلا را بر ما مکشوف نماید؟ اگر چنین است چرا در طول حیاط ائمه معصومین فقط این امام حسین بود که به این شکل قیام کرد و مظلومانه به شهادت رسید؟ آیا سایر ائمه وظایفی در قبال امر به معروف و نهی از منکر نداشتند؟ چرا آنها در مقابل ظلم بنی امیه و بنی عباس قیام ننمودند؟ یا اینکه چرا سایر ائمه برای تشکیل حکومت اسلامی جهاد را مبنای عمل خویش قرار ندادند؟ فرضیه ای  که این گفتار بر اساس آن شکل گرفته است بر خلاف نظر استاد مطهری، علی شریعتی و صالحی نجف آبادی در کتاب شهید جاوید  بر امتناع از بیعت است. ما بر این باوریم که آنچه امام حسین (ع) در مقابل آن مقاومت کرد تنها امتناع از بیعت بود. سایر عوامل اگرچه در حادثه کربلا نقش داشتند؛ اما نمی تواند بنیاد اصلی حادثه عاشورا را تشکیل دهد. با این رویکرد تراژدی عاشورا را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

ب ؛ بحث

یزید طی نامه ای ضمن خبر مرگ معاویه ازوالي مدينه(وليدبن عتبه بن ابي سفيان)، می خواهد که از امام حسین برای او بیعت بگیرد.( البته قبل از آن معاویه با سفری که به مدینه انجام می دهد درصدد اخذ بیعت برای یزید بر می آید؛ اما موفق نمی شود).امام حسین بر اساس دستور یزید  به دارالحکومه مدینه فرا خوانده می شود که ایشان به فراست در می یابد  که معاویه مرده و احتمالا آنها در صدد اخذ بیعت هستند.

آيا امام حسین، ذلت همراهي با ظلم را مي پذيرد؟ نه هرگز؟"مثلي لا يبايع مثله".فشارها سخت وسنگين مي شود. "مروان بن حکم" آن سخت دل ستیزه رو که حقودی سفاک  است با سبعيت تمام از در مکابدت در آمده از والي مدينه ميخواهد تا در صورت استنکاف از بيعت  گردنها را بزند ؛ اما والي مدينه در اين مناقشه برآن است با تالف وتعطف و یا شاید از اضطرار و اضطراب،از نازله اي نا خواسته خودداري کند.

امام حسین تعدادی از جوانان بنی هاشم مسلحانه با خود به دارالحکومه می برد. آنها در اطراف دارالحکومه منتظر می مانند که اگر خشونتی علیه امام حسین صورت گرفت آنها از امام دفاع کنند.

امام حسین از بیعت در آن شرایط استنکاف می ورزد  و به زمان مناسبی احاله می دهد و از دارالحکومه مراجعت می کند و با استرجا ،خبر از مصيبت بزرگي مي دهد(انا لله و انا اليه راجعون وعلي الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد). امام در اواخر ماه رجب، شبانه با اهل و عیال ، زن و فرزند و حتی زن حامله از مدینه راهی مکه میشود و  در 3 شعبان که زاد روز ایشان هم هست وارد شهر مکه میشود و تا 8 ذی الحجه در مکه اقامت می گزیند. در اینجا هست که کوفیان از امام حسین دعوت به عمل می آورند. بنابر این هجرت امام حسین ( ع) از مدینه به مکه ارتباطی به دعوت کوفیان ندارد؛ چرا که در آن زمان هنوز دعوتی صورت نپذیرفته بود و چه بسا که هنوز کوفیان از مرگ معاویه هم اطلاع نیافته بودند و تنها برای استنکاف از بیعت و از سر اضطرار مدینه را شبانه به سمت مکه ترک می کنند. در مدینه امام حسین تنها با موضوع بیعت مواجه هست؛ اما در مکه بعد از دعوت کوفیان موضوع جدیدی نیز که همان پاسخ به دعوت کوفیان هست اضافه میشود. زمانی که از یک طرف ایشان با فشار برای بیعت و حتی ترور مواجه می باشند و از طرف دیگر با دعوت کوفیان، بطور طبیعی به دعوت پاسخ مثبت داده و  مسلم بن عقیل را راهی کوفه نموده تا شرایط حضور را فراهم نماید و خود نیز با تبدیل حج به عمره راهی عراق میشوند. از آنطرف حاکميت جائر خود را آماده مقابله مي نمايد.والي کوفه(نعمان بن بشير) در نطقي تهديد آميز به مردم هشدار مي دهد؛اما از شدت عمل هم دوري مي گزيند.يزيد عبيدالله بن زياد والي بصره که درجهالت،سخافت وخبث طينت کم نظير بود را باحفظ سمت والي کوفه مي کند تا با کژتابي ،ستيهندگي وزعارتي تمام از جنبش احتمالي مردم عليه حاکم جور جلوگيري کند. ابن زیاد با تهدید و تطمیع اوضاع کوفه را دگرگون می کند، مسلم ابن عقيل دستگير و به شهادت مي رسد وفضاي دعوت وحمايت از حسين(ع) منتفی مي شود ( قلوبهم معک و سیوفهم علیک). امام حسین ( ع) در بین راه عراق از دگرگونی فضا و شهادت مسلم مطلع میشوند.  امام حسین( ع) در این زمان آیه " من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا اللَّه علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر .... شرایط را به همراهان منتقل می کند. امام زمانی که با عقب نشینی و خلف وعده کوفیان مواجه میشوند موضوع دعوت را منتفی شده می بینند و آمادگی پیدا می کنند بدون هیچ درگیری و جنگی کوفه را رها کنند. ائمه ما به هیچ عنوان موافق جنگ نبوده اند. شمربن ذي الجوشن که در لجه بد نامي مظهر خوي شيطاني است به طرف خيمه هاي امام مي آيد تا نظاره گر اوضاع باشد.مسلم بن عوسجه اجازه مي خواهد تا با تيري کارش را بسازد؛اما منطق علوي اجازه آغاز جنگ را نمي دهد ،همان گونه که علي(ع) در جمل ،صفين ونهروان عمل کرد(لا ترمه فاني اکره ان ابداهم).

امام حسین(ع)  تلاش می کنند که نا اهلان و عهدشکنان را از جنگ منصرف کنند و مذاکراتی که با عمر سعد انجام میدهد، می خواهند از غائله ای که در پیش است، جلوگیری نمایند و می فرمایند، مرا دعوت کردید، منهم آمدم، اگر نمی خواهید برمی گردم. دعوت شما برای من وظیفه ایجاد کرد، حال که پشیمان شده اید منهم بر می گردم؛ اما پاسخ ابن زیاد این است: یا دستی برای بیعت و یا سری برای عبرت. عمر سعد که با امام ساعت ها مذاکره کرده بود، محجوج از اين مقاوله با تجاسر اولين کسي است که با پرتاب تيرآغازگر فاجه اي ميشود که در پس آن خنجر جهالت وشمشير عداوت برفرق عدالت فرو آيد.جنگ آغاز ميشود وياران حسين(ع) که با دنيا الفتي نداشتند واز بوي قيامت سرمست وسر خوش بودند ، يکان دوگان به ميدان شتافتند تا با نثار خون خويش ورهايي از کالبد ظاهر در بهشت برين مخلد گردند.نافع بن هلال،حبيب بن مظاهر،مسلم بن عوسجه،.....و از جوانان هاشمي نخستين کسي که به ميدان رفت شاخه اي از نهال طوبي آن مولود عاقبت محمود علي اکبر حسين(ع) بود که امام در باره اش فرمود از نظر اندام،شمايل،اخلاق وگفتار شبيه ترين به رسول خدا بود. به عبارتی امام و یارانشان تنها به جرم دفاع از عقیده خویش به مسلخ رفتند و اینجاست که به عمق مظلومیت امام حسین و یاران و همراهان مواجه میشویم.

بنابراین آنچه در اینجا باعث جنگ و شهادت امام و یارانش میشود فقط استنکاف از بیعت است و  نه هیچ چیز دیگر، اما چرا امام حسین از بیعت با یزید استنکاف کرده و با آن مخالفت می کند و حاضر به قربانی شدن خود و یاران و اسیری اهل بیت و خانواده میشود؟

در پاسخ به سوال فوق، موارد سه گانه ذیل قابل طرح هستند.

1- یزید بر خلاف عهد معهود ( عهدنامه امام حسن علیه اسلام) جانشین پدر شده است و خلافت اسلامی را موروثی کرده است. موضوعی که در اسلام فاقد وجاهت شرعی و قانونی است؛ اما آیا موروثی شدن خلافت اسلامی می تواند دلیلی برای این موضوع  باشد که امام حسین ( ع) با یزیدیان وارد جنگ و نهایتا شهادت خود و یارانش گردد؟ اگر این موضوع دلیل اصلی تراژدی عاشوراست، چرا سایر ائمه در مقابل این بدعت قیام نکرده اند؟

2- یزید تحت هیچ شرایطی شایستگی و لیاقت حاکم اسلامی ندارد. اگر این موضوع دلیل اصلی تقابل امام حسین(ع) با یزیدیان است، سوالی که مطرح میشود این است که مگر معاویه و سایر خلفای اموی شایستگی و لیاقت داشتند که ائمه معصومین در مقابله با آنان از قیام استنکاف کردند؟

3-  یزید برای اخذ بیعت به زور و خشونت متوسل شده است و این درحالی است که انسان مسلمان آزاد آفریده شده است و بیعت اجباری اصولا در اسلام فاقد موضوعیت است ، لذا  به نظر میرسد مهمترین عاملی که تحت هیچ شرایطی امام حسین ( ع) نمی تواند با آن کنار بیاید، بیعت اجباری است.آیات قرانی متعددی مبین آزادی، اختیار و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است. در سوره زمر آیات «فَبَشِّر عِبَاد الّذینَ یَستَمِعُون القَولَ فَیَتّبِعُونَ اُحسَنهُ» و «ادعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَه وَ المَوعِظه الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالّتی هیَ اَحسَنُ» و همچنین آیه «اِنّ اللهَ لایُغَیِّرو ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِأنفُسِهِم» در سوره رعد و آیات شورا و مشورت، «وَ أمرُهُم شُورَی بَینَهُم»، «وَ شَاوِرهُم فِی الأََمرِ فَأِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَکَّلِینَ» آیه سی‌ام سوره بقره «اِنّی جَاعِلٌ فِی الارضِ خَلِیفَهً» که خداوند می‌فرماید: من شما را در زمین خلیفه قرار دادم. که برای نمونه، شهید «سید محمد باقر صدر» در کتاب «خلافه الانسان و شهاده الانبیاء» از اصل خلافت انسان، حاکمیت مردم، و مردم‌سالاری را استخراج می‌کند . در مواردی همچون آیه دوم سوره ملک، «الّذِی خَلَقَ المَوتَ و الحَيَاۃ لِیَبلُوَکُم أَیُّکُم أَحسَنّ عَمَلاً» به‌طور غیرمستقیم می‌توانیم آزادی و اختیار انسان را نتیجه‌گیری نماییم. چرا که اگر آزادی و اختیار نداشته باشیم، فلسفه معاد موضوعیت پیدا نمی‌کند.

همچنین موضوعاتی مانند حريت، مساوات، عدالت، بيعت، مالکیت انسان بر اموال و انفس و به تبع آن حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش، مجامله، کرامت انسان، اصل وفای به عهد، اصل امر به معروف و نهي از منکر، از مواردی است که می توانیم اراده آزاد و اختیار انسان بر سرنوشت خویش را استخراج نماییم.

لذا انسان معتقد به این آموزه ها نمی تواند مجبور به بیعت شود، بویژه بیعت با فردی که فاقد صلاحیت های لازم است و برخلاف عهد معهود بر کرسی خلافت تکیه زده است.

ج؛ نتیجه گیری

نتیجه آنکه امام حسین (ع) با چند موضوع مواجه هست. سنت مرده و بدعت احیاء شده که امر به معروف و نهی از منکر طلب می کند. دعوت مردم کوفه و پاسخ به دعوت ایشان، بیعت با یزید. آنچه برای ما در مورد قیام عاشورای حسینی مسلم و مسجل می باشد، استنکاف از بیعت است.امام حسین(ع) می گوید،  به خدا قسم اگر در دنيا هيچ ملجا وماوايي نيابم با يزيد بيعت نمي کنم. بنابر این حاکم جور امام را بین دوگانه دستی برای بیعت یا سری برای عبرت مخیر می کند و چون تحت هیچ شرایطی بعیت با یزید امکان ندارد؛ امام تن به جنگ و شهادت می دهد. بنابراین عاشورا بیش از آنکه نتیجه اقدامات امام حسین باشد، نتیجه مطلق گرایی حکومت جائر یزید بن معاویه است.

وچه زيبا سروده است اقبال لاهوري

بر زمين کربلا باريد ورفت     ************     لاله در ويرانه ها کاريد ورفت

تاقيامت قطع استبداد کرد         ************      موج خون او چمن ايجاد کرد

خون او تفسير اين اسرار کرد   ************    ملت خوابيده را بيدار کرد

رمز قرآن از حسين آموختيم    ************     زآتش اوشعله ها اندوختيم

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز ***********    تازه از تکبير او ايمان هنوز