صفحه اصلی
گرایش به عدالت و آزادی در جریان های سیاسی PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 

سنجش گرایش به عدالت و آزادی در جریان‏های فکری ایرانی

با استفاده از مدل Political Compass

چکیده

گرایش فکری احزاب و جریان‏های سیاسی مختلف تعیین کننده تصمیمات و اقدامات آن‏ها در حوزه‏های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. در ایران نیز با مشخص کردن جهت‏گیری سیاسی و گرایش فکری  احزاب و جریان‏های سیاسی می‏توان نوع تصمیم‏گیری و تصمیم‏سازی آن‏ها را تجزیه و تحلیل کرد و مهمتر آنکه به ماهیت دولتها پی برد. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال است که جریان سیاسی اصلاح طلب در ایران دارای چه گرایش فکری است. نتایج حاصل از این پژوهش که با روش پیمایشی به انجام رسیده است و با استفاده از مدلPolitical Compass و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است، نشان می‏دهد که گرایش فکری جامعه آماری این پژوهش در محدوده چپ دموکراتیک یا سوسیال دموکراسی قرار دارد. آنالیزه اطلاعات حاصل از پرسشنامه‏ها نشان می‏دهد که این فعالان سیاسی دارای انسجام فکری قابل توجهی هستند. همچنین انجام آزمون t با دو متغییر مستقل نشان می‏دهد که میانگین پاسخ‏های دو گروه خانم‏ها و آقایان اصلاح طلب تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. بنابراین عامل جنسیت تاثیر در تفاوت گرایش فکری اعضای این جریان سیاسی ندارد؛ اما انجام این آزمون برای دو گروه روحانیون و غیرروحانیون اصلاح طلب نشان می‏دهد که علی رغم انسجام کلی، میانگین پاسخ‏های این دو گروه تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. بنابراین حوزی بودن در تفاوت گرایش فکری اعضای جریان سیاسی اصلاحات تاثیرگذار است.

واژگان کلیدی : گرایش فکری، اصلاح طلبان، سوسیال دموکراسی، مدل Political compass.

 

مقدمه

گرایش فکری هر فرد، گروه، حزب یا جریان سیاسی نحوه رفتار و عملکرد آن را مشخص می‏سازد. بنابراین با شناخت گرایش فکری هر جریان یا گروهی می‏توان نحوه عملکرد آن را شناسایی و حتی پیش بینی کرد و بالعکس با بررسی نحوه رفتارها و اقدامات یک فرد یا گروه می‏توان گرایش فکری و اعتقادی آن را شناسایی کرد. یکی از روش‏های تعیین گرایش‏های فکری، استفاده از سوالات بسته یا باز است که در قالب پرسشنامه‏ها و یا مصاحبه با استفاده از شیوه‏های تحقیق مشخص، مورد استفاده قرار می‏گیرد. سوالات مستقیم و یا غیر مستقیم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، فرهنگی در صورت پاسخ صادقانه می‏تواند، گرایش فکری هر فرد را مشخص کند. علاوه بر این طراحی و استفاده از مدل‏های ریاضی در کنار سوالات بسته یا باز کمک شایان توجهی در سنجش و نمایش گرایش فکری افراد، سیاستمداران و احزاب می‏کند. یکی از این مدل‏ها، مدل Political Compass است که با استفاده از سوالات بسته و طیف چهارگزینه‏ای لیکرت می‏تواند گرایش فکری افراد را در طیفی از رویکردهای اقتدارطلب و دموکراتیک از نظر سیاسی و گرایش با اقتصاد بازار یا برنامه ریزی شده از نظر اقتصادی مشخص سازد. در این مدل برای سنجش و تعیین گرایش‏های فکری و سیاسی احزاب، گروه‏ها، جریان‏های سیاسی و افراد از دو معیار  اقتصاد وسیاست استفاده می‏شود. اگر میزان دموکراتیک یا اقتدارگرا بودن در سیاست و چپ و راست بودن از نظر اقتصاد را تلاقی دهیم، چهار گرایش یا مکتب فکری و سیاسی بروز و ظهور خواهد کرد. راست اقتدار طلب، چپ اقتدار طلب، راست دموکراتیک و چپ دموکراتیک از جمله گرایش‏هایی می‏باشند،که با درجه بندی‏های مختلفی طیف وسیعی از دیدگاه‏ها را شکل می‏دهند.

مدل Political compass برای سنجش و تعیین جایگاه فکری بسیاری از سیاستمداران، اقتصاد دانان، نظامیان و حتی هنرمندان در کشورهای مختلف استفاده شده است. مهمتر آنکه با استفاده از این شیوه می‏توان ماهیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت‏ها را نیز مشخص کرد. بنابراین مدل فوق می‏تواند برای تعیین جایگاه فکری و گرایش‏های سیاسی گروه‏ها و احزاب مختلف در ایران مورد استفاده قرار گیرد. در این میان یکی از جریان‏های فعال سیاسی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جریان اصلاحات و گروه‏ها واحزاب سیاسی وابسته به آن است. اصلاح طلبان در مقاطعی بعد از انقلاب اسلامی قدرت سیاسی (قوه مجریه و قوه مقننه) را به دست گرفته‏اند و منشأ تحولات قابل توجه اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران بوده اند. اهمیت این جریان سیاسی به عنوان یکی از جریان‏های فعال کشور لزوم شناخت و تعیین گرایش فکری آنان را مشخص می‏سازد. از سوی دیگر شناخت دقیق گرایش فکری اصلاح طلبان در ایران در ابعاد مختلف اقتصادی ،سیاسی، اجتماعی وفرهنگی تا حدود قابل توجهی می‏تواند نحوه عملکرد آن‏ها را توجیه و مشخص سازد. حال سوالی که مطرح می‏شود این است که جایگاه فکری اصلاح طلبان ایرانی در میان مکتب های سیاسی و فکری کدام است؟ به عبارتی جبهه اصلاح طلبان ایرانی که در قالب احزاب مختلف آرایش یافته‏اند از نظر سیاسی رویکردی اقتدارگرا یا دمکراتیک دارند؟ از نظر اقتصادی چطور؟ آیا از الگوی اقتصاد آزاد پیروی می‏کنند یا به اقتصاد کنترل شده با برنامه‏ریزی دولت باوردارند؟ با این مقدمه و پرسش‏های مورد نظر در این پژوهش با استفاده از داده‏های میدانی و مدل Political compass گرایش فکری اصلاح طلبان مورد مطالعه و ارزیابی  قرار می‏گیرد . امید آنکه این پژوهش تولیدی که برای اولین بار در ایران انجام میشود، به شناخت ماهیت دولت در ایران کمک نماید.

روش تحقیق

روش مطالعه این پژوهش پیمایشی است. داده‏های مورد نیاز نیز با استفاده از پرسشنامه استاندار Political Compass که از طیف چهارگزینه‏ای لیکرت استفاده می‏کند، جمع آوری شده است. بدین منظور تعداد 150 پرسشنامه در اختیار کادرهای رده بالای اعضای کمیته‏های مرکزی احزاب یا چهره‏های شناخته شده اصلاح طلب قرار گرفت که از این تعداد 118 مورد از آنها بازگردانده شدند. 16 مورد از این تعداد به دلیل نقص و مخدوش بودن از فرایند تحقیق حذف شدند از 102 پرسش نامه باقی مانده نیز داده‏های 2 نفر از پاسخ دهندگان بدلیل نرمال سازی داده از فرایند تحقیق کنار گذاشته شد. بنابراین پژوهش حاضر براساس تجزیه و تحلیل 100 پرسشنامه نرمال شده بنا گردید. در نهایت اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه ها وارد مدل Political compass شد و نتایج نهایی استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای نرمال سازی داده‏ها، آزمون فرضیه‏ها و مقایسه تفاوت‏های میانگین داده‏های گروه‏های مختلف(خانم‏ها و آقایان، روحانیون و غیر روحانیون) و همچنین به منظور اندازه‏گیری و کدگذاری گویه‏ها به صورت مثبت یا منفی از نرم افزار Spss20 استفاده گردید.

سوالات و فرضیه‏های تحقیق

سوال اول: آیا احزاب و جریان‏های فکری اصلاح طلب دارای انسجام فکری هستند و از نظر سیاسی اقتصادی به کدام یک از گرایش‏های فکری جهانی نزدیک هستند؟

سوال دوم: آیا جنسیت در نوع گرایش فکری اصلاح طلب تفاوت معنا داری ایجاد می‏کند؟

سوال سوم:  آیا بین گرایش فکری روحانیون اصلاح طلب با غیر روحانیون تفاوت معنا داری وجود دارد؟

فرضیه اول: به نظر می‏رسد احزاب و جریان‏های فکری اصلاح‏طلب از انسجام فکری برخوردار بوده و دارای شباهت‏های زیاد با سوسیال دموکراسی هستند.

فرضیه دوم: به نظر می‏رسد که گرایش فکری بانوان اصلاح طلب علی رغم انسجام کلی با سایر اصلاح طلبان به طور معنی داری با آن‏ها متفاوت باشد.

فرضیه سوم: به نظر می‏رسد که گرایش فکری روحانیون اصلاح طلب علی رغم انسجام کلی با سایر اصلاح طلبان به طور معنی داری با آن‏ها تفاوت دارد.

روایی و پایایی ابزار تحقیق

از آنجا که پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش، یک پرسشنامه بین‏المللی است که در بررسی گرایش فکری افراد و شخصیت‏های مختلف سیاسی جهان مورد استفاده قرار گرفته است و شاخص‏های به کار رفته در این پرسشنامه، توسظ متخصصان جهانی تهیه شده و یک پرسشنامه محقق ساخت نیست از روایی(اعتبار) و پایائی(قابلیت اعتماد) برای اندازه گیری برخوردار است.

 

بررسی نرمال بودن داده ها

در توزیع نرمال فرض بر این است که داده‏ها از جامعه‏ای با توزیع گاوس انتخاب شده‏اند. آزمون نرمال بودن، با ایجاد یک نمودار احتمال نرمال بودن (به شکل زنگوله و نیز متقارن نسبت به میانگین) به آزمون این فرض می‏پردازد که آیا مشاهدات تحقیق از توزیع نرمال تبعیت می‏کند یا خیر. ضریب چولگی و ضریب کشیدگی دو شاخص اساسی توزیع داده‏ها هستند که با داشتن این شاخص‏ها می‏توان به نرمال بود یا نبودن داده‏ها پی برد. در حالت کلی چنانچه مقدر چولگی و کشیدگی داده ها خارج از فاصله(2، 2-) باشند داده از توزیه نرمال برخوردار نیستند.

در این پژوهش پس از حذف داده های دو پاسخ دهنده به دلیل پرت بودن داده‏های آن‏ها، چولگی و کشیدی مربوط به 100 پرسش شونده محاسبه شد که نتایج جدول و هیستوگرام به خوبی از نرمال بودن داده‏ها حکایت دارد و چولگی و کشیدگی داده‏ها در فاصله(2 و 2-) قرار گرفته است.

 

جدول 1: چولگی و کشیدگی داده‏ها

خطای کشیدگی کشیدگی خطای چولگی چولگی تعداد

0.478 1.279 0.241 0.191 100

 

 

 

نمودار 1: هیستوگرام نرمال بودن داده‏ها

 

 

تعریف مفاهیم

احزاب وجریان‏های سیاسی پدیده دوره مدرن می¬باشند که از آن‏ها تعاریف مختلف ومتنوعی ارائه شده است.«ادموند برگ » احزاب را متشکل از افرادی می¬داند که بر مبنای اصول مورد قبول آن‏ها برای حفظ و توسعه منافع ملی تلاش می¬کنند. «جیمز مادیسن » نیز حزب را جمعی می¬داند که بر اساس منافع مشترک، که در تضاد با منافع دیگر گروه‏ها واحزاب سیاسی است با یکدیگر به فعالیت می ¬پردازند. «لنین » رهبر انقلاب شوروی از زاویه¬ای دیگر در کتاب «چه باید کرد» عنوان می¬دارد که حزب گروه کوچکی از افراد قابل اعتماد، با تجربه ومعتقد به اصول انقلاب است که در سراسر کشور نمایندگانی دارد که با آن‏ها روابط مخفیانه برقرار و اقدامات انقلابی را پیشه اصلی خود می‏سازند(اطاعت 1378: 154). «زیگموند نیومن » هم حزب را سازمانی منضبط از افراد تلاشگر سیاسی جامعه می‏داند که هدف آن‏ها چیرگی بر حکومت است که برای برخورداری از پشتیبانی مردم، با گروه‏های دیگر که باورهای متعارض دارند به رقابت می¬پردازند(Sigmond Newman.1956: 395) برخی نیز حزب را به نیابت از سوی برخی از گروه‏های اجتماعی(مثلاً کارگران، کشاورزان، پروتستان¬ها) تلقی می¬کنند که اهداف ایدئولوژیک را در ذهن دنبال می¬کنند(دی تنسی، 1387: 220). احزاب با هدف تاثیر گذاری سیاسی تلاش می¬کنند افکار سیاسی جامعه را شکل دهند تا از این طریق جامعه و کشور را مدیریت کنند(Hofmeiste and Grabow, 2011: 12 ). در تعریفی دیگر احزاب سیاسی نهادهایی می¬باشند که میان خواسته¬های متفاوت و متعارض مردم میانجیگری کرده، آن‏ها را به سیاست تبدیل می‏کنند. بنابراین به طور کلی، حزب به مجموعه افرادی اطلاق می‏شود که با یک مکتب فکری یا سیاسی که در اهداف، خطی مشی واصول اشتراک نظر دارند، برای تحقق آرمان‏ها و خواسته‏های خود، خواهان به دست گرفتن قدرت سیاسی هستند. لازمه چنین هدفی، داشتن مرامنامه، اساسنامه، برنامه، تشکیلات سازمانی، تبلیغات و رقابت با سایر احزاب وجریان‏های سیاسی است که از طریق جلب حمایت عمومی و پشتیبانی آنها، آرمان‏ها واهداف خود را محقق سازد. اگرتعریف از حزب را به صورت خیلی گسترده‏تر بیان نماییم، در این صورت احزاب سیاسی منحصر به دموکراسی¬ها نبوده؛ بلکه می¬توانند شامل دیکتاتوری¬ها نیز باشند. بر پایه این تحلیل می¬توان احزاب سیاسی را به صورت زیر تقسیم بندی کرد:

1- احزاب سیاسی رقابتی: اینگونه از احزاب اصول و قواعد بازی دموکراسی را پذیرفته، برای کسب مناصب حکومتی از طریق فرایند انتخاباتی با دیگر احزاب به رقابت می¬پردازند.

2- احزاب سیاسی ضد رژیم: احزابی هستند که قواعد و اصول نظام حاکم را نمی¬پذیرند، بلکه در صدد واژگونی آن هستند.

3- احزاب سیاسی انحصارگرا: این احزاب قدرت حکومتی را در رژیم¬های اقتدارگرا به انحصار خود در می‏آورند و به رقیب و رقبا اجازه فعالیت و مشارکت سیاسی را نمی¬دهند. حزب نازی در آلمان سال‏های حاکمیت هیتلر و حزب کمونیست شوروی در اتحاد جماهیر شوروی پس از انقلاب شوروی در سال 1917 تا فروپاشی آن، نمونه هایی از احزاب سیاسی انحصارگراست.

نقطه مشترک در سه نوع حزب سیاسی فوق آن است که همگی به دنبال کسب قدرت هستند، خواه از طریق دموکراتیک یا از طریق زور و ارعاب. در یک تقسیم بندی دیگر احزاب به دو گروه خواص و عوام تقسیم می-شوند. احزاب خاص‏گرا احزابی هستند که مبادرت به جذب بخش بخصوصی از مردم می¬کنند و براساس پایگاه طبقه اجتماعی تعریف می¬شوند. مثل احزاب کارگری و سوسیالیست، احزاب محافظه کار و ... برعکس احزاب سیاسی عام گرا احزابی می باشند که به دنبال بسط پایگاه خویش برای پشتیبانی از خواسته¬های طیف وسیعی از مردم بوده که این خود می¬تواند باعث جذب قشرهای گوناگون طبقاتی، جنسیتی، قومی، نژادی، مذهبی و جز این‏ها شود(قوام، 1389: 154).

در نظام‏های دموکراتیک جدید، احزاب سیاسی رقابتی نه تنها لازم که ضروری‏اند: این احزاب ستون فقرات دمکراسی هستند. به گفته بال  مهمترین کار ویژه احزاب سیاسی رقابتی، متحد کردن، تسهیل و با ثبات نمودن روند زندگی سیاسی است. کار ویژه¬ای که احزاب سیاسی به اجرا در می¬آورند در نظام‏های سیاسی ارزش گسترده¬ای دارند. مریام پنج کار ویژه برای احزاب معین کرده است: 1) گزینش نامزدهای انتخاباتی؛ 2) تدوین سیاست¬های عمومی؛ 3) انتقاد از حکومت؛ 4) آموزش سیاسی و 5) واسطه بودن میان فرد و حکومت(عالم، 1383: 349-348). بنابراین احزاب به دلیل نقش و کارکردشان در توسعه سیاسی از اهمیت بسزایی برای جامعه و کشور برخوردار هستند. در واقع براي رسیدن به اهداف بزرگ ملی در ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي چاره‏اي جز سازماندهی ، تجمیع، تشکل و تحزب به شیوه رقابتی نيست.

طبقه¬بندی گرایش¬های فکری و احزاب سیاسی

طبقه¬بندی¬های مختلفی از گرایش¬های فکری احزاب و جریان‏های سیاسی وجود دارد؛ اما تقریباً در همه آن‏ها از نظر اقتصادی دو گرایش رقیب و متضاد چپ و راست  واز نظر سیاسی دو رویکرد اقتدارگرا و دمکراتیک مورد توجه و تاکید است. اصطلاحات چپ و راست نخستین بار در دوران انقلاب فرانسه به کار برده شد. در مجلس ملی 1789م ، جمهوری خواهان انقلابی، سمت چپ کرسی ریاست جمهوری می¬نشستند ولی حامیان پادشاهی رژیم سابق در سمت راست. امروز این اصطلاحات معمولاً برای توصیف طیفی از احزاب سیاسی از کمونیست، سوسیالیسم، لیبرالیسم و فاشیسم (شامل نازیسم) به کار برده می¬شود. بر حسب نگرش¬ها درباره تغییرات اجتماعی نیز، طیف چپ/ راست می¬تواند محدوده¬ای از منتهی الیه سمت چپ انقلابی، تا نئولیبرالیسم درسمت راست تلقی شود(گرانت، 1387: 183). جناح چپ خواهان برنامه‏ریزی، مداخله دولت و اشتراک گرایی است، حال آنکه جناح راست از بازارآزاد و اصالت فرد حمایت می¬کند(هیود، 1387: 34-33). از طرف دیگر هر کدام از این گرایش‏ها از نظر سیاسی ممکن است رویکردی دمکراتیک ویا اقتدارگرا داشته باشند. به هر حال در بیانی کلی جناح راست مخالف تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و به اصطلاح محافظه کار و جناح چپ از چنین تغییری هواداری می¬کند. جناح راست در پی طرفداری از سلطنت یا مقام روحانی است و به منافع طبقه دارا توجه دارد در حالی که جناح چپ به عنوان جمهوری خواه، طرفدار منافع توده مردم(کارگران یا کشاورزان) است. این تصویر هنوز از سیاست‏های قرن 19 نشات می¬گیرد(دی تنسی، 1387: 93).

اگر یک فرد، حزب و یا جریان فکری از منظر سیاسی دموکراتیک و از نظر اقتصادی طرفدار اقتصاد آزاد باشد، آن را لیبرال دموکرات و اگر از نظر سیاسی دموکراتیک؛ اما موافق اقتصاد آزاد یا لیبرال نباشند و خواهان مداخله و برنامه ریزی دولت در اقتصاد از طریق اخذ مالیات و توجه به سیاست های تامین اجتماعی باشند از نظر طبقه‌بندی در گروه احزاب سوسیال دموکرات طبقه‌بندی می‌شوند. احزاب چپ نیز احزابی هستند که در حوزه سیاسی و اقتصادی انحصار طلب هستند و اقتدار‌گرایی سیاسی با اقتصاد دولتی با هم می‌آمیزند. آنچه در شوروی و کشورهای بلوک شرق در دوره حاکمیت احزاب کمونیست شاهد بودیم همین رویکرد است. احزابی هم همانند احزاب فاشیست وجود داشته‌اند که از نظر اقتصادی طرفدار اقتصاد آزاد؛ اما از نظر سیاسی دارای رویکردی اقتدارگرایانه بوده‌اند. به طور کلی در دنیا جایگاه احزاب وجریان‏های سیاسی را می¬توان با استفاده از شاخص‏های سیاسی و اقتصادی تبیین کرد؛ اما باید توجه داشته باشیم که هر کدام از این رویکردها طیف وسیعی را شکل می‏دهند. برای مثال یک سوسیال دمکرات که از نظر اقتصادی در منتهی علیه نمودار قرار می گیرد تا سوسیال دمکرات دیگری که در مرز لیبرال دمکرات¬ها  قرار دارد، تفاوت‏هایی با هم دارند.

در یک تقسیم بندی کلی جناح راست را به سه گرایش عمده تقسیم می‏کنند:

1- راست محافظه کار که به منظور حفظ سنت‏ها در مقابل تهدیدات گوناگون نوگرایی مقاومت می‏کند.

2- لیبرال دمکراسی، که در چهارچوب ارزش¬ها و اصول دموکراتیک، به سطحی از اصلاحات بطیء اعتقاد دارد و خواهان دولت حداقل است.

3- راست اقتدار طلب یا افراطی که سرسخت و مقتدر است و اندیشه¬های خود را بصورت غیر دمکراتیک عملیاتی و اجرایی می¬کند.

جناح چپ نیز گرایش¬های سیاسی متفاوتی را در زیر چتر خود جای می¬دهد:

1- چپ رادیکال یا انقلابی که درصدد ایجاد تغییرات بنیادی در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی است.

2-سوسیال دمکراسی یا لیبرالیسم اجتماعی که با رویکردهای دمکراتیک و اصلاح طلبانه در صدد ایجاد دولت رفاهی اند.

3- چپ میانه که حد فاصل بین دمکراسی اجتماعی و چپ انقلابی است.

نکته حائز توجه آن است که در خصوص گرایش¬ها و احزابی که خود را علی الظاهر در هیچ یک از دو طیف راست و چپ جای نداده و به خود لقب احزاب میانه یا مرکزگزا را می¬دهند، بسیاری از عالمان علم سیاست قائل به استقلال عمل آنها نیستند. در واقع اعتقاد بر آن است که احزاب میانه همان زائده های دو طیف سنتی به سمت مرکز بوده، بدون آنکه دارای ایدئولوژی و هویتی مستقل از راست و چپ کلاسیک باشند(طباطبایی، 1392: 198-197).

بنابراین معروف ترین ملاک برای طبقه بندی احزاب سیاسی، ملاک ایدئولوژی است که بر اساس آن احزاب سیاسی  بر روی طیفی از راست افراطی تا چپ رادیکال دسته بندی می¬شوند. در مجموع مفاهیم چپ و راست به دو موضوع اساسی اشاره دارند: یکی حفظ یا تغییر روابط اقتصادی و یا به مفهومی مشخص¬تر عدم مداخله یا مداخله دولت در زندگی اقتصادی از حیث حفظ یا تامین عدالت اجتماعی، و دوم نوع ساختار قدرت و نظام سیاسی یعنی نظام سیاسی دموکراتیک یا اقتدار طلب است(بشریه، 1384: 383).

بر اساس گرایش های فکری فوق، احزاب سیاسی به چهار دسته اساسی تقسیم می¬شوند که این طبقه بندی مورد توجه این پژوهش می¬باشد:

1- احزاب سیاسی راست دموکراتیک : مثل احزاب لیبرال دموکرات، محافظه کار و دموکرات مسیحی.

2- احزاب سیاسی چپ دموکراتیک : مثل احزاب سوسیال دموکرات و احزاب کارگری.

3- احزاب راست اقتدار طلب : مثل احزاب فاشیسم و نازیسم.

4- احزاب چپ اقتدار طلب : مثل احزاب کمونیست(بشریه، 1384: 384-383).

 

 

جدول 2 : انواع گرایش¬های سیاسی و مهمترین ویژگی¬های آن‏ها

انواع گرایش¬های سیاسی ویژگی ها و مشخصات

 

 

راست دموکراتیک حمایت از حکومت محدود و مشروط به قانون، تضمین آزادی شهروندان و حقوق فردی، آزادی مثبت، کثرت¬گرایی سیاسی به صورت حق انتخاب و رقابت حزبی و در نهایت دموکراسی با توجه به اصول جهانی(هیوود، 1387: 215). حمایت از یک سیستم اقتصاد خصوصی و کاپیتالیستی در چهارچوب نظام بازار، عدم دخالت دولت در بازار، دفاع از مالکیت خصوصی و ترویج بازار آزاد. عمده ترین احزاب راست دموکراتیک، احزاب لیبرال دموکرات هستند.

 

 

 

چپ دموکراتیک معتقد به  برنامه ریزی و مداخله اقتصادی دولت برای مقابله با ورشکستگی بازار ، تعهد به توزیع مجدد ثروت، Hay 1999, 57))، مشارکت اتحادیه‎های صنفی در حکومت به عنوان نهاد نیمه مستقل، تبعیت بازار از سیاست (Luebbert, 1991: 8).  پرداخت هزینه بازنشستگی، کمک به بیکاران و پرداخت بیمه بیکاری و بهداشت و آموزش رایگان وبطور کلی اجرای سیاست‏های تامین اجتماعی. سرمایه گذاری در زیرساخت¬ها و شرکت¬های عمومی و سیاست¬هایی با هدف کاهش بهره¬کشی از کارگران(Kerr, 2001: 4). تعهد به برابری و عدالت اجتماعی. عمده ترین احزاب چپ دموکراتیک احزاب سوسیال دموکرات محسوب می¬شوند.

 

 

 

 

 

راست اقتدار طلب اعتقاد به گردن نهادن به نظم حاکم و پیمان¬های اجتماعی؛ نگرش خصومت آمیز و تنبیهی نسبت به کسانی که به مقررات پایبند نیستند؛ استفاده از اجبار و تهدید برای کسب اهداف خود (Stenner, 2009: 144-145). داشتن اندیشه¬های ناسیونالیستی، خواهان جامعه و تعاملات اجتماعی که در آن یکسانی افزایش یافته و اختلافات به حداقل ممکن برسد. به منظور دستیابی به این هدف به کنترل اجتماعی، اجبار و استفاده از قدرت برای محدودیت در رفتار مردم گرایش دارند. اطاعت از اقتدار موجود، تجاوز و فشار، محافظه¬کاری و پیروی از سنت¬ها از دیگر ویژگی‏های راست اقتدار طلب است(Altemeyer, 2006) مهمترین احزاب راست اقتدارطلب فاشیسم و نازیسم هستند.

 

 

چپ اقتدار طلب دیکتاتوری¬های تک حزبی، نظام¬های شدیداً دولت¬گرا و سلسله مراتبی، مخالفت با لیبرالیسم، انحصاری کردن امور سیاسی در حزب حاکم؛ اقتصادی بر پایه اشتراک سازی دولتی و برنامه‏ریزی متمرکز سازمان یافته، مخالفت با مالکیت خصوصی، مخالفت با کاپیتالیسم، رد تکثر گرایی فرهنگی، ایجاد نظام رفاه اجتماعی برای توده¬ها. مهمترین احزاب چپ اقتدار طلب شامل احزاب کمونیست می¬شود.

 

جریان اصلاحات در ایران

اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته می‌شود که ضمن حفظ نظم موجود، تغییر در جامعه از طریق انجام اصلاحات در قوانین، سیاست‌ها، برنامه‏ها و رفتارها را به صورت تدریجی دنبال می‏کند. اصلاح طلبان به حرکت‏های رادیکالی وتند و تعویض حکومت از طریق انقلاب، اعتقادی ندارند. اصلاحات در تئوری و در تجربه تاریخی به تغییرات عمیق، اساسی و ساختاری در همه حوزه¬ها به نحوی مرتبط و کم و بیش هماهنگ با هم مربوط می¬شود و دارای یک بنیان نظری و فلسفی در چارچوب مدرنیته و مولفه¬ها و ویژگی¬های اساسی آن صورت می پذیرد(موثقی، 1388: 53).

جریان اصلاحات در ایران، در سه دوره از تاریخ ایران مجال ظهور یافته است. اولین تجربه اصلاحات در مقابل نظام پاتریمونیال قاجاری و بطور مشخص در قالب جنبش مشروطه بود که تلاش نمود از طریق تاسیس قانون اساسی، مشروطه و نهاد پارلمان قدرت را محدود و مقید به قانون نماید. دومین دوره آن در مقابل دولت خودکامه پهلوی در قالب نهضت ملی خود را نشان داد و سومین دوره اصلاحات در مقابل استیلای سنت گرایی ایدئولوژیک پس از انقلاب اسلامی در سال 1376 و در قالب جنبش دوم خرداد مجال بروز یافته است(بشیریه،1381: 71).

زمینه اصلاحات در دوره قاجاریه در اقدامات افرادی مانند عباس میرزا، امیرکبیر، قائم مقام و سپهسالار شکل گرفت. اصلاحات در این دوره توسط افراد معدودی دنبال می¬شد و به دلیل عدم آگاهی عمومی بخش وسیعی از نخبگان حاکم و گروه‏های اجتماعی با آن همخوانی و توافق نداشتند. بعد از نهضت مشروطه جریان‏های فکری، احزاب و گروه‏های اصلاح طلب و رادیکال شکل گرفت. از جمله این احزاب و جریان¬ها که دارای گرایش‏های لیبرال و رادیکال بودند می¬توان به مرکز غیبی، حزب اجتماعیون عامیون، جامع آدمیت، کمیته انقلابی و انجمن مخفی در نهضت مشروطه اشاره کرد(موثقی، 1388: 176). بنابراین موج واقعی اصلاحات در عصر قاجار در انقلاب مشروطه نمود یافت. باید اذعان نمود که جنبش مشروطه طلبی نمود سیاسی و اجتماعی ورود اندیشه¬های مدرن به ایران بود که بر پایه¬های آزادی، دموکراسی، عقلانیت، قانون، استقلال قوا، قانون اساسی، سکولاریسم و سیاست زدایی از دین و نهادهای دینی قرار داشت(زرین کوب،1375: 186). دومین دور ازجریان اصلاحات در مقابل دولت پهلوی و مشخصا در قالب نهضت ملی در اقدامات مصدق مجال بروز یافت. این دوره از اصلاحات هم زمینه¬هایی را به همراه داشت که در پس آن زمینه‏ها بروز وظهور یافت. این زمینه¬ها بیشتر جنبه نوسازی داشت که در اقدامات رضاه شاه و پسرش محمد رضا پهلوی خود را نشان داده بود وآسیب های عمده¬ای را بر گروه¬ها وفرهنگ جامعه سنتی وارد کرد(ازغندی،1385: 37). اقدامات رضاه شاه تحولاتی بنیادی را در ساختار اقتصادی، نظام آموزشی، ساختار اداری و نظامی ایجاد کرد و شکل و محتوای زندگی جامعه و روابط اجتماعی را دگرگون کرد. در این راستا گفته شده است که از جنبه اجتماعی شانزده سال سال سلطنت رضا شاه یک دوره کلیدی برای گذار جامعه ایرانی از شیوه تولید شبانکارگی ایلاتی به تولید بورژوایی و خرده کالایی بود(ازغندی،1385: 144). برآیند چنین اقداماتی، تحصیل وتحمیل استبداد بر فضای سیاسی واجتماعی ایران بود.

سومین و شاید مهمترین دوره از اصلاح طلبی مربوط به بعد از انقلاب اسلامی و پیروزی اصلاح طلبان و سید محمد خاتمی در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در دوم خرداد 1376 بود. این پیروزی در چند انتخابات بعدی، یعنی انتخابات شورای شهرها، مجلس ششم، و نیز انتخابات بعدی ریاست جمهوری در سال 1380 تکمیل شد. در تحليل برنامه¬هاي خاتمي، آزادي¬ها، رعايت حقوق مردم، مشاركت، توجه بـه زنان، تكريم صاحبان انديشه، جامعه مدني و توجه بـه دانـش و مـسائل فرهنگـي، جايگـاه ويژه¬اي داشتند(ربيعي، 1380 :125). عناصر اصلي ساخت گفتمان رفاهي در دورة اصلاحات متكـي بـر مؤلفـه¬هـايي چـون عدالت ملازم با دين و آزادي، توسعة همه جانبه و موزون، توسعة پايدار متكي بـر عـدالت زيست محيطي، آزادي در چارچوب مباني اسلامي و حقـوق عمـومي، نظـام جـامع تـأمين اجتماعي به عنوان مبناي محقق ساختن عـدالت اجتماعی، مـشاركت شـهروندان و مـردم سـالاري و امنيت همه جانبة نگر بوده است. گفتمان رفاهي دورة اصـلاحات نزديكـي و همگرايـي بـا گفتمان توسعه به مثابه آزادي دارد. از گفتمان رفاهي دوران اصلاحات، نگرش نوين به رفاه كه رويكردي انسان مدارانه و متكي بر كيفيت زندگي است، استنباط مي¬شود(کردونی و فاضلی، 1388: 63). بنابراین یکی از جریان¬های فعال و تاثیر گذار در تاریخ معاصر ایران جریان اصلاحات بوده است که هم اکنون در قالب جریان‏ها و احزابی همانند مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اعتماد ملی، حزب اسلامی کار، کارگزارن سازندگی، انجمن اسلامی معلمان، مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم، مجمع مدرسین دانشگاه‏ها و مانند آن در فضای سیاسی کشور فعالیت می¬کنند.

نظریه تحقیق

مدل نظری مورد استفاده در این پژوهش مدل Political Compass است. این مدل، یک مدل چند محوری برای مشخص کردن یا سازمان دادن اندیشه¬های سیاسی در دو بعد است. هر محور این مدل دارای درجاتی از 10- تا 10+ را شامل می¬شود. در این مدل با استفاده از پاسخ های داده شده به 62 گویه، ایدئولوژی سیاسی در دو محور اقتصادی(چپ- راست) و سیاسی– اجتماعی(خودکامه- آزادی خواه) مشخص می¬شود که شامل 7 گویه مربوط به کشور و جهان، 14 گویه مربوط به اقتصاد، 18 گویه مرتبط با ارزش های اجتماعی، 12 گویه جامعه، 5 گویه در مورد مذهب و 6 گویه نیز مربوط به روابط جنسی است. نظریه اساسی مدل Political Compass این است که ایدئولوژی¬های سیاسی بهتر است در دو محور جداگانه و مستقل اندازه گیری شده و سپس از ترکیب آن‏ها گرایش فکری و سیاسی پاسخ دهنده مشخص شود. محور اقتصادی (چپ – راست) نشان دهنده این است که اقتصاد چگونه باید اجرا شود: اقتصاد چپ که هدفش اجرای اقتصاد به وسیله همکاری جمعی و کنترل وبرنامه ریزی دولتی است، در حالی که اقتصاد راست در مقابل اقتصاد چپ و با هدف ایجاد رقابت فردی و سازمانی در نظام بازار آزاد فعالیت می¬کند. محور دیگر اندازه¬گیری نظرات سیاسی در یک مفهوم اجتماعی و در خصوص آزادی¬های فردی امکان‏پذیر می¬شود. در یک طرف این محور آزادی خواهان اعتقاد دارند که آزادی شخصی باید به صورت حداکثری تعریف شود، در حالی که در طرف دیگر محور اقتدارگرایی معتقد است بایستی از اقتدار و سنت ها تبعیت کامل نمود. از ترکیب این دو محور چهار گرایش فکری راست اقتدار طلب، چپ اقتدار طلب، راست دموکراتیک و چپ دموکراتیک شکل می¬گیرد.

نمودار شماره 2 : نمودار ریاضی مدل قطب نمای سیاسی

 

از جمله نقاط قوت مدل Political Compass این است که شاخص¬های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در سنجش و تعیین گرایش¬های سیاسی مدنظر قرار می¬دهد. به طور مثال با مدنظر قرار دادن ابعاد اجتماعی می¬توان نشان داد که استالین یک چپ اقتدارگرا بوده است و گاندی با اعتقاد به ارزش¬های عالی هر فرد، یک چپ لیبرال محسوب می¬شود.  در سمت غیر سوسیالیستی نیز اشخاصی مانند میلتون فریدمن* را می¬توان تشخیص داد که به لحاظ مالی و اقتصادی با دولت مخالف بوده است. از سوی دیگر هیتلر خواهان شکل¬دهی به یک دولت با قدرت کامل بوده است. این نمودار مشخص می¬سازد بر خلاف تصور رایج فاشیسم(به عنوان یک دولت اقتدارگرا) در مقابل کمونیست قرار ندارد. بلکه در مقابل آنارشیسم قرار می¬گیرد و کمونیسم (به عنوان یک اقتصاد برنامه¬ریزی شده دولتی) در مقابل نئولیبرالیسم (به عنوان یک اقتصاد شدیداً خارج از نظارت دولت) قرار می¬گیرد. بنابراین هر دو جناح چپ و راست می¬توانند دارای ابعاد اقتدارگرایانه یا دموکراتیک باشند(About the political compass, 2016). ازجمله ویژگی¬های دیگر این مدل آن است که هر یک از گرایش¬های سیاسی راست اقتدارگرا، راست دموکراتیک، چپ اقتدارگرا و چپ دموکراتیک دارای درجه بندی مختلفی می¬باشند. به طور مثال اگر دو شخصیت یا فعال سیاسی در چپ دموکراتیک قرار بگیرند، می¬توانند دارای تفاوت¬ها و درجات مختلفی از نظر اقتصادی وسیاسی داشته باشند. در نتیجه این مدل از دقت قابل توجهی در تعیین گرایش سیاسی افراد، احزاب و گروه‏ها برخوردار است.

یافته‏های تحقیق

در این پژوهش به منظور سنجش و تعیین گرایش سیاسی اصلاح طلبان در ایران، داده‏های مربوط به 100 عدد پرسشنامه استاندار مدل Political Compassکه در اختیار فعالان کمیته¬های مرکزی احزاب اصلاح طلب قرار گرفته بود جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از این تعداد 18 نفر خانم و 19 نفر را روحانیون تشکیل می‏دهند.

همچنین برای آزمون تفاوت معناداری گرایش فکری گروه‏های مختلف اصلاح طلب(خانم‏ها و آقایان، روحانیون و غیر روحانیون) گویه‏ها به صورت مثبت و منفی در نرم افزار Spss20 کدگذاری و اندازه‏گیری شد. ویژگی¬های حرفه¬ای، سیاسی و اجرایی اصلاح طلبی که گرایش فکری آن‏ها در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است به شرح نمودارهای زیر است.

نمودار 3 : سابقه اجرایی و سیاسی اصلاح طلبانی که مورد پرسش قرار گرفته¬اند

 

 

نمودار 4 : سهم هر یک از احزاب اصلاح طلب در نمونه¬گیری

 

سنجش و تعیین گرایش فکری اصلاح طلبان

اطلاعات بدست آمده از 100 اصلاح طلبی که پرسشنامه را تکمیل کرده بودند به طور جداگانه به نرم افزار Political Compass داده شد. در نهایت مختصات هر یک از این افراد به صورت جداگانه به شرح زیر بدست آمد.

جدول 3 : مختصات گرایش فکری 100 اصلاح طلب در مقیاس اقتصادی و سیاسی مدل Political compass

Political compass Name Political compass Name Political compass Name

Political Economic Political Economic Political Economic

-2.2 -2.0 R 69 -1.5 -2.8 R 35 -1.6 -1.7 R 1

-1.1 -2.1 R 70 -3.0 -3.2 R 36 -3.1 -1.7 R 2

-4.0 -2.8 R 71 -1.1 -1.1 R 37 -2.5 -1.5 R 3

-3.3 -2.7 R 72 0.5 -0.5 R 38 -3.0 -1.6 R 4

-0.6 -0.2 R 73 -3.5 -1.4 R 39 -1.0 -2.1 R 5

-2.6 -1.0 R 74 -1.9 -0.2 R 40 -3.5 -1.3 R 6

-1.6 -1.4 R 75 -4.3 -1.9 R 41 -0.9 -2.6 R 7

-0.7 -2.8 R 76 -1.5 -0.8 R 42 -0.6 -2.3 R 8

-2.5 -1.9 R 77 -2.4 -2.8 R 43 -1.8 -1.4 R 9

-3.6 0.5 R 78 -3.4 -0.1 R 44 -1.3 -0.5 R 10

-3.9 -3.6 R 79 -2.9 -0.6 R 45 -2.0 -1.4 R 11

-4.3 -0.9 R 80 -1.1 -0.1 R 46 -1.0 -1.4 R 12

-0.5 -1.2 R 81 -1.6 -2.0 R 47 -4.0 -1.6 R 13

-2.0 -0.5 R 82 -2.6 -1.1 R 48 -1.8 -1.2 R 14

-3.0 -3.0 R 83 -1.6 -2.8 R 49 -2.9 -1.6 R 15

-2.3 -2.8 R 84 -3.6 -1.2 R 50 -2.4 -2.9 R 16

-0.9 -1.0 R 85 -2.5 -2.2 R 51 -0.3 -1.5 R 17

-1.4 -1.0 R 86 -0.4 -3.2 R 52 -2.6 -2.5 R 18

-3.0 -2.1 R 87 -1.8 -3.6 R 53 0.0 -1.2 R 19

-2.3 -0.5 R 88 -3.4 -1.0 R 54 -2.6 -0.8 R 20

-3.4 0.1 R 89 -2.4 -1.7 R 55 -1.1 -0.5 R 21

-1.1 -0.8 R 90 -2.0 0.2 R 56 -2.5 -1.6 R 22

-1.8 -3.0 R 91 -1.1 -2.2 R 57 -2.1 -2.5 R 23

-3.6 -1.5 R 92 -4.5 -1.6 R 58 -3.4 -1.1 R 24

-3.9 -2.8 R 93 1.0 -0.2 R 59 -0.1 -1.2 R 25

-2.5 -1.6 R 94 -2.0 -0.2 R 60 -0.4 -0.4 R 26

-1.1 -2.2 R 95 -4.3 -0.9 R 61 -2.3 0.1 R 27

-1.0 -1.1 R 96 -4.0 -2.4 R 62 -4.9 -1.3 R 28

-4.1 -0.5 R 97 -1.5 -0.2 R 63 -4.3 -2.0 R 29

-3.1 -0.5 R98 -3.4 -1.4 R 64 -1.5 -1.3 R 30

-2.3 -0.3 R99 -5.0 -0.3 R 65 -3.0 -3.0 R 31

-0.9 -1.4 R100 -5.3 -2.3 R 66 -1.0 -1.9 R 32

- - - -2.5 -1.6 R 67 -0.3 -3.4 R 33

- - - -3.6, -1.9 R 68 -1.8 -1.5 R 34

 

با قرادادن مختصات فکری هر یک از اصلاح طلبان در محور مختصات نرم افزار Political compass گرایش عمده فکری اصلاح طلبان در ایران به حالت زیر مشخص شد.

نمودار 5 : جایگاه گرایش فکری اصلاح طلبان در ایران

 

 

براین اساس مشخص می¬شود جایگاه اکثر قریب به اتفاق اصلاح طلبان در محدوده سوسیال دموکراسی و نزدیک به مرکز نمودار قرار دارند. بیش از 95 درصد اصلاح طلبان در این پژوهش از لحاظ اقتصادی دارای مختصاتی بین 0 تا 5- داشته اند که تا حدودی نشان دهنده گرایش اقتصادی اصلاح طلبان به سمت اقتصاد دولت رفاهی با حمایت و فعالیت دولت در بازار و اقتصاد است. از سوی دیگر همچنین بیش از95 درصد از اصلاح طلبان از لحاظ سیاسی و اجتماعی دارای مختصاتی بین 0 تا 3.6 – بوده¬اند که این امر نشان دهنده گرایش اصلاح طلبان به دموکراسی و آزادی خواهی است. بنابراین می¬توان نتیجه گرفت اصلاح طلبان در ایران از نظر مقیاس اقتصادی خواهان اقتصاد نیمه باز و تا حدودی به دخالت و برنامه ریزی دولت در اقتصاد معتقدند و از لحاظ سیاسی و اجتماعی نیز به حکومت و دولت دموکراتیک گرایش دارند. از این رو گرایش فکری اصلاح طلبان در ایران نزدیک به احزاب چپ دموکراتیک در دنیا از جمله احزاب سوسیال دموکرات می¬باشد. مضافاً اینکه نمودار فوق بیانگر نزدیکی دیدگاه‏های اصلاح طلبان به یکدیگر است وآنان از انسجام فکری مناسبی برای پیشبرد اهداف خویش برخوردارند. اصلاح طلبان در مقیاس سیاسی- اجتماعی نزدیکی و انسجام بیشتری دارند و در معیارهای اقتصادی دارای تکثر آرای بیشتری هستند.

از سوی دیگر تقسیم بندی اصلاح طلبان به گروه‏های دیگر از جمله خانم‏ها و روحانیون اطلاعات قابل توجه دیگری را در مورد گرایش فکری آنان مشخص می¬سازد. نمودار شماره 6 جایگاه 18 خانم اصلاح طلب را نشان می‏دهد که با دیگر اصلاح طلبان دارای انسجام فکری هستند و در محدوده سوسیال دموکراسی قرار گرفته اند.

نمودار 6 : جایگاه گرایش فکری بانوان اصلاح طلبان در ایران

 

برای اینکه مشخص شود واریانس امتیازهای بانون اصلاح طلب با آقایان دارای برابری یا نابرابری است از آزمون t استفاده گردید. در این آزمون فرض H0 دلالت بر عدم معنی داری تفاوت گرایش فکر بانون با آقایان است و فرض H1 دلالت بر معنی داری این تفاوت‏ها است. نتایج حاصل از آزمون در جداول زیر ذکر شده است.

جدول 4: آمار دو گروه آقایان و خانم‏های اصلاح طلب

انحراف معیار میانگین تعداد جنسیت

7.141 170.96 82 آقایان

4.899 170.67 18 خانم‏ها

آزمونt برای برابری میانگین ها آزمون لورن برای برابری واریانس ها

معنی داری(Sig) t معنی داری(Sig) f

0.867 0.168 0.093 2.879 فرض برابری واریانس‏ها

 

0.833

0.212

-

- فرض عدم برابری واریانس‏ها

 

جدول 5: آزمون t با دو متغییر مستقل آقایان و خانم‏ها

 

اولین مرحله در تفسیر نتایج آزمون t با دو نمونه مستقل، بیان برابری یا عدم برابری واریانس‏ها در بین دو گروه مورد بررسی است. آزمونی که برای این منظور به کار می‏رود آزمون لون  است. چنانچه سطح معنی‏داری لون از 5 % بزرگتر باشد، در آن صورت از نتایج ردیف اول جدول استفاده می‏کنیم که فرض برابری واریانس دو گروه را می پذیرد. اما چنانچه سطح معنی داری این آزمون از  5 % کوچکتر باشد در این صورت از نتایج ردیف دوم جدول استفاده می‏کنیم که فرض عدم برابری واریانس‏ها برای دو گروه را می‏پذیرد. در این آزمون به دلیل عدم معنی داری آزمون لون(879/2) با سطح خطای(0.093) از نتایج ردیف اول جدول یعنی فرض برابر بودن واریانس‏ها استفاده می‏کنیم. نتایج آزمون t (0.168 : t و 868 .0 Sig :) گویای این است که میانگین دو گروه بانوان اطلاح طلب با 170.67 با میانگین آقایان اصلاح طلب 170.96 تفاوت معنا داری با یکدیگر نداشته و این دو گروه با سطح اطمینان 95 % در میانگین گرایش فکری با هم مشابه هستند. در واقع فرض H0 که بر عدم معنی‏داری تفاوت دلالت دارد تائید می‏شود و فرض مقابل آن H1 که بر معنی‏داری تفاوت دو گروه دلالت دارد، رد می‏شود.

سنجش گرایش 19 روحانی اصلاح طلب به طور جداگانه نیز مشخص می‏سازد که روحانیون اصلاح طلب نیز با سایر همفکران خود به طور کلی دارای انسجام و همگرایی هستند.

نمودار 7 : جایگاه گرایش فکری روحانیون اصلاح طلبان در ایران

 

 

برای بیان تفاوت میانگین نمرات روحانیون اصلاح طلب با غیرروحانیون نیز از آرمون t استفاده شد. در این آزمون فرض H0 دلالت بر عدم معنی‏داری تفاوت گرایش فکری روحانیون با غیرروحانیون است و فرض  H1دلالت بر معنی‏داری این تفاوت‏ها است.  نتایج حاصل از آزمون در جداول زیر ذکر شده است.

 

جدول 6: آمار دو گروه روحانیون و غیرروحانیون اصلاح طلب

انحراف معیار میانگین تعداد موقعیت اجتماعی

6.890 167.84 19 روحانیون

6.581 171.63 81 غیر روحانیون

 

آزمونt برای برابری میانگین ها آزمون لورن برای برابری واریانس‏ها

معنی داری(Sig) t معنی داری(Sig) f

0.027 -2.238 0.989 0.00 فرض برابری واریانس‏ها

 

0.039

-2.175

 

-

 

- فرض عدم برابری واریانس‏ها

جدول 7: آزمون t با دو متغییر مستقل روحانیون و غیرروحانیون

 

در این آزمون به دلیل معناداری آزمون لون(0.00) با سطح خطای (0.989) از نتایج ردیف دوم جدول یعنی فرض برابر نبودن واریانس‏ها استفاده شد. نتایج آزمون t (2.175- t: و 0.039Sig.) گویای این است که میانگین دو گروه روحانیون اصلاح طلب با 167.84 و غیر روحانیون اصلاح طلب با 171.63 تفاوت معنی داری با یکدیگر دارد و این دو گروه با سطح اطمینان 95 % در میانگین گرایش فکری با هم تفاوت دارند. بنابراین فرض H0 که بر عدم تائید تفاوت‏ها دلالت دارد رد می‏شود و فرض مقابل آن فرض H1 که بر معنی‏داری تفاوت بین روحانیون و غیرروحانیون اصلاح طلب دلالت دارد، تائید می‏شود.

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل و نتیجه¬گیری

از آنجایی که هدف این پژوهش سنجش و تعیین جایگاه و گرایش فکری اصلاح طلبان ایرانی در میان گرایش¬های مختلف فکری و سیاسی دنیا بود، از مدل Political Compass برای سنجش گرایش فکری آنان استفاده شد. مطالعه انجام شده نشان داد که گرایش اصلاح طلبان مورد بررسی در محدوده چپ دموکراتیک و متمایل به مرکز نمودار قرار دارد. از این رو آنان قرابت بیشتری با احزاب سوسیال دموکرات دارند. سوسیال دموکرات‏ها در عین حال که از نظر سیاسی به ارزشهای دمکراتیک پایبندند؛ اما از نظر اقتصادی با نظام بازار آزاد بویژه نئولیبرالیسم نسبتی برقرار نمی¬کنند، بلکه بر اقتصاد برنامه‏ریزی شده، سیاست‏های تامین اجتماعی توجه به اقشار آسیب پذیر و در کل به دولت رفاه پایبند و معتقدند و تعهدی اساسی به عدالت اجتماعی نشان می¬دهند. با این همه سوسیال دموکراسی را همچنین می¬توان به آزادی مثبت و حتی تاکید محافظه کاری مردم سالارانه بر وظیفه اجتماعی، همانطور که در مورد سنت یک ملت وجود دارد، مربوط دانست(هیوود، 1387: 94-95) بنابراین سوسیال دموکراسی از یک طرف با دموکراسی مشخص می¬شود و از طرف دیگر با محدود کردن افراط¬گرایی سرمایه‏داری و توزیع مجدد قدرت و منابع به آسیب دیدگان و فراموش شدگان (Seyd, and Whiteley, 2002: 185 ). اصلاح طلبان نیز که از جریان‏های فعال سیاسی در ایران محسوب می¬شوند به لحاظ اقتصادی تا حدودی به مداخله دولت در اقتصاد و تنظیم بازار معتقد هستند و حمایت اجتماعی و اقتصادی از اقشار پایین دست جامعه را الزامی می¬دانند. علاوه بر این به لحاظ سیاسی به دولت آزادی خواه و دموکراتیک گرایش دارند و برای آزادی¬های فردی و اجتماعی(آزادی بیان، آزادی شکل دهی به تشکل‏ها، آزادی رسانه و روزنامه‏ها و ...) ارزش زیادی قائل هستند. بنابراین اصلاح طلبی در ایران و سوسیال دموکراسی و دموکراسی اجتماعی دارای قرابت و تشابهات قابل توجهی با یکدیگر هستند.

بنابراین با توجه به نتایج مدل Political compass فرضیه اول این پژوهش که انسجام فکری اصلاح طلبان و شباهت این جریان فکری با سوسیال دموکراسی تاکید داشت مورد تائید قرار می‏گیرد.

فرضیه دوم پژوهش که عامل جنسیت را در تفاوت معنادار واریانس دو گروه آقایان و بانوان اصلاح طلبان تاثیرگذار می‏دانست با آزمون t با دو متغییر مستقل مورد آزمون قرار گرفت و نتایج آن (0.168 : t و 868 .0 Sig :) مشخص کرد که میانگین این دو گروه(خانم‏ها 170.67 و آقایان 170.96) تفاوت معنا‏داری ندارد. بنابراین فرض تاثیرگذاری جنسیت بر تفاوت گرایش فکری اصلاح طلبان رد شد.

فرضیه سوم پژوهش که بر معناداری تفاوت میان واریانس دو گروه روحانیون و غیرروحانیون اصلاح طلب تاکید شد. با آزمون t مورد سنجش قرار گرفت و نتایج آن (2.175- t: و 0.039Sig.) مشخص می‏کند که بین میانگین دو گروه روحانیون اصلاح طلب (167.84) و غیر روحانیون (171.63) تفاوت معنی‏داری وجود دارد. بنابراین فرضیه سوم پژوهش مورد تائید قرار می‏گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

1- ازغندی، علیرضا(1385)، “درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران”، تهران، نشر قومس.

2- اطاعت،جواد(1378)،”مجموعه مقالاتی پیرامون توسعه سیاسی”.تهران: نشر سفیر.

3- بشیریه حسین(1381)، “دیباچه¬ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران”، تهران، نشر نگاه معاصر.

4- بشریه، حسین(1384)، “آموزش دانش سیاسی، (مبانی علم سیاست نظری و تاسیسی)”، نشر نگاه معاصر.

5- دی. تنسی، استفان(1387)، “مبانی علم سیاست”، چاپ دوم، ترجمه حمیدرضا ملک محمدی، نشر میزان

6- ربيعي، علي(1380)، “جامعه شناسي تحولات ارزشي”، تهران، نشر فرهنگ و انديشه.

7- زرین کوب، عبدالحسین(1375)، “روزگاران ایران”، تهران، انتشارات علمی.

8- طباطبایی، سید محمد(1392)، “شکاف¬های نوین سیاسی در جامعه اروپایی”، فصلنامه روابط خارجی، سال پنجم، شماره دوم.

9- عالم، عبدالرحمن(1383) “بنیادهای علم سیاست”، چاپ دوزادهم، تهران، نشر نی.

10- قوام، سید عبدالعلی(1389)، “سیاست شناسی، مبانی علم سیاست”، تهران، انتشارات سمت.

11- کردونی، روزبه، فاضلی، نعمت الله (1388)، “تحلیل برخی گفتمانهای رفاهی در دوران اصلاحات”، فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال نهم، شماره 32.

12- گرانت، مویر(1387)، "مفاهیم کلیدی در سیاست" مترجمان: محمد جواد حق شناس و امیر عباس لطفی، تهران  ناشر مهر وحید.

13- موثقی، احمد(1388)، “نوسازی و اصلاحات در ایران(از اندیشه تا عمل)”، چاپ دوم، انتشارات قومس.

14- هیوود، اندرو(1387)، "مفاهیم کلیدی در علم سیاست"، مترجمان: حسن سعید کلاهی و عباس کاردان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.

 

15- Altemeyer, Bob (2006). The Authoritarians. Winnipeg: University of Manitoba.

16- Hay, C. (1999), The Political Economy of New Labour: Labouring Under False Pretences?(Manchester and New York: Manchester University Press).

17- Hofmeister, Wilhelm, Karsten Grabow(2011),  Political Parties Functions and Organization in Democratic Societies, Singapore : Konrad Adenauer Stiftung, c2011.

18- Kerr, D. (2001), Elect the Ambassador! Building Democracy in a Globalised World (Sydney: Pluto Press).

19- Luebber T, Gregor Ym. (1991), Liberalism, Fascism, or Social Democracy Social Classes and the Political Origins of Regimes in Interwar Europe, Oxford University Press, New York.

20- Newman Sigmond.( 1956).Modern Political Parties Chicago University of Chicago Press.

21- Seyd, P. and Whiteley, P. (2002), New Labour’s Grassroots: The Transformation of the Labour Party Membership (Basingstoke: Palgrave Macmillan).

22- Stenner, Karen (2009), Three Kinds of “Conservatism”, Psychological Inquiry, 20: 142–159, DOI: 10.1080/10478400903028615.

23- http://forum.blockland.us/index.php?topic=264235.0

24- http://en.wikipedia.org/wiki/Political_compass#mediaviewer/File:Political_chart.svg.

25- http://www.politicalcompass.org/analysis2.

 

 

 

 

 

 

 

پرسش نامه مورد استفاده در مقاله سنجش گرایش به عدالت و آزادی در ایران

 

در مورد اینکه چگونه کشور و جهان را می‌بینید: شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 اگر جهانی‌شدن اقتصاد اجتناب‌ناپذیر باشد، در درجه اول باید در خدمت بشریت باشد تا اینکه در خدمت منافع شرکت‌های چند‌ملیتی.

2 من همیشه از کشورم جانب‌داری می‌کنم، چه حق با آن باشد و چه نباشد

3 هیچ‌کس کشور محل تولد خود را انتخاب نمی‌کند، پس احمقانه است که به آن افتخار کند.

4 نژاد ما خصوصیات برتری نسبت به نژادهای دیگر دارد.

5 دشمن دشمن من، دوست من است.

6 اقدام نظامی بر خلاف قوانین بین‌المللی در برخی از موارد قابل قبول است.

7 امروزه اطلاعات و سرگرمی به صورت نگران‌کننده‌ای با هم آمیخته شده‌اند.

 

در مورد اقتصاد (به آمارها کاری نداشته باشید،‌ فقط گرایش خود را در نظر بگیرید) شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 مردم بیشتر توسط طبقات اجتماعی از هم جدا هستند تا ملیت.

2 کنترل تورم مهم‌تر از کنترل بی‌کاری است.

3 چون نمی‌توان به شرکت‌ها اعتماد کرد که از محیط زیست مراقبت کنند، آنها نیاز به مقررات نظارتی دارند.

4 «از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نیازش» یک نظر اساسا خوب است.

5 این یک موضوع غم‌انگیز است که در جامعه ما حتی آب خوردن نیز یک محصول مصرفی با بسته‌بندی و نشان تجاری می‌باشد.

6 زمین نباید کالایی قابل خرید یا فروش باشد.

7 این غم‌انگیز است که سرمایه‌های شخصی کلانی توسط کسانی که فقط با پول کار می‌کنند و هیچ نقشی مثبتی در جامعه بازی نمی‌کنند تولید می‌شود.

8 سیاست‌های حمایتی گاه در تجارت لازم است.

9 تنها وظیفه اجتماعی یک شرکت رساندن سود به سهام‌دارانش است.

10 ثروتمندان خیلی زیاد مالیات می‌پردازند.

11 کسانی که توانایی مالی بهتری دارند و می‌توانند بیشتر پول پرداخت کنند حق دارند از خدمات درمانی بهتری برخوردار شوند.

12 دولت‌ها باید شرکت‌هایی را که عموم مردم را گمراه می‌کنند جریمه کنند.

13 بازار آزاد واقعی نیازمند قوانینی است که جلوی تشکیل انحصار توسط شرکت‌های چند ملیتی را بگیرد.

14 هرچه بازار آزادتر باشد، مردم هم آزادتر هستند.

 

ارزش‌های اجتماعی شما: شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 سقط جنین در شرایطی که جان مادر در خطر نباشد، باید همیشه غیرقانونی باشد.

2 همه مقامات باید پاسخگو باشند.

3 چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان.

4 نباید از مالیات دهندگان انتظار داشت که از تئاتر یا موزه‌هایی که از نظر مالی نمی‌توانند مستقل باشند حمایت کنند. [نباید از بودجه دولت برای موسسات هنری یا فرهنگی غیر انتفاعی هزینه کرد]

5 مدارس نباید حضور دانش‌آموزان درکلاس‌ها را اجباری کنند.

 

6 همه مردم دارای حقوق هستند، اما برای همه بهتر است که دسته‌های مختلف مردم، حقوق مربوط به خودشان را داشته باشند.

7 والدین خوب گاهی باید فرزندان خود را تنبیه بدنی کنند.

8 این طبیعی است که بچه‌ها بعضی از رازهایشان را از پدر و مادر پنهان کنند.

9 همراه داشتن ماری‌جوانا [نوعی ماده‌ی مخدر]‌ برای استفاده شخصی نباید جرم جنایی به حساب بیاید.

10 مهمترین رسالت مدارس باید این باشد که به نسل آینده بیاموزد چطور کار پیدا کنند.

11 اشخاصی که دارای بیماری‌ یا ناتوانی‌های وخیم قابل انتقال از طریق وراثت ژنتیکی هستند، نباید اجازه تولید مثل داشته باشند.

12 مهمرین چیزی که باید بچه‌ها یاد بگیرند پذیرش نظم است.

13 چیزی به اسم مردم وحشی یا متمدن وجود ندارد؛ فقط فرهنگ‌های مختلف وجود دارند.

14 کسانی که می‌توانند کار کنند،‌ اما این امکان را رد می‌کنند، نباید از جامعه انتظار حمایت داشته باشند.

15 وقتی آزرده خاطر یا ملول هستید، بهتر است در موردش فکر نکنید و سر خودتان را با موضوعات خوشحال کننده گرم کنید.

16 نسل اول مهاجران به کشورهای دیگر هرگز نخواهند توانست در کشور جدید کاملا جا بیافتند.

17 چیزی که برای اکثر شرکت‌های موفق خوب باشد همیشه در نهایت برای همه ما خوب است.

18 هیچ رسانه ارتباط جمعی حتی اگر محتوای برنامه‌هایش خیلی هم مستقل باشد، نباید از بودجه عمومی کمک دریافت کند (دولت نباید به هیچ رسانه ارتباط جمعی کمک مالی کند، فارغ از اینکه آن رسانه چقدر مستقل است).

 

چگونه شما جامعه بزرگتر را می‌بینید: شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 حق آزادی شهروندی ما به مقدار زیادی تحت عنوان مبارزه با تروریسم تحت الشعاع قرار گرفته است.

2 حاکمیت تک حزبی یک خوبی بزرگ دارد: از بحث‌ها و اختلافاتی که باعث تاخیر توسعه در یک سیستم سیاسی دموکرات می‌شوند به دور است.

3 با وجودی‌که عصر الکترونیک استراق سمع رسمی را آسان‌تر کرده است، اما فقط مجرمان باید نگران این موضوع باشند.

4 مجازات اعدام در مورد اغلب جنایت‌های بزرگ باید قابل انتخاب باشد.

5 در یک جامعه متمدن، همیشه باید گروهی برای فرمان دادن و گروهی برای تبعیت کردن وجود داشته باشد.

6 هنرهای انتزاعی نمایانگر هیچ چیز بخصوصی نیستند و اصولا نباید به عنوان هنر تلقی شوند.

7 در قانون مجازات همیشه مجازات باید مهم‌تر از بازپروری باشد.

8 تلاش برای درمان یا بازپروری بعضی از مجرمان فقط وقت تلف کردن است.

9 یک شخص اهل کسب‌ و کار یا تولیدکننده مهمتر از یک نویسنده یا هنرمند است.

10 مادرها می‌توانند شغل داشته باشند، اما وظیفه اصلی آنها خانه‌داری و تربیت فرزندان است.

11 شرکت‌های چندملیتی به صورت غیراخلاقی در حال تاراج منابع ژنتیک گیاهی کشورهای در حال توسعه هستند.

12 آشتی کردن و پذیرفتن ساختار موجود یکی از مهمترین جنبه‌های پختگی و بلوغ است.

 

 

در مورد مذهب: شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 طالع‌بینی یا فال‌بینی می‌تواند خیلی از پدیده‌ها را دقیقا توضیح دهد.

2 اگر مذهبی نباشید، نمی‌توانید اخلاق‌گرا باشید.

3 برای حمایت از مردمِ واقعا نیازمند، امور خیریه بهتر از تامین اجتماعی است.

4 بعضی از مردم به طور کاملا طبیعی بداقبال هستند (بختشان تاریک است).

5 این برای من مهم است که مدرسه به فرزند من ارزش‌های مذهبی را القا کند.

 

در مورد روابط جنسی: شدیدا مخالفم مخالفم موافقم شدیدا موافقم

1 رابطه جنسی خارج از ازدواج معمولا غیراخلاقی است.

2 زوج متشکل از دو همجنس‌گرا که همدیگر را دوست دارند، نباید از امکان پذیرفتن فرزند محروم شوند.

3 دسترسی به محصولات پورنوگرافیک که توسط افراد بالغ و با رضایت آنها تهیه شده باشد، باید برای افراد بالغ قانونی باشد.

4 اتفاقاتی که در اتاق خواب خصوصی میان افراد بالغ و با رضایت آنها رخ می‌دهد هیچ ارتباطی به حکومت ندارد.

5 هیچ‌کس نمی‌تواند به صورت طبیعی احساس تمایل همجنس‌گرایی کند.

6 این روزها در مورد آزادی‌های جنسی خیلی افراط شده است.