صفحه اصلی
دانشجو ، دانشگاه وتوسعه PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 13
بدخوب 


دانشجو ، دانشگاه وتوسعه
متن خلاصه شده سخنراني دکتر جواد اطاعت در دانشگاه تهران به مناسبت هفتادمين سالگرد انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشکي تهران. يکشنبه 15 ارديبهشت 1392

به نام خداوند جان وخرد                                       کزين برتر انديشه برنگذرد
*سلام خوشحالم که فرصتي فراهم شد تا در هفتادمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشکي تهران در جمع شما دانشجويان عزيز حضور يابم ؛ اما ناراحتم که  در اين گراميداشت جاي برخي از دانشجويان سابق ولاحق خالي است چراکه در حبس وحصر هستند.
* قبل از آغاز سخن از شما دوستان گرامي مي خواهم که در قالب پژوهشهاي مستقل ويا پايان نامه هاي دانشجويي تاريخ پر فراز ونشيب انجمن هاي دانشجويي در اين هفتاد سال را مورد مطالعه وپژوهش قرار دهند چرا که اين مطالعه بخشي از تاريخ ايران مظلوم است واين مي تواند گوشه اي از زواياي پنهان سرگذشت اين ملت را بنماياند.
* همانگونه که شما گراميان مي دانيد حوزه کارهاي علمي_پژوهشي ومهمتر از آن دغدغه اينجانب موضوع توسعه در اين کشور است پس در اين نشست نيز مايلم در اين خصوص مطالبي را خدمت شما گراميان عرض کنم.
* اگر توسعه را فرايند گذار از وضع موجود به سوي وضع مطلوب در عرصه هاي مختلف اقتصادي،اجتماعي،سياسي وفرهنگي تعريف کنيم سوال اساسي که مطرح مي شود اين است که چرا کشور ايران عليرغم برخورداري از منابع سرشار مادي(گفته ميشود ايران کنوني که حدود يک درصد جمعيت دنيا را دارد حدود 5 درصد منابع دنيا را در اختيار دارد) – موقعيت جغرافيايي ممتاز( قرار داشتن در هارتلند انرژي دنيا (حدود 60 درصد از منابع نفت دنيا در حوزه خليج فارس و حدود 11 درصد نفت جهاني در حوزه خزر قرار دارد وايران کانون ومرکز اتصال اين دوکانون انرژي جهاني است ومهمتر آنکه خود نيزبعد از عربستان سعودي در حوزه خليج فارس با 11 درصد نفت دنيا در جايگاه دوم و با 16 درصد ذخاير گازي جهاني بعد از روسيه در مقام دوم دنيا است) – از نظر جاذبه گردشگري نيز از پتانسيل بالايي برخوردار است.


از نظر سرمايه انساني نيز با گذشت حدود صد سال از نهاد دانشگاه در اين کشور از قشر فرهيخته اي برخوردار است ودر مقايسه با بسياري از کشورها در وضعيت نسبتا مناسبي است.از نظر سرمايه اجتماعي نيز ايرانيان در نهضت مشروطيت ، نهضت ملي شدن صنعت نفت، انقلاب بهمن 57 و جنبش اصلاحات براي بهبودي وبهروزي تلاشهاي بايسته را انجام داده است.
ايا ما کشور رو به توسعه اي هستيم آنگونه که مقامات سياسي ادعا مي کنند؟
واحدهاي سياسي به مثابه يک موجود زنده مي باشند. يک انسان به عنوان  يک موجود زنده براي مراقبت از سلامتي خويش نيازمند آن است که هر از گاهي با مراجعه به پزشک وانجام آزمايش از شاخص هايي چون فشارخون ،چربي،اوره ميزان گلبولهاي سفيد و... همينطور از اعضاي مهم وحياتي همانند قلب ،کبد ، کليه ها ، معده و.....از سلامتي يا احيانا بيماري خويش مطلع گردد. پزشکان نيز با انجام آزمايشات دقيق پزشکي روند بهبودي يا وخامت حال بيمار خويش را جويا مي شوند تا بهتر بتوانند با تصميمات مقتضي بيماري را کنترل وفرايند بهبودي را تسريع بخشند.واحدهاي سياسي نيز بايد دائما وضعيت اقتصادي،اجتماعي،علمي – فرهنگي وسياسي را مورد ارزيابي وآزمون قرار دهند تا تصميم سازان وتصميم گيران بتوانند با شناسايي نقاط قوت وضعف واتخاذ تصميمات صحيح وبه موقع روند منفي شاخص ها را متوقف وفرايند توسعه را در جهت بهبودي سوق دهند.
شاخص هاي کلان  مورد ارزيابي در حوزه اقتصاد عبارتند از،ميزان توليد ناخالص داخلي،رشد اقتصادي، درامد سرانه ،تورم،بيکاري،ضريب جيني،ميزان سرمايه گذاري خارجي،وضعيت فقر،نرخ فسادو...
در حوزه اجتماعي نيز اين شاخص ها يا به عبارتي آسيب هاي اجتماعي عبارتند از،نرخ طلاق، خودکشي،امار قتل، ضرب وجرح ،سرقت، سرقت مسلحانه ،گروگان گيري افراد،درصد معتادان به نسبت جمعيت،ميزان افسردگي هاي روحي-رواني ،آمار تصادفات،وضعيت اميد به زندگي،تعداد پرونده هاي قضايي به نسبت جمعيت ،تعداد زندانيان و......
از نظر علمي وفرهنگي رنکبندي دانشگاهها در ميان دانشگاههاي معتبر جهاني،تعداد مقالات منتشر شده در ژورنالهاي علمي ،ميزان اختراعات ثبت شده،تعداد دانشجويان،دانش پژوهان واعضاي هيات علمي دانشگاهها ،موفقيت در المپياد هاي علمي و...
از منظر سياسي نيز آزادي بيان وعقيده،شمار مطبوعات مستقل ، منتقد ومخالف ،رسانه ها واحزاب منتقد ومخالف ، برگزاري انتخابات رقابتي ، آزاد وسالم ،تعداد زندانيان سياسي ومطبوعاتي ،شمار کنگره هاي احزاب منتقد ومخالف و........
جمهوري اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثني نبوده و نيست.مسئولان ودست اند کاران اين نظام سياسي نيز مي بايست مرتبا با آزمون وارزيابي اين شاخص ها وضعيت توسعه کشور را رصد کنند.مقايسه تطبيقي اين شاخص ها با کشور هاي توسعه يافته ،در حال توسعه وکشور هاي منطقه وبويژه همسايگان ايران ميتواند روند هاي واقعي ايران را روشن کند.
اگر چه به دليل عدم شفافيت عملکرد وبعضا دستکاري در آمارهاي موجود بويژه در سالهاي اخير امکان ارزيابي وآزمون دقيق عملکرد ازطرف پژوهشگران دانشگاهي با مشکلاتي مواجه شده است،اما ارزيابي نسبي از اين شاخص ها نيز بيانگر وضعيت مناسبي از ايران که داراي منابع غني نفت وگاز مي باشد را به نمايش نمي گذارد.اگرچه در طول شصت سال برنامه ريزي توسعه در ايران توليد ناخالص ملي روند رشد قابل توجهي را نشان مي دهد؛اما اين روند در مقايسه با بسياري از کشورها حتي در زمينه اقتصادي نيز که ايران داراي منابع مالي وانساني مورد نياز توسعه بوده است روند قابل قبولي نيست.
در سال 1338 توليد ناخالص ملي ايران به قيمت هاي سال 1376، 43911 ميليارد ريال بود اين رقم در سال 1356،پايان برنامه عمراني پنجم توسعه 236645 ميليارد ريال ودر سال 1384 (آغاز برنامه چهارم توسعه)به 438900 ميليارد ريال رسيد.اما اين آمار رو به رشد در حالي است که در آمد سرانه ايران در سال 1359 معادل 31 درصد درامد اقتصادهاي کشورهاي پيشرو بود که در سال 2005 درامد سرانه ايران با 4 درصد کمتر به 27 درصد درامد سرانه اين کشورها رسيد.
مهمتر آنکه در سال 1359 درامد سرانه ترکيه ،کره جنوبي ومالزي به ترتيب 672، 211، 623 دلار کمتر از درامد سرانه ايران بود،در آغاز برنامه چهارم (1384) در امد سرانه اين کشورها برمبناي برابري قدرت خريد نسبت به ايران به ترتيب 13515، 1738، 2112 دلار افزايش نشان مي دهد. در خرداد سال جاري نيز کره جنوبي با 19890 دلار،ترکيه با 9890 دلار ومالزي با 7760 دلار در مقابل ايران که تنها 4520 دلار را به خود اختصاص مي دهد تفاوت چشمگيري را به نمايش مي گذارد.
از نظر شاخص هاي کلان نيز موضوع توسعه نيافتگي کشور قابل مطالعه است
ساختار اداري: يک امار گوياي مسائل اين حوزه است.در سال 1384 هزينه هاي جاري دولت حدود نه هزار ميليارد تومان بوده است.بايد به گونه اي عمل مي شد که تا سال1390  هزينه هاي جاري دولت از محل منابع دريافتي از ماليات تامين مي شد.منابع دريافتي از ماليات در سال 90 حدود 30 هزار ميليارد تومان بوده است اين در حالي است که هزينه هاي جاري دولت از مرز 130 هزار ميليارد تومان گذشته است.اگر اين روال ادامه يابد در چند سال آينده کشور هم فروخت و در حلقوم دولت ريخت.
منابع آب: بر اساس سرشماري سال 1335 سرانه آب در ايران حدود 7000 متر مکعب بوده است.امروز سرانه آب در دنيا حدود 7000 متر مکعب است.اين در حالي است که سرانه آب به دليل رشد بي رويه جمعيت – استفاده غير اصولي از منابع آب و... اين سرانه به مرز 1700 متر مکعب رسيده است که مرز بحران است.به نظر شما اگر اين روند ادامه پيدا کند در آينده نه چندان دور کشور ايران چه وضعيتي پيدا مي کند.
منابع نفت وگاز: ايران با 150 ميليارد بشکه ذخيره نفت11 درصد منابع وذخاير نفت دنيا را به خود اختصاص داده است.از اين لحاظ بعد از عربستان سعودي و قبل از عراق در حوزه خليج فارس در مقام دوم قرار گرفته ايم.صرف نظر از تحريم ها اگر وضعيت سرمايه گذاري در صنعت نفت به همين شکلي که در سالهاي اخير وجود داشته است ادامه پيدا کند ما تا سال 2020 نفتي براي صادرات نخواهيم داشت وکشور واقتصادي که بيش از هفتاد درصد منابع ارزي آن از ناحيه نفت است تکليف آن معلوم است.
از نظر گاز نيز با اينکه با 16 درصد منابع گازي دنيا بعد از روسيه در مقام دوم دنيا قرار داريم به دليل عدم سرمايه گذاري امروز واردات گاز ما از صادرات پيشي گرفته است.
وضعيت تلفات جاده اي: ايران بعد از مصر وهند با 38 کشته در هر صد هزار نفر سومين مقام را از اين نظر به خود اختصاص داده است.
ايران تنها در حوزه توليدعلم وآموزش که متوليان ان اساتيد دانشگاهها ومعلمان مدارس هستند با موفقيت خوبي همراه بوده است.موفقيت دانش آموزان ايراني در المپيادهاي جهاني وشمار مقالات پژوهشي چاپ شده در ژورنالهاي معتبر علمي توسط پژوهشگران دانشگاهي وموفقيت در علوم نويني چون سلولهاي بنيادي ،نانو تکنولوژي، وهمچنين انرژي هسته اي و علوم پزشکي مبين بالندگي ايران در اين حوزه هاست.در حاليکه ايران حدود يک در صد جمعيت جهان را به خود اختصاص داده است داراي يک درصد توليد علم در جهان نيز مي باشد.
ممکن است دست اندرکاران کنوني عقب ماندگي ها را ميراث دولتهاي گذشته بدانند، درآن صورت در يک فرايند تطبيقي بايد ديد آيا روند اين شاخص ها در 8 سال اخير رو به وخامت گذاشته است يا به سمت بهبودي در حال حرکت بوده است .همانگونه که آمارها و وضعيت موجود کشور حکايت از آن دارد متاسفانه در چند سال اخير نه تنها شاهد بهبودي شاخص ها نيستيم ،بلکه روندهاي موجود شرايط نگران کننده اي را به نمايش مي گذارد.
در حالي با اين وضعيت مواجه هستيم که در انتخابات مسائل زيرحائز اهميت وتوجه است:
@ صف طولاني محافظه کاران در شرايط نبود رقيب. اين در حالي است که امروز به دليل خدمات مشعشعي که محافظه کاران حاکم انجام داده اند صف طولاني کشيده اند تا رئيس جمهور شوند تا اين خدمات بزرگ به ايران واسلام به نام آنان ثبت شود.جالب است که کشورهاي ديگر وقتي يک جريان سياسي احساس کند که با موفقيت همراه نبوده است ويا احساس کند که سياست هاي آن مورد قبول مردم نيست به انتخابات زود رس مبادرت مي ورزند تا اگر مردم آنان را قبول ندارند از عرصه مديريت کشور کنار بروند؛ اما گويا در ايران هدف کسب ، حفظ وتوسعه وتعميق قدرت به هر قيمتي است وهدف اصلي که خدمت به کشور وتوسعه ايران است محلي از اعراب ندارد.
@ حضور همه سلايق سياسي در قدرت. در کشورهاي دنيا تلاش بر اين است تا با اصلاح نظام انتخاباتي به گونه اي عمل شود که همه جريانهاي سياسي در اداره کشور سهيم باشند.براي مثال در هلند عدد استانه در نظام تناسبي آن 67 صدم درصد است به عبارتي اگر در پارلمان صد وپنجاه نفره اين کشوريک جريان سياسي بتواند کمتر از يک درصد آراء هم به خود اختصاص دهد مي تواند يک کرسي پارلمان را تصاحب کند واز تريبوني که در اختيارش قرار مي گيرد حرفهايش را بزند. ما در اين در اين سالها با هر بهانه وانگي کسي که کوچکترين انتقادي داشته باشد را از طريق نظارت استصوابي و.... آنرا حذف کرده ايم. ايا اين شکل اداره کشور در زنگبار هم پيدا ميشود.
@ انتخابات فرصت است ونه تهديد.انتخابات يک فرصت براي کشور وملت است تا بتواند سياست هايي را که نمي پسندد را کنار بگذارد وافکاري که مي پسندد را حاکم کند. مضافا اينکه کشور ايران با دومشکل عمده شکاف بين دولت وملت وشکاف بين ايران وجامعه جهاني مواجه هست . اين انتخابات فرصتي است تا کسي رئيس جمهور شود که بتواند همزمان ديوار بي اعتمادي بين دولت وملت وايران با جامعه جهاني را از ميان بر دارد.اين در حالي است که به انتخابات به عنوان يک تهديد نگاه مي شود که چگونه بايد از شر آن خلاص شد وهر روز براي کساني که مي توانند مشکلات را حل کنند شاخ وشانه مي کشند.
@ اصل بر شفافيت انتخابات است. در کشورهايي که مي خواهند انتخابات برگزار کنند اصل بر شفافيت است.علاوه برآن از مردم آن کشور مي خواهند که بر فرايند انتخابات نظارت کنند.مضافا اينکه افراد مستقل ومورد وثوق مردم وجريانهاي سياسي بر اجراي انتخابات نظارت مي کنند . گذشته ازان از رسانه ها، سازمانهاي بين المللي واز ديگر کشورها مي خواهند تا با اعزام نمايندگاني بر فرايند کار نظارت کنند تا هيچ حرف وحديثي باقي نماند؛اما در ايران چه؟ شما نگاهي به افرادي که اخيرا به عنوان هيات اجرايي انتخابات اعلام شدند بيندازيد ببينيد که همگي از ادمهاي شناخته شده جريان حاکم هستند آنهم انتخاباتي که بعد از انتخابات 88 انتظار مي رفت براي اطمينان به مردم بايد اقدامات جدي صورت مي گرفت.
@ انتخابات بايد فصل منازعه کند. انتخابات بايد رقابتي ، شفاف وعدلانه برگزار شود تا عاملي براي فصل منازعه باشد نه اينکه خود تبديل به منازعه کشود وفرايند توسعه وپيشرفت را تحت الشعاع دعواها قرار دهد.
@@ من واقعا از مقامات دست اندکار مي خواهم تا فرصت باقي است صادقانه به مسائل ومصائب اين کشور فکر کنند وشرايطي فراهم آورند تا کساني از از اعتماد عمومي برخوردارند ودر دنيا نيز اعتباري دارند بيايند وکشور را از اين وضعيت خارج کنند به نظر من در اين شرايط جناب آقاي خاتمي يک سرمايه است که بايد از آن بهره برد@@
اما ما دانشگاهيان ودانشجويان چه بايد بکنيم؟
وظيفه ما آگاهي بخشي به جامعه است. بنيان توسعه يافتگي برآگاهي عمومي ملت ها استوار است.اگر چنين است پس شما لشکريان دانش وآگاهي بايد به جنگ ناداني برويد.سپاهيان روشنايي بايد تاريکي ها را بزدايند.

@ به اميد ايراني اباد، توسعه يافته وايراني که هيچ حبس وحصري در آن نباشد@