صفحه اصلی
-جایگاه ایران در نظام دگرگون شونده جهانی، اطلاعات (بین المللی)؛ چهارشنبه 2شهریور 1373. PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 6
بدخوب 

روزنامه اطلاعات بين الملل چارشنبه 2 شهريور 1373

جايگاه ايران در نظام دگرگون شونده جهاني
در اواخر سالهاي دهه 1980م و اوايل دهه1990 م.شاهد تحولي عظيم در عرصه بين المللي بوده ايم و براي نخستين بار يک امپراتوري بدون جنگ از درون دچار اضمحلال و متلاشي گرديد.فروپاشي اتحاد جماهير شوروشي بعنوان يکي از قطب هاي قدرت جهاني نظام دو قطبي حاکم بر جهان را نيز دستخوش دگرگوني اساسي قرار داد و دنياي جديدي با ويژگي هاي نوين پا به عرصه حيات گذاشت . خروج يکي از پايه هاي قدرت از گردونه نظام دو قطبي ژئو پولتيک جهان را بگونه اي متاثر ساخت که تثبيت نظامي جديد بر روابط و مناسبات بين المللي نياز به گذر زمان دارد . بر اين اساس ما وضعيت فعلي را سلسله مراتبي در حال گذار مي ناميم چنانکه برخي از محققين روابط بين الملل معتقدند((اگرچه رويدادهاي اخير دگرگوني ژرفي در نظام سلسله مراتبي جهاني سبب شده اند ليکن تصور نظام ژئوپولتيک جهاني،هنوز مرحله جابجايي را پشت سر نگذاشته و به مرحله يکنواختي نرسيده است)).
دوره جديدي که پس از تحولات اخير رخ نمايانده است ايجاب ميکند کشورها ،تعريف مجددي از موقعيت خود ارائه دهند تا با شناخت جايگاه و نقشي که مي توانند در صحنه بين الملل ايفا کنند اهداف و منافع خود را جهت داده و در راستاي اين دگرگوني ها مقاصد خود را دنبال کنند.از آنجايي که کشور ما داراي جايگاه مهمي در صحنه روابط بين المللي است لزوم اين شناخت روشن تر مي گردد . لذا در اين نوشتار به گونهاي مختصر سعي خواهد شد با توجه به گذشته موقعيت فعلي ايران مورد بررسي قرار گيرد.فرضيه راهنماي اين بحث اين است که موقعيت ژئو پلتيک مبتني بر قدرت نظامي گذشته امروز تبديل به اکو پلتيک شده است و کشور ايران اگر در گذشته، بخاطر موقعيت ژئو استراتژيک((پل پيروزي))لقب يافته بود و در دوره نظام دو قطبي يکي از مهمترين حلقه هاي سياست سد نفوذ بشمار مي رفت امروزه نيز علاوه بر اينکه بعنوان يک محور اقتصادي مطرح است در حوزه بحران خليج فارس نيز يکي از مهمترين عامل هاي ثبات و امنيت منطقه اي است.
در دگرگوني هاي اخير نظام بين المللي جمهوري اسلامي ايران بعنوان همسايه قدرت متلاشي شده بيشترين تحول ژئوپلتيکي را به خود ديده است . اگرچه به لحاظ فيزيکي موقعيت جغرافيايي و مرزهاي آن تغييري نيافته اند ولي به لحاظ محتوايي اهميت ژئوپولتيک ايران براي ديگران دستخوش دگرگوني شده است.
در گذشته که کشور ايران در همسايگي ابر قدرت شرق قرار گرفته بود اين موقعيت براي کشورهاي غربي بويژه ايالات متحده آمريکا داراي اهميت زيادي بود و جايگاه ايران متاثر از نظريه هارتلند مکيندر و ريملند اسپايکمن بعنوان يکي از حلقه هاي مهم سياست سد نفوذ((containment در استراتژي غرب نقش بسزايي را بر عهده داشت . اهميت ارتباط جايگاه ايران با نظريه ژئوپولتيک فوق از اينجا روشن مي شود که از طرفي متصل به موقعيت بري((اوراسيا))ست(آسيا-اروپا)واز طرف ديگر بخاطر دارا بودن سواحل طولاني در خليج فارس و درياي عمان داراي موقعيت بحري و به لحاظ در اختيار داشتن تنگه هرمز از موقعيت گذرگاهي –استراتژيک برخوردار است و کشور ايران نقش ارتباط دهنده استراتژي هاي بري و بحري را عهده دار بوده است . بر اين اساس در اوايل قرن بيستم ايران نقش حائل بين دول استعماري انگلستان و روسيه را بازي مي نمود ومحل رقابت قدرت هاي جهاني بشمار مي رفت.قرارداد 1907 ميلادي و معاهده 1915 قستنطنيه نمود عيني اين جريان است. پس از جنگ جهاني دوم و شکل گيري نظام دو قطبي بر اهميت اين جايگاه افزوده شد و همين اهميت موقعيتي پس از پايان جنگ دوم باعث شد قواي شوروي از خاک ايران خارج نشوند و براي اولين بار آمريکا متاثر از اين مسئله در مقابل شوروي موضع گيري نمود و((در حقيقت اين حادثه بود که اختلاف نظر آمريکا و شوروي را در امور بين الملل آشکار ساخت)).با خروج قواي شوروي از ايران اين کشور به جرگه بلوک غرب پيوست و با شرکت در اتحاديه هاي نظامي – منطقه اي نقش حلقه واسط بين سيتو و سنتور را بازي نمود.
تحولات ناشي از انقلاب اسلامي اگرچه اين کشور را از گردونه حلقه هاي سد نفوذ خارج ساخت.اما جايگاه ژئو استراتژيک ايران به قوت خود باقي ماند . پس از فروپاشي شوروي و استقلال کشورهاي آسياي ميانه ارزش ژئو استراتژيک ايران کاهش يافت اما با توجه به دگرگوني در ماهيت رابطه قدرت در نظام بين الملل که سياست هاي بين الملل مبتني بر قدرت اقتصادي جايگزين سياست هاي حاد مبتني بر قدرت نظامي گرديده است . موقعيت ژئوپولتيک ايران در اين راستا تحول يافته است.چنانکه هارتريچ ((((hartrich در کتابش تحت عنوان فرصت آمريکايي استدلال مي کندکه سياست اقتصادي اکو پلتيک که به نظر وي به معناي قدرت اقتصادي است و نه سياست اکولوژيکي  جايگزين ژئو پو لتيک مبتني بر قدرت نظامي شده است.در ارتباط با اين مسئله مشارکت فعال ايران در سازمان اقتصادي اکو و ويژگي جغرافيايي ايران که در مرکز کشورهاي عضو واقع شده است مي تواند بعنوان حلقه اي راهبردي براي همکاري هاي بين منطقه اي مطرح باشد.گذشته از ان امروز کشور ايران بعنوان دروازه ورود کالا و سرمايه هاي حوزه پاسيفيک به کشورهاي تازه استقلال يافته آسياي مرکزي و افغانستان مي باشد و اين نقشي است که در تاريخ ايران نيز وجود داشته است و جاده ابريشم در همين راستا قابل بحث مي باشد . به بياني ديگر اگر در جنگ جهاني دوم ايران محل ترانزيت تدارکات و تسليحات متفقين به جبهه شرق قرار گرفت امروز محل ترانزيت کالا و سرمايه هاي اقتصادي است.
قابل توجه است که اهميت خليج فارس در مسائل اقتصادي و اشتراک منافع قدرت هاي جهاني و تعارض آن با منافع کشورهاي منطقه بگونه اي است که موقعيت استراتژيک ايران نيز داراي اهميت است.چرا که خليج فارس يکي از کانون هاي بحران جهاني است و اهميت آن حوزه براي کشورهاي منطقه و اقتصاد جهاني از اولويت برخوردار است . طبيعي است که با توجه به ويژگي ژئوپولتيک ايران از لحاظ وسعت وطول مرزهاي ساحلي و جمعيت قابل توجه در خور توجه بالايي است.ويليام دورمن در کتاب مطبوعات آمريکا و انقلاب 1978 ايران در فصل هفتم کتاب تحت عنوان غرب به ملاقات شرق مي رود به اهميت ايران براي ايالات متحده آمريکا اشاره مي کند.ناشر کتاب مذکور (دانشگاه کاليفرنيا) نيز در مقام قضاوت برآمده و معتقد است که در تاريخ آمريکا هيچ يک از کشورهاي جهان سوم به اندازه ايران براي آمريکا حائز اهميت نبوده است.
مروري اجمالي به برخي اظهار نظرهاي مقامات آمريکايي علي رغم خصومت آنها با جمهوري اسلامي ايران اين مسئله را روشنتر مي سازد . سفير آمريکا در کويت در رابطه با امنيت منطقه خليج فارس اذعان نمود که ((ايران يکي از عوامل ايجاد امنيت در جامعه بشمار مي رود و براي تامين امنيت خليج فارس نمي توان نقش اين کشور را ناديده گرفت)) . رئيس جمهور وقت آمريکا (جرج بوش)با آگاهي از موقعيت ايران با تاکيد بر اهميت نقش ايران در منطقه مقامات ايران را به مذاکره با آمريکا دعوت نمود.اين اظهارات در دولت جمهوري خواهان خلاصه نمي شود . اين نکته نيز قابل توجه است که دستگاه ديپلماسي آمريکا علي رغم اذعان به اين واقعيت تاکنون بجاي حسن نيت سوء نيت نشان داده و و سعي نموده است از موضع قدرت با کشوري انقلابي چون ايران برخورد کند.با توجه به اين وضعيت شايسته است امروز همه ي ما با هوشياري تمام و آگاهي از موقعيت ارزشمندي که دارا هستيم در صحنه بين الملل حضور يابيم.