صفحه اصلی
دولت های تعامل گرا در ایران و امریکا، دیوار بی اعتمادی را کوتاه می کنند PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

دولت های تعامل گرا در ایران و امریکا، دیوار بی اعتمادی را کوتاه می کنند

 

گفتگوی دکتر جواد اطاعت استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی با روزنامه شرق ( سه شنبه 18/آبان/1395)

 

1- انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا به نظر کمی متفات تر از دیگر انتخابات در دوره های گذشته است؟

این انتخابات نگرانی های بنیانگذاران اولیه ایالات متحده امریکا را در نظر صاحبنظران حقوقی و سیاسی برجسته کرده است.

2- چطور؟

بنیانگذاران اولیه امریکا بعد از پیروزی در جنگ های استقلال در فیلادلفیا در سالن استقلال در سال 1787نگران آن بودند که انتخابات ریاست جمهوری تحت الشعاع جنجالهای بازاری و پوپولیسم قرار گیرد لذا، قانون اساسی این کشور را به گونه ای تدوین کردند که نظام انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور با استفاده از الکترال کالج ها انجام شود. یعنی هر ایالت به تعداد نمایندگانی که آن ایالت در مجلس نمایندگان و سنا دارد، کارت الکترال در اختیار داشته باشد و مردم به جای اینکه همانند ایران به طور مستقیم به نامزدهای ریاست جمهوری رای دهند در ایالت های خود به الکترال کالج ها یا هیات های انتخاب کننده رای دهند و سپس این هیات های انتخاب کننده  با آراء خویش رئیس جمهور ایالات متحده امریکا را انتخاب کنند.یعنی اینکه رئیس جمهور با واسطه توسط هیات های انتخاب کننده یا همان الکترال کالج ها انتخاب شود.

 

3- دیگر کشورها چطور؟ آیا نگرانی از پوپولیسم در دیگر قوانین اساسی دنیا نیز مد نظر قرار گرفته است؛ یا اینکه تنها در ایالات متحده امریکا این نگرانی وجود داشته است؟

این موضوع در اکثر کشورهای جهان وجود داشته است. تعدادی از کشورها با استفاده از الگوی نظام کابینه ای انگلستان رئیس قوه مجریه یا نخست وزیر توسط پارلمان انتخاب میشود. برخی از کشورها مثل آلمان رئیس جمهور توسط هیات فدرال آلمان انتخاب میشود. برخی از کشورها مثل عراق و ترکیه تا دوسال پیش توسط مجالس مقننه انتخاب میشوند. در فرانسه نیز تا سال 1962، انتخاب رئیس جمهور به صورت مستقیم نبود. بعدا با اصلاح قانون اساسی انتخاب رئیس جمهور با انتخابات مستقیم و به صورت عمومی انجام میشود. بنابراین اصل بر این بوده است که انتخاب رئیس کشور با رای مستقیم مردم نباشد.

4- آیا در شرایط کنونی این قانون تغییر کرده است؟ یعنی در انتخابات ریاست جمهوری مردم مستقیما به نامزدها رای می دهند؟

بر اساس قانون اساسی نام خانم کلینتون و ترامپ را روی برگه رای نمی نویسند؛ اما با نقشی که احزاب در انتخابات ایفا می کنند ، عملا مستقیم شده است؛ بدین معنا که  چون هر حزب قبل از انتخابات نامزد ریاست جمهوری خود را بر می گزیند، عملا مردم می دانند که که به چه کسی رای خواهند داد. هر حزب در هر ایالت  الکترال کالج های خود را معرفی می کند و رای دهندگان اگر طرفدار خانم کلینتون باشند به فهرست الکترال کالج معرفی شده از طرف حزب دمکرات رای می دهند و اگر طرفدار آقای ترامپ باشند به فهرست الکترال کالج معرفی شده از طرف حزب جمهوری خواه رای خواهند داد. پس از شمارش آراء هر حزبی بالای 50 درصد آراء را در آن ایالت کسب کند، کل کارت الکترال ها به همان حزب تعلق خواهد گرفت. به جز دو ایالت مین و نبراسکا در تمامی ایالت ها به همین شیوه انتخابات برگزار میشود و هر حزب بتواند اکثریت مطلق کارت های الکترال را کسب کند، پیروز خواهد شد.

 

5- شرایط انتخاب نامزدهای انتخاباتی چگونه است؟ فرایند تایید صلاحیت ها و....؟

در نظام انتخاباتی کشورهای دمکراتیک اعم از ریاست جمهوری و مجالس مقننه تایید و رد صلاحیت نامزدها موضوعیت ندارد. اینکه چه کسی واجد صلاحیت نمایندگی مردم است به شهروندان رای دهنده مربوط میشود. در این کشورها به جای احراز صلاحیت احراز شرایط قابل استناد در قانون موضوعیت دارد، آنهم سعی بر آن می باشد که با حداقل شرایط ، امکان رقابت را برای هر علاقمندی فراهم آورند. برای مثال در انتخابات ریاست جمهوری امریکا که ایشان فرمانده کل قواست ، نامزد ریاست جمهوری باید دارای سه شرط باشد. یکم متولد خاک امریکا باشد. یعنی یک ایرانی هم اگر در خاک امریکا متولد شود، شرط اول را دارا خواهد بود. دوم اینکه سن او 35 سال تمام باشد و سومین و آخرین شرط اینکه 14 سال مانده به زمان ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری تبعه امریکا باشد.

6- انتخاب نامزدهای نهایی هر حزب چطور؟ برای مثال در حزب جمهوری خواه و یا حزب دمکرات  تعداد زیادی نامزد شده بودند و فعالیت می کردند. بر اساس چه مکانیسمی فقط ترامپ و کلینتون باقی ماندند و بقیه کنار رفتند؟

در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا نامزد نهایی هر حزب نیز توسط مردم و فعالان حزبی انتخاب خواهد شد. به عبارتی هر حزب و جریان سیاسی اصل علاقه ورود به عرصه انتخابات را نه تنها به رسمیت می شناسد ؛ بلکه رهبران حزبی هم حزبی های خود ، برای ورود به این عرصه را تشویق می کنند؛ اما همه می دانند که نامزد نهایی کسی خواهد بود که از اقبال عمومی بالاتری برخوردار باشد. بدین معنا که ابتدا رقابت درون حزبی برای انتخاب نامزد نهایی حزب آغاز میشود و سپس نامزد نهایی حزب باید با نامزدهای نهایی دیگر احزاب در انتخابات ریاست جمهوری رقابت کنند. برای مثال در حزب دمکرات علاوه بر خانم کلینتون ، برنی سندرز، لینکلن شیفی،جیم وب،لارنس لسیگ و مارتین اومالی نیز نامزد بودند. نهایتا در رقابت های درون حزب دمکرات خانم کلینتون بر دیگران پیروز شدند و به عنوان نامزد نهایی حزب معرفی گریدند.

7- با این رویکرد مشکلی مثل تعدد نامزدها همانند آنچه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 برای اصلاح طلبان و در انتخابات 1392 برای اصولگران پیش آمد، بوجود نخواهد آمد؟

همینطور است. در انتخاباتی که با نظام اکثریتی انجام میشود و سیستم برنده ، بازنده حاکم است اگر از یک حزب یا جریان سیاسی بیش از یکنفر نامزد باشند، آراء تقسیم خواهد شد و شکست نتیجه پراکنده شدن آراء خواهد بود.

 

8-این سخن کلی که دموکرات و جمهوریخواهان و نامزدهای آنان در زمینه سیاست خارجی، تفاوت چندانی با هم  ندارند از نظر علمی و با نظر به رویکردهای تاریخی آنان، درست است؟

در شرایط کنونی با پایان گرفتن عصر ایدئولوژی ها رقابت ها ایدئولوژیک نیست. برای مثال در ایالات متحده امریکا حزب کمونیست با حزب لیبرال رقابت نمی کند که سیاست ها کاملا متفاوت باشد. همه احزاب در کانتکس لیبرال دمکراسی فعالیت می کنند. لذا تفاوتها بنیادی و عمیق نیستند. تفاوت ها در روش ها و بعضا میزان مالیات هاست. برای مثال حزب دمکرات چون سوسیالیست تر از جمهوری خواهان هستند موافق مالیاتهای سنگین تری هستند تا از این منابع بتوانند فقرا و دهک های پائین اجتماعی را از این محل بیمه کنند. اما جمهوری خواهان معتقدند با توجه به جهانی شدن سرمایه، مالیات های سنگین باعث میشود سرمایه گذاران به جای سرمایه گذاری در امریکا در کشورهایی سرمایه گذاری خواهند کرد که مالیات کمتری بدهند تا سود بیشتری عاید آنان شود. این موضوع باعث میشود در دراز مدت اقتصاد امریکا از رقبا عقب بمانند و سرمایه گذاری کمتر باعث افزایش بیکاری و در نهایت به ضرر فقرا و اقتصاد امریکاست.

 

9- از دو حزبی بودن انتخابات به عنوان یکی از نقاط ضعف ایالات متحده یاد می شود یعنی افراد متعلق به تفکرات دیگر یا مستقل، امکان یا جرات  ورود به فرآیند انتخابات را ندارند . واقعا این نقطه ضعف است یا تعدد احزاب و تشکیلات در کشورهای توسعه نیافته که بعضا  باعث شده 8 نامزد با هم رقابت کنند؟ به عبارتی نوع سیستم انتخاباتی ایالات متحده چقدر با نظام های ارزشی آن تطابق دارد؟

انتخابات در ایالات متحده امریکا متاثر از دو متغیر نظام  و ساختار حقوقی  و نظام انتخاباتی است . نظام حقوقی امریکا  سیستم ریاستی و الگویی است که آنها ابداع کرده اند. کما اینکه سیستم حقوقی نظام انگلستان پارلمانی یا کابینه ای است. فرانسه بر اساس نظام نیمه پارلمانی و نیمه ریاستی اداره میشود. هر کدام از این الگوها دارای نقاط قوت و ضعف هستند. در دنیای کنونی اگرچه برای اداره بهتر کشورها عالمان علم سیاست و حقوقدانان تلاشهای زیادی کرده اند ؛ اما هیچ نظام بی عیب و نقصی وجود ندارد. نظام انتخاباتی این کشور نیز نظام اکثریتی است. به این معنا که نظام انتخاباتی اکثریتی  موجد نظام دوحزبی است و نظام انتخاباتی تناسبی موجد نظام چند حزبی است. برای مثال اگر نظام انتخاباتی امریکا از اکثریتی به تناسبی تغییر پیدا کند ما شاهد نظام چند حزبی در این کشور خواهیم بود. اگرچه نظام  تناسبی چند حزبی عادلانه تر هست؛ اما اگر فرهنگ سیاسی رشد نیافته باشد با شکست ائتلافها باعث بی ثباتی سیاسی میشود. این درحالی است که ثبات سیاسی در نظامهای دوحزبی نهادینه شده است. در نظام سیاسی امریکا از آنجا که انتخابات قوه مقننه و مجریه جداگانه انجام میشود، چه بسا رئیس جمهور از یک حزب و اکثریت مجلس نمایندگان و یا سنا از حزب دیگر انتخاب شوند. در این صورت رقابت های سیاسی پس از انتخابات هم ادامه پیدا می کند و کارشکنی هایی در کار رئیس جمهور صورت می گیرد و باعث مشکلاتی میشود. مشکلات از این دست در نظامهای پارلمانی شاهد نیستیم چرا که حزب اکثریت پارلمان دولت را هم در اختیار دارد. و اتحاد دولت و مجلس زمینه کارشکنی های احتمالی را از بین می برد. البته اگر نظام پارلمانی با نظام انتخاباتی تناسبی همراه شود، تنوع احزاب در پارلمان زمینه وحدت و ثبات را مخدوش می کند.

 

-

10- این انتخابات چرا تا این میزان مورد توجه کشورهای مختلف قرار دارد؟ حتی رسانه های رسمی در ایران که ظاهرا اتفاقات امریکا را در همان بخش خبری بی ارزش می دانند بلافاصله بعد از آن نشست زنده برای بررسی مواضع دو نامزد اصلی می گذارند.

ایالات متحده امریکا رهبری جهان سرمایه داری را در اختیار دارد. ارتش این کشور در سراسر دنیا دارای پایگاه نظامی است. سابقه مداخله این قدرت جهانی در گوشه و کنار جهان زبانزد است. بیشترین علم تولیدی در این کشور اتفاق می افتد و بزرگترین اقتصاد جهان در اختیار آن است. بازارهای جهانی نسبت به تحولات این کشور واکنش نشان می دهد. کما اینکه بحران اقتصادی سال 2008 دیگر اقتصادها را از هم متاثر کرد. بنابراین طبیعی هست که دیگر کشورها نسبت به این انتخابات واکنش نشان دهند.

11- موضوع ایران این بار هم مد نظر دو نامزد قرار دارد. اما به نظر شما نوع پرداخت به ایران چقدر با قبل از این دولت و پیش از برجام تفاوت کرده است؟

ایران قبل از انقلاب هم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی آن که در همسایگی شوروی قرار داشت برای غرب و بویژه امریکا دارای اهمیت بود. هم اکنون هم به خاطر اینکه ایران در کانون هارتلند انژی جهانی است برای دنیای صنعتی غرب، نقش مهمی دارد.  کما اینکه نیکسون در کتاب جنگ واقعی و صلح واقعی می نویسد نفت خون صنعت مدرن است و خلیج فارس قلبی است که این خون را در شریانهای دنیای صنعتی پمپاژ می کند. ایرانی ها هم همیشه از انتخابات امریکا متاثر بوده اند. حتی گفته میشود، رژیم پیشین ایران به دلیل نزدیکی بیشتر به جمهوری خواهان به ستاد انتخاباتی آنها کمک مالی می کرد. انتخاب کارتر و سیاست حقوق بشر وی در تسریع فرایند انقلاب در ایران بی تاثیر نبود. رای آوری ریگان و شکست کارتر هم متاثر از اشغال لانه جاسوسی و گروگانهای امریکایی در ایران بود. در شرایط کنونی هم موضوع برجام محل مناقشه دو حزب شده و نامزدهای آنان شده است.

 

12- این سوال تکراری بارها مطرح شده است. هیلاری یا ترامپ؟ کدامیک برای ایران مناسب تر است؟

هیچکدام از آنها برای ایران مناسب نیستند؛ اما اگر هیلاری را بد بدانیم ترامپ حتما بدتر خواهد بود.

13-  اینکه این سخنان تبلیغاتی است و وقتی هر نامزدی وارد کاخ سفید شود ، ناچارا باید نرم های معمول بین المللی را در مورد ایران رعایت کند ، قابل قبول است؟

در کشورهای توسعه یافته عموما سیاست ها کمتر متاثر از سلیقه هاست. بدین معنا که این نظام ها عموما از داده های علمی و اطلاعاتی متاثرند و کارشناسان بدیل های مختلف همراه با محاسن و معایب آن بدیل را مطرح می کنند و دولت مردان یکی از این بدیل ها را انتخاب می کنند. مضافا اینکه تا حدود زیادی آنها باید قواعد و مقررات بین المللی را مراعات کنند. حتی انقلابها هم نافی مقررات بین المللی و تعهدات دولتها نیست. بر این اساس هیچکدام از نامزدهای موجود نمی توانند برجام را منتفی و لغو کنند، چون یک معاهده بین المللی است که به امضای چند کشور رسیده است و در سازمان ملل مورد تایید قرار گرفته است؛ اما آنها می توانند به شیوه های دیگری برای فشار بر ایران متوسل شوند که در مجموع  انتخاب هیچکدام از این دو نفر به نفع منافع ملی ما نیست. در میان نامزدهای موجود سندرز فرد بهتری برای منافع ایران بود که در رقابت های درون حزبی به هیلاری باخت.

 

14- آیا نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده روی نتیجه انتخابات سال آینده ایران تاثیر دارد؟ یعنی اگر ترامپ برگزیده شود, ایران به سمت فضاسازی برای انتخاب نامزد تندرو می رود و اگر هیلاری انتخاب شود، شانس روحانی افزایش می یابد؟ به عنوان یک فعال سیاسی شناخته شده و استاد به نام علوم سیاسی، این تقسیم بندی را می پذیرید؟

در کتاب ایران و نظام بین الملل در فصل اول آن ذیل عنوان سیاست خارجی ایران و امریکا؛ تقابل یا تعامل، توضیح داده ام که اگر در ایران یک دولت تعامل گرا بر مسند امور قرار گیرد و در امریکا نیز یک رئیس جمهور تعامل گرا بر سر کار باشد، امکان تفاهم، گفتگو و کوتاه شدن دیوار بی اعتمادی فراهم تر است. اگر هر دو تقابل گرا باشند، نه تنها امکان تفاهم ایجاد نخواهد شد که به سمت تیره تر شدن فضا پیش خواهیم رفت. چنانچه یکی از آن دو تعامل گرا و دیگری تقابل گرا باشد، شاهد تطویل اختلافات خواهیم بود.