صفحه اصلی
آوار سیاست بر منافع ملی PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 

آوار سیاست بر منافع ملی

گفتگوی تجارت فردا با دکتر جواد اطاعت استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

1) در آستانه انتخابات، شاهد این هستیم که مرتب بر حجم تبلیغاتی که با هدف ناکارآمد نشان دادن دولت از سوی مخالفان منتشر می‌شود، افزوده می‌شود. به نظر شما این رویکرد تا چه حد منصفانه است؟

نقد مسولان و دست اندرکاران نه تنها ناپسند نیست؛ بلکه برای کشورداری که امری پیچیده و دشوار است لازم و حتی ضروری است. اصولا یکی از وظایف احزاب و تشکلهای سیاسی اقلیت در دنیای مدرن نقد حزب یا جریان سیاسی حاکم است تا از این طریق زوایای مختلف تصمیمات سیاسی مورد بحث قرار گرفته و خطاها و اشتباهات احتمالی به حداقل ممکن کاهش یابد. اما اگر با هدف تخریب و با ابزار نامشروع باشد و به دروغ,، تهمت و افترا آلوده شود و هدف نه تنها بهبود اوضاع کشور نبوده ، بلکه مچ گیری و از میدان به در بردن رقیب با هر بهانه ای است به طور طبیعی نه در ایران که در هرکجای عالم امری مذموم، ناپسند و به تعبیری خلاف اخلاق و عملی قبیح و زشت است. البته این قبیل اعمال در ایام انتخابات فزونی پیدا می کند و آنهم معمولا برای حذف رقیب و حفظ و تداوم و یا کسب قدرت است.

2)- ایا در کشورهای توسعه یافته غربی هم با چنین رویکردهایی مواجه هستیم؟

در کشورهای توسعه یافته هم چنین موضوعاتی وجود دارد؛ اما احزاب و گروههای سیاسی از انواع و اقسام شبکه های خصوصی دیداری و شنیداری بهره می برند و فضا به گونه ای است که برای هر حزب و جریان سیاسی اعم از اینکه حزب حاکم باشد و یا احزاب در اقلیت امکان سخن گفتن با مردم وجود دارد و این فرایند به طور طبیعی تعادل تبلیغاتی را برقرار می کند.

3)- اعتراض صورت گرفته از سوی مخالفان دولت روحانی، در باب ناکارآمد نشان دادن دولت را چطور می‌توان تفسیر کرد؟

بخشی از این انتقادها ممکن است درست باشد و دولت هم معمولا باید از اینگونه انتقادها استقبال کند چرا که نقد سازنده به نفع دولت است، اما اگر با هدف تخریب صورت بگیرد دولت هم باید جواب دهد. دولت هم که ابزارهای کمی در اختیار ندارد؛ اما متاسفانه یا دولت در استفاده از ابزارهای خود برای پاسخ به تخریب ها ضعیف عمل می کند و یا اینکه اصولا مسئولان علاقه ای برای پاسخگویی در این موارد ندارند.

3)- آیا دولت روحانی در حال حاضر، هزینه رسانه‌ای کردن واقعیت‌های دولت قبل را می‌پردازد.   به همین دلیل برخی از اصولگرایان مرتب با آن مخالفت کرده و از دست دولت عصبانی هستند؟

بخشی هم ممکن است به مسائل دولت قبل بازگردد. اما اگر دولت قبل هم متعلق به محافظه کاران نبود بازهم در مسائل سیاسی از این موارد شاهد بودیم.

4)- گروه‌های سیاسی در این میان چطور می‌توانند نقش ایفا کنند؟

گروههای سیاسی هرکدام به وظایف خود عمل می کنند. در یک جامعه رقابتی مدافعان دولت از دولت و دست آوردهای آن دفاع می کنند و منتقدین و مخالفین با نقدها و مخالفت های خود کژی ها و انحرافات را متذکر می شوند. اصلا نباید دولت نگران نقدها و مخالفت ها باشد. اتفاقا اگر مسئولان بتوانند از ابزارهای رسانه ای خویش به خوبی استفاده کنند این نقدها و تخریب ها فرصتی را در اختیار دولت قرار می دهد که مسولان بتوانند حقایق موجود را با مردم درمیان بگذارند. بنابراین دولت باید با سعه صدر و وسع نظر به استقبال مخالفین رفته و در یک فضای منطقی با کمک ابزارهای بیشمار رسانه ای سیاست ها و برنامه های خود را برای مردم تشریح و تبیین نماید و به نقد و تخریب ها هم پاسخ دهد. برای مثال در خصوص برجام مخالفین با صدای بلند مخالفت خود را بیان کردند، مسئولان هم جوابهای خود را به مردم ارائه دادند، اگر هم اکنون یک نظرسنجی از مردم صورت بگیرد خواهیم دید که اکثریت قاطع مردم ایران از برجام حمایت می کنند. بنابراین دلیلی برای نگرانی وجود ندارد مشروط به اینکه دولت با استفاده از امکانات رسانه ای از سیاست ها و برنامه های خود دفاع نموده و پاسخ های منتقدین را مستند و مستدل ارائه دهد و افکار عمومی را به نفع خویش شکل دهد.

5) توصیه شما به همراهان دیروز احمدی‌نژاد و مخالفان امروز روحانی چیست؟

رعایت اخلاق و انصاف در قضاوت ها ، انها که امروز نه تنها منتقد ، بلکه مخالف دولت هستند، ایا می توانند برای مردم پاسخی قانع کننده ارائه دهند که چرا از تصمیمات نادرست دولت قبل حمایت می کرده اند؛ اما امروز تصمیمات درست این دولت را به چالش می کشند. این موضوع البته به فرهنگ سیاسی فعالان سیاسی و حزبی ایران مربوط می شود. ما برای نگاه نقادانه آموزش ندیده ایم. نگاه این افراد از عشق یا نفرت سرچشمه می گیرد. همانگونه که ایرانشناسان از واژه افراط و تفریط سخن به میان می آورند. در این مورد ، خاطرات یکی از اساتید دانشگاه در مورد نقد و انتقاد در فرانسه خالی از لطف نیست. یکی از اساتید ما عنوان می کرد که رئیس جمهور فرانسه به دلیل افزایش قیمت نفت و کمبود مواد سختی اعلام کرد که مردم فرانسه در مصرف سوخت صرفه جویی کنند  رهبر مخالفان حزب حاکم در فرانسه هم از این درخواست دولت تبعیت کرده و نه تنها صرفه جویی ، بلکه با استفاده از لباسهای گرم در منزل بخاری را خاموش کرده بود. این استاد ما که خود از دانشجویان رهبر حزب مخالف فرانسوی بود، وقتی از وی می پرسد که شما که مخالف این دولت هستید چرا اینگونه از نظر رئیس جمهور تبعیت می کند، با تعجب وی مواجه می شود که این دو موضوع جداگانه است و ربطی به هم ندارد.درست است که من با دولت و حزب حاکم مخالفم، این یک موضوع سیاسی است ؛ اما دراینجا من هم یک شهروند فرانسوی هستم و رئیس جمهور فعلی رئیس جمهور همه مردم فرانسه از جمله اینجانب است. بنابراین موضوع نقد و انتقاد و تخریب دولتها یک موضوع فرهنگی است و متاسفانه دراین خصوص فرهنگ سیاسی احزاب و نخبگان سیاسی ایرانی از غنای لازم برخوردار نیست.

6) رویکرد بسیاری از این مخالفان این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که شاید این دوستان مرز بین منافع ملی و منافع حزبی و جناحی را با هم قاطی کرده‌اند. شما این موضوع را قبول دارید. به نظر شما برای تفکیک بین این دو مهم باید چه کار کرد؟

منافع ملی باید فراتر از دعواهای سیاسی قرار بگیرد. اصولا همه باید متوجه باشند که موافقت ها و مخالفت ها همه باید در راستای تامین وتضمین منافع و مصالح ملی باشد. برای درک درست منافع ملی هم باید رویکردهای علمی را در عرصه سیاست و حکومت مبنای عمل قرار داد. قرن هجدهم و نوزدهم قرن اندیشه ها و تفکرات بزرگ سیاسی و اقتصادی بوده است و قرن بیستم قرن ایدئولوژی های بزرگ. در سده بیست و یکم انسان با گذر از ایسم ها در عرصه سیاست و حکومت ، رویکردهای علمی را در دستور کار قرار داده است. به همین خاطر هم احزاب و جریانهای سیاسی از نظر فکری و سیاسی بسیار به هم نزدیکتر شده اند. اما از آنجا که در ایران سیاست ها و برنامه ها بر اساس سلیقه ها و ذهنیت هاست به تعداد افراد ما سلیقه و گرایش داریم و این موضوع باعث می شود که شکافها متعدد، پراکنده و نامتجانس باشد.

7) به نظر شما چه دلایلی موجب شده تا  این افراد منافع جناحی را بر منفعت ملی مقدم شمرده و مرتب تلاش  کنند تا دولت را غیرموفق جلوه بدهند؟

عوامل مختلفی در این موضوع نقش آفرینی می کند. تفکیک منافع شخصی از منافع عمومی و منافع ملی ، دانش و بینش سیاسی ، و عموما حب و بغض هاست که مبنای عمل بسیاری از مسئولان ، دولتمردان و فعالان سیاسی است. عموم مسئولان بر خلاف بسیاری از کشورها برای اداره جامعه تربیت نشده و آموزش لازم ندیده اند. برای هر کاری به تخصص مربوطه لازم است که یا در دانشکده ها و اندیشکده های سیاسی باید اتفاق بیفتد و یا در درون احزاب و تشکلهای سیاسی. در ایران رابطه ارگانیکی بین مسئولان سیاسی و دانشکده های سیاسی وجود ندارد. احزاب سازمان یافته هم که نداریم. محدود احزابی هم که وجود دارد، آموزش سیاسی، تربیت سیاسی و جامعه پذیری سیاسی ندارند. انسانهای با تجربه سیاسی در ایران مشابه دندانسازهای تجربی هستند، که نباید از آنها انتظار دندانپزشک داشت.

8) کارآمدی دولت تابعی از شرایط موجود است و اگر دولت در شرایط بد اقتصادی قرار گرفته است به دلیل کاهش درآمد ناشی از کاهش قیمت نفت است. از سوی دیگر کارامدی دولت تابعی از کارامدی حاکمیت است. می‌توان این برآورد را داشت که این افراد به دنبال ناکارآمد نشان دادن دولت، به گونه‌ای حاکمیت را ناکارآمد نشان می دهند. شما این نکته را قبول دارید؟

بعد از مشروعیت سیاسی مهمترین اصلی که متضمن تداوم حیات سیاسی یک سیستم سیاسی است کار آمدی آن است و آن اینکه بتواند به عنوان نماینده امور عمومی مشکلات کشور و مردم را مرتفع کند. زمانی که دولت منابع سرشار نفت در اختیار داشت و باید این منابع را سرمایه گذاری بهینه می کرد که تولید، اشتغال و درامد و در نهایت تولید ثروت و بزرگی اقتصاد ایران را به دنبال داشته باشد و این اتفاق نیافتاد از دولتی که از طرف وارث تورم ، بیکاری، فقر، رکود اقتصادی با منابع اندک درامدی است چه توقعی وجود دارد. مضافا اینکه بسیاری از ناکارامدی ها ناشی از ساختارهای سیاسی، اقتصادی و حقوقی است که باید با شهامت و شجاعت اصلاح شود.

9) وضعیت کشور را در حوزه اقتصادی چطور ارزیابی می‌کنید به هر حال حجم وسیعی از این انتقادات متوجه ناکارامدی دولت در حوزه اقتصاداست. مهمتر اینکه این حوزه ،حوزه‌ای است که مخالفان دولت در آستانه انتخابات مجلس برای آن به صورت دقیق، برنامه‌ریزی کردند؟

مشکلات اقتصادی ایران علاوه بر آنکه ناشی از ساختارها و بیماریهای مزمن است نتیجه و حاصل عملکرد مخالفین دولت است. انها از سال 83 تاکنون یعنی حدود 11 سال قوه مقننه را در اختیار داشته اند و از این مدت 8 سال هم دولت بطور کامل در اختیار آنها بوده است. بهتر است آنها ابتدا به کارنامه خود نگاهی بیندازند ببینند با درامدهای سرشار نفت، واگذاری بسیاری از بنگاههای دولتی به بخش خصوصی که جمعا بالغ بر 1000 میلیارد دلار می شده است چه کاری برای این ملت کرده اند؟ آیا جز بی انضباطی مالی و فساد عملکرد آنها نتیجه ای هم برای کشور وملت داشته است که امروز به جای شاکی قرار گرفته اند.

10)- مخالفان بدنبال به کارگیری عنوان" دولت رکود" برای دولت اقای روحانی، پیشنهاد دادند که دولت به جای کنترل تورم ،خروج از رکود را در دستور کار قرار دهد. نظر شما در این مورد چیست؟

دولت باید مجموعه ای از سیاست ها را در دستور قرار می داد. نگاه تک عاملی مشکلی را حل نخواهد کرد. تمرکز بر کاهش تورم، رکود را عمیق تر می کند و رکود بر تعداد بیکاران خواهد افزود. دولت و مجموعه نظام سیاسی برای چالش بوجود آمده، باید چاره اندیشی کنند. تلاش گسترده تمامی ارکان حاکمیت برای ایجاد فضای لازم جهت سرمایه گذاری خارجی، ایجاد فضا برای انتقال سرمایه های ایرانیان خارج از کشور، رونق صنعت گردشگری و... از طرفی و از طرف دیگر ایجاد مشوق ها و محرک ها برای به جریان افتادن سرمایه های داخلی و از جمله رونق بخش ساختمان می تواند تا حدودی فضا را به سمت بهبودی شرایط اقتصادی هدایت کند.

11)- آیا مخالفان دولت حق دارند از شرایط ایجاد شده کاهش درآمد برای دولت خوشحال شوند؟

جنگ اقتصادی کم اثرتر از جنگ فیزیکی نیست؛ حال اگر فرد یا جریانی از کاهش درامدهای دولت در جنگ اقتصادی خوشحال گردد، که معلوم می شود ، منافع ملی قربانی منافع شخصی و باندی خواهد شد و این موضوع نشاندهنده عمق توسعه نیافتگی سیاسی است.

12)- مخالفان دولت برای بیان مخالفت‌های خودشان باید چه خط قرمزی را مورد توجه قرار بدهند تا ضمن بیان مخالفت خود منافع ملی را تامین کنند؟

هرنوع انتقاد و مخالفتی با دولت حق هر شهروندی است، حتی اگر آن انتقاد و مخالفت با واقعیت هم خوان نباشد. این مبنای نظامهای دمکراتیک است و آزادی بیان از حقوق اولیه هر شهروندی است که تحت عنوان حقوق طبیعی شناخته می شود. در اسلام هم این موضوع تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر به رسمیت شناخته شده است و حدیث النصیحه الائمه المسلمین نیز مبین همین موضوع است. سنت و سیره امام علی هم همین بوده است. امام علی (ع) به مخالفانی که به وی توهین می کردند هم می فرمود، ما حقوق شما را از بیت المال قطع نمی کنیم، شما را از مساجد اخراج نمی کنیم و تازمانی که دست به شمشیر نبرده اید با شما کاری نداریم، زمانی که دست به اسلحه بردند که دفاع حق هر انسانی است. البته دروغ، تهمت و افتراء در اسلام به شدت از آن نهی شده است و از گناهان کبیره است. به نظر می رسد هدف از نقد، انتقاد و مخالفت باید برای بهبود اوضاع کشور باشد و در این باره باید قاعده انصاف را رعایت کرد.

13)-حال اگر در جریان فعالیت های سیاسی افراد یا گروههایی رعایت قاعده انصاف نکنند و با تهمت و افتراء به دروغ پراکنی مبادرت ورزند و منافع ملی را هم نادیده بگیرند چکار باید کرد؟

در این باره قانونگذار در اصل 168 قانون اساسی ، جرائم سیاسی و مطبوعاتی را پیش بینی کرده است. برای اینکه حاکمان با استفاده از قدرت نتوانند به این بهانه مخالفان خود را با تنگنا مواجه کنند، این دادگاه با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری انجام می پذیرد، که البته هدف قانونگذار کمک و مساعدت به فعالین سیاسی و عرصه رسانه بوده است.

14)- اگر شما بخواهید به کارآمدی دولت با وجود تمام فراز و نشیب‌ها نمره بدهید، چه نمره‌ای را می‌دهید؟

دولت عرصه های مختلفی را مدیریت می کند. عرصه اقتصاد، سیاست داخلی ، سیاست خارجی و.... با توجه به این موضوع که اطلاع دارم، دولت در چه شرایطی کشور را تحویل گرفته است، فکر می کنم دولت در مجموع با تدبیر از شرایطی که می توانست اوضاع را وخیم تر کند، جلوگیری کرده است. به عبارتی در شرایط ایران و منابع مالی موجود در مجموع عملکرد دولت رضایت بخش است.