صفحه اصلی
فسادهای مالی،تبلیغات غیرواقعی و الگوهای موجود در انتخابات مجالس مقننه PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

فسادهای مالی،تبلیغات غیرواقعی و الگوهای موجود در انتخابات مجالس مقننه

در گفتگو با دکتر جواد اطاعت استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده در هفته نامه اقتصادی تجارت فردا شماره 159 شنبه 28 آذر 1394

1- متاسفانه در سالهای اخیر انتخابات مجلس از دو پایه وعده های انتخاباتی و هزینه های بالای مالی برخی از نامزدها متاثر شده است. جنابعالی که در حوزه مسائل سیاسی کارهای تطبیقی انجام می دهید، راهکار دیگر کشورها برای هزینه های تبلیغات انتخاباتی چیست؟

در مورد هزینه های تبلیغات انتخاباتی در کشورهای مختلف عموما از الگو یا مدل انگلیسی یا  ترافعی(Controversial Model ) و الگوی آلمانی یا بروکراتیک ( Bureaucratic Model)  استفاده می کنند. در الگوی ترافعی دولت اعتقادی به کمک مالی به احزاب و نامزدهای انتخاباتی وجود ندارد. در این الگو احزاب برخلاف برخی از دیگر کشورها با فعالیت های اقتصادی و بازرگانی برای فعالیت های سیاسی و انتخاباتی خود کسب درامد می کنند.برای مثال حزب کارگر در انگلستان دارای شرکت های بزرگ اقتصادی و مالی است. نقش دولت در مواجهه با این شرکت های اقتصادی مانند سایر شرکت ها و موسسات اقتصادی حصوصی است و حمایت خاصی و یا تفاوت خاصی بین این شرکت ها و سایر فعالیت های اقتصادی و مالی دیگر بنگاهها وجود ندارد. اگر هم کسی از این شرکت ها شکایت کرد طبق قانون رسیدگی می شود و هیچ تفاوتی بین این فعالیت های اقتصادی و بخش خصوصی وجود ندارد.

تنها تفاوت این موسسات اقتصادی با دیگر بنگاههای اقتصادی در این است که این بنگاهها علاوه بر اینکه از طرف سازمانهای ناظر کنترل می شوند ، به شدت از طرف رسانه ها و ارگانهای احزاب رقیب هم نظارت و کنترل می شوند تا اگر احیانا رانت و سوء استفاده ای از قدرت سیاسی برای تولید ثروت وجود داشته باشد، افشا کنند و با بزرگ نمایی آنرا به سمع و نظر رای دهندگان و شهروندان برسانند لذا موسسات اقتصادی وابسته به احزاب به منظور عدم تخریب چهره خود مراقبت بیشتری دارند؛ چراکه اگر در حوزه اقتصادی احزاب و نامزدهای انتخاباتی عملکرد خوبی نداشته باشند، پایگاه اجتماعی خود را از دست می دهند. این موضوع به شدت کمک می کند تا این بنگاهها سلامت اقتصادی و مالی داشته باشند و از سوء استفاده احتمالی پرهیز نمایند.

2- مدل بروکراتیک با چه مکانیسمی نیازهای مالی احزاب و نامزدهای انتخاباتی را تامین می کند؟

در مدل بروکراتیک یا مدل آلمانی دولت به احزاب یارانه می دهد و کمک مالی می کند تا از احزاب ازفسادهای اقتصادی که در ایران به عنوان پولهای کثیف از آنها یاد می شود برحذر باشند. در این مدل اصل بر این است که که احزاب باید مورد نظارت و مراقبت قرار گیرند که این نظارتها بطور خاص به امور مالی احزاب هم مربوط می شود.البته در این مدل احزاب فعالیت اقتصادی بسیار محدودی دارند. برای مثال از محل فروش روزنامه ( ارگان حزبی)  فروش آرم حزب و مراکز علمی و تحقیقاتی و مراکز نظرسنجی درامدهایی کسب می کنند که البته میزان آنها زیاد نیست. کمک های مردمی در این مدل حائز توجه و اهمیت است . از طرفی احزاب از دولت کمک مالی دریافت می کنند. این کمک ها هم به میزان کمک های مردمی، یا به نسبت نمایندگانی که در پارلمان دارند متفاوت می باشد. البته بر اساس قانون و نظارتهای سازمانهای ناظر بویژه نظارت احزاب رقیب این کمک ها باید شفاف و قانونی باشد. آنچه در این دیدگاه وجود دارد میزان پایگاه اجتماعی احزاب است. که البته برخی معتقدند باید به احزاب ضعیف تر کمک مالی بیشتری کرد تا بتوانند با احزاب قدرتمند رقابت کنند؛ برعکس نظر دیگری هم وجود دارد که دولت نباید به حزبی که فاقد پایگاه اجتماعی است کمک مالی داشته باشد چرا که این کشورها عموما نمی خواهند احزاب کوچک و ضعیف داشته باشند. احزاب کوچک در نظامهای پارلمانی برای تشکیل دولت مجبور به ائتلاف هستند که در صورت شکست ائتلاف باعث سقوط و بی ثابتی دولتها می شود. مضافا اینکه احزاب کوچک معمولا رادیکال هستند و کمک به این احزاب و نامزدهای انتخاباتی آنان باعث ترویج رادیکالیسم می شود که نه تنها برای کشورها مفید نیست که مضر هم می باشد.

3- با این توضیح که شما دادید آیا در این مدل که مردم می توانند کمک مالی داشته باشندممکن است سرمایه داران کمک کنند و این احزاب و نمایندگان منتخب مدیون سرمایه داران شوند و منافع آنها را نمایندگی کنند؟

در این کشورها برای کمک های مالی مردم و نظارت نهادهای ناظر قوانین روشنی وجود دارد؛ اما در عین حال امکان سوء استفاده و دور زدن قانون هم وجود دارد. برای مثال در امریکا که از دهه شصت میلادی در قرن بیستم به سیستم بروکراتیک پیوسته است، مردم می توانند در کمپین های تبلیغاتی به میزان معینی به احزاب کمک کنند؛ اما سرمایه داران با دعوت از هواداران یک نامزد انتخابات در یک کمپین تبلیغاتی به میزانی که یک فرد می تواند به ستاد تبلیغاتی کمک کند از طرف جمع حاضر ، فرد دعوت کننده مبلغ مورد نظر را یکجا پرداخت می کند و با این وسیله قانون دور زده می شود.

4- علاوه بر مسائل مالی از دیگر مشکلات شعارهای انتخاباتی غیر واقعی نامزدهای انتخاباتی برای اغفال مردم است. مروری بر شعارهای انتخاباتی، دوره‌های پیشین مجلس نشان می‌دهد که بعضا کاندیداها شعارهای چندان منطبق با واقعیت نمی‌دهند یا اینکه در نهایت شعارهای آنها تا پایان دوره فعالیتشان عملی نمی‌شود. در ریشه‌یابی این موضوع فکر می‌کنید چرا این اتفاقات رخ می‌دهد؟

مردم باید ، انگیزه هایی برای حضور در انتخابات پیدا کنند.زمانی که افراد با صلاحیت های علمی و سیاسی بالا انگیزه و رغبتی برای حضور در انتخابات پیدا نکنند، به طور طبیعی ، موضوعات این چنینی جایگزین می شود. مسائلی مثل شعارهای غیر واقع بینانه که عموما جنبه عملی پیدا نمی کنند و یا اگر هم جنبه عملی پیدا کنند هرز رفتن منابع کشور در پروژه های غیر علمی و غیر کارشناسی است.

5- منظور شما از هرز رفتن منابع چیست؟ چگونه این کاندیداها پس از حضور در مجلس باعث هرز رفتن منابع می‌شوند؟

وقتی در هزینه کردن منابع اولویت های کشور مد نظر قرار نگیرد و یا از اصل مزیت نسبی و آمایش سرزمین غفلت شود یا حتی طول انجام پروژه های عمرانی و صنعتی آن قدر طولانی شود که کشور متضرر شود، همه اینها هرز رفتن منابع هست. برای مثال اگر منابعی که باید صرف ساخت یک کارخانه برای تولید، اشتغال و درامد شود را صرف آسفالت کوچه خیابانهای مراکز جمعیتی کنیم، از آنجا که الان باید به دنبال اشتغال پایدار برای جوانان باشیم این هم به دلیل غفلت از اولویت های کشور یکنوع هرز رفتن منابع است.

6- چرا شعارهای نمایندگان در انتخابات مبتنی بر واقعیت های اقتصاد کشور نیست؟ و آیا این رفتار آنها به نوعی پیش‌خوری منابع توسط نامزدهای انتخاباتی نیست؟

این موضوع تا حدود زیادی به نظام انتخاباتی برمی گردد. نظام انتخاباتی ایران اکثریت یک چهارم بود که به اکثریت یک پنجم تغییر یافته است. این سیستم برنده ، بازنده تر شده است. زمانی که در یک حوزه انتخاباتی با صد هزار رای یک نامزد می تواند  تنها با20 هزار رای به مجلس راه یابد و اگر نتواند بازنده خواهد شد ، برای جلب نظر مردم، به شعارهای پوپولیستی و بعضا غیر عملی روی خواهد آورد. این در حالی است که در نظامهای تناسبی و حزبی هر حزب به نسبت پایگاه اجتماعی می تواند کرسی هایی را در پارلمان تصاحب کند،  این سیستم از حالت برنده بازنده بودن خارج می شود و نظام برد – برد جایگزین می شود.

 

7- علاوه بر قانون و نظام انتخاباتی، مردم یا رای دهندگان تا چه میزان در این فرایند اثرگذارند؟

موضوع دیگر به فرهنگ سیاسی رای دهندگان برمیگردد. مردم به جای توجه به نیازهای واقعی که موجد شغل برای فرزندان آنهاست به خدمات رفاهی بیشتر توجه می کنند. شاید یک مثال عینی در این مورد برای خوانندگان شما جالب باشد. یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می گفت سالها پیش در سفری که به حوزه انتخابیه ام رفته بودم از یک دهستان بازدید داشتم و خواسته های مردمی را دریافت می کردم. خواسته های آنها به سالن ورزشی، نصب دستگاه BTS برای دریافت آنتن موبایل، بهسازی خیابانها و کوچه های ده و مواردی از این قبیل خلاصه می شد. این نماینده مجلس عنوان می کرد که من این موارد را در الویت نمی دیدم؛ بلکه معتقد بودم برای ایجاد اشتغال و تولید این منطقه فکری بکنم. جالب اینکه در بالادست این منطقه امکان ایجاد یک سد برای ذخیره روان آبها وجود داشت. مطالعات آنهم توسط وزارت نیرو انجام شده بود و من تلاش کردم که این پروژه را عملیاتی و اجرایی کنم و چنین نیز شد ودر دوره نمایندگی من این پروژه پیشرفت فیزیکی قابل توجهی داشت.در ایام تبلیغات برای انتخابات بعدی به همان منطقه رفتم با خود فکر می کردم مردم از من به خاطر احداث این سد استقبال شایانی به عمل خواهند آورد؛ اما در عین ناباوری با برخورد انتقادی مردم مواجه شدم که چرا کوچه های روستای آنها را بهسازی و آسفالت نشده است. من به شیوه سقراطی با آنها وارد جدل و گفتگو شدم. از آنها پرسیدم شما چند هکتار زمین زراعی دارید و آنها جواب دادند 1200 هکتار. پرسیدم قیمت هر هکتار زمین چقدر است؟ آنها گفتند زمین ها فاقد آب هستند و ارزش چندانی ندارند.پرسیدم در همین شرایط بی آبی قیمت این زمین ها چقدر است که آنها پاسخ دادند هکتاری 200 تا 300 هزار تومان. من 1200 هکتار را در 500 هزار تومان ضرب کردم ، قیمت کل زمین های این روستا مبلغی برابر 600 میلیون تومان شد. بعد پرسیده بود، اگر این زمین های کشاورزی با احداث سد بالادست دارای آب شوند چقدر قیمت پیدا خواهند کرد؟ آنها پاسخ داده بودند قیمت این زمین ها بین چهل تا پنجاه میلیون تومان خواهد شد؟ که ایشان با احتساب 25 میلیون تومان برای هر هکتار نتیجه ای که به دست آمده بود مبلغی برابر با 30 میلیارد تومان شده بود. آن وقت این نماینده مجلس عنوان داشته بود که با انجام این کار ثروت شما از 600 میلیون تومان به 30 میلیارد تومان افزایش پیدا خواهد کرد. در اینجا مردم متوجه تفاوت کار زیر بنایی و کارهای خدماتی شده بودند و از این نماینده تشکر کرده بودند.

 

 

 

8- آیا اصلا در حیطه اختیارات نماینده‌های مجلس است که بتوانند مثلا فرودگاهی بسازند یا اینکه طرح نیمه‌تمام بزرگی چون سد را به اتمام برسانند؟

متاسفانه این موضوع تبدیل به یک رویه معمول شده است که نمایندگان به جای تمرکز بر نظارت و قانون گذاری که وظیفه اصلی آنان است خود را درگیر مسائل اجرایی در حوزه های انتخابیه می کنند. معمولا هم در این کار تا حدود زیادی موفق می شوند. اصولا اینکه سرمایه گذاری ها به جای تمرکز بر سرمایه گذاری های زیر بنایی آنهم بر اساس اصل آمایش سرزمین ، اصل مزیت نسبی و اصل مکانیابی صنعتی به خدمات رسانی و امور غیر مولد تمرکز یافته ، ناشی از همین اعمال فشارهاست. در این خصوص شاهد مثالهای زیادی را می توان عنوان نمود. ساخت فرودگاه در شهرهایی که فاقد مسافر لازم و یا ساختن جاده هایی که اصلا اقتصادی نیستند و یا در الویت قرار گرفتن خدمات رسانی که متاسفانه باعث بیکاری فزاینده ، مهاجرت های بی رویه به شهرهای بزرگ و فقر شدید شده است و یا احداث بیش از سیصد هزار چاه غیر مجاز و.... که محیط زیست کشور را با چالش جدی مواجه کرده است ، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها نیز متاثر اقدامات غیر کارشناسی و غیر علمی در حوزه محیط است. که در این راستا سکوت مقامات محلی در اثر توصیه نمایندگان نیز در ایجاد چنین شرایطی تاثیرگذار بوده است.

9- وعده‌های این چنینی انتخاباتی چه تبعاتی برای مجریان دارد؟ آیا این باعث نمی‌شود که وقتی کاندیدایی با وعده‌های رویایی به مجلس ورود می‌‌کند به اشکال مختلف برای اجرایی شدن شعارش به دولت فشار وارد کند؟

همانگونه که اشاره شد، درامدها و منابع بسیار محدود کشور به جای آنکه بر پروژه های صنعتی و اقتصادی برای رشد، رونق و رفاه اقتصادی و ایجاد اشتغال متمرکز شود ، در سراسر کشور به پروژه های کوچک و غیر مولد تمرکز پیدا کرده است و این سیاست ها و هزینه ها بخشی به دلیل عدم توجه به مطالعات علمی و عدم باور علمی مسئولان و بخش عمده آن ناشی از کسب رضایت کوتاه مدت مردم انجام شده است.البته در این روند فشار نمایندگان بر تغییرات بودجه سالیانه و فشار بر دستگاههای اجرایی از جانب نمایندگان مجلس بی تاتیر  نبوده است. پراکنده شدن منابع کشور در پروژه های بسیار زیاد و طولانی شدن زمان بهره برداری از این پروژها و به عبارتی مواجه بودن با هزاران طرح نیمه تمام که پروژه های اقتصادی را هم غیر اقتصادی می کند به همین موضوع برمی گردد. برای مثال در سال 1381 محاسبه ای که اینجانب بر روی عمر پروژه های بیمارستانی انجام دادم، هر بیمارستان به طور متوسط ساخت یک بیمارستان در 17 سال و چهار ماه به طول انجامیده بود. این وضعیت یعنی پراکنده کردن سرمایه ها در بیابان های کشور و متضرر ساختن کشور که متاسفانه هیچ کس هم پاسخگو نیست.

10- آیا طرح این چنین شعارهایی و اجرا نشدن آنها باعث کاهش سرمایه اجتماعی یا حتی کاهش مشارکت در انتخابات نمی‌شود؟

حتما همینطور است.سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید بر اساس پیوست های کارشناسی برای طرح های عمرانی بودجه اختصاص دهد. حال اگر نامزد انتخاباتی بدون توجه به نظریه کارشناسی در انجام یک پروژه برای اخذ رای به مردم قولی بدهد از دو حال خارج نیست. یا در اثر اعمال فشار نماینده مربوطه آن پروژه بدون پشتوانه علمی و کارشناسی انجام می شود که هزینه هایی را بر منابع کشور تحمیل کرده است و متاسفانه تعداد این پروژه ها کم نیستند. یا اینکه مدیران سازمان مدیریت و برنامه ریزی تسلیم فشارها نمی شوند و از انجام آن پروژه استنکاف می کنند که در آن صورت هم مردم آن منطقه دچار سرخوردگی و نا امیدی می شوند و به قول شما سرمایه اجتماعی کاهش پیدا می کند. بنابراین وعده های بدون پشتوانه علمی و کارشناسی مشکلات و چالش هایی را برای کشور و ملت فراهم می آورند.

11- آیا اگر شکل رقابت از شخصی بودن به حزبی بودن تغییر کند، امکان دارد در رویه طرح شعارها کمی واقع‌بینانه‌تر کاندیداها سخن بگویند؟

از آنجا که در انتخابات حزبی نمایندگان منتخب بیش از آنکه مدیون تک تک شهروندان بویژه فعالان انتخاباتی باشند ، مدیون احزاب هستند تا حدود زیادی این موضوعات تغییر پیدا می کند. در نظام انتخاباتی ایران نمایندگان تهران مثال خوبی برای تبیین این موضوع است. از آنجا که رای منتخبان حوزه انتخاباتی تهران متاثر از فهرست های احزاب در این حوزه انتخابیه است، این نمایندگان کمتر نیازمند توجه به درخواست های فوری و پوپولیستی شهروندان می باشند. حتی شهروندان تهرانی بسیاری از نمایندگان را نمی شناسند که بخواهند درخواست های موردی از آنها داشته باشند. این وضعیت سبب شده است که نمایندگان تهران با فراغ بال بیشتری از رای دهندگان به مسائل ملی و کلان کشور بپردازند. بنابر این همانگونه که اشاره شد حزبی شدن انتخابات و الگوی انتخابات تناسبی و حزبی که ناشی از تجربه دنیای پیش رفته است تا حدود زیادی فرایند قانون گذاری را منطقی تر و کلان تر می کند.

12- 27 دی ماه سال گذشته مجمع تشخيص مصلحت نظام در بررسي سياست‌هاي کلي انتخابات هرگونه فريب و طرح وعده‌هاي خارج از اختيارات قانوني را ممنوع کرد. اما آیا این قانون رنگ اجرایی به خود خواهد گرفت و آن چنان ضمانت اجرا دارد که نامزدها را از طرح شعارهای غیرواقعی برحذر دارد؟ اجرای این چنین قانونی چه مکمل‌هایی دارد؟

مباحثی از این دست علاوه بر اینکه فاقد پشتوانه اجرایی است، اصولا سیاست درستی هم نیست؛ چرا که کسانی که فکر می کنند با دستور و بخشنامه و امر ونهی می توانند مسائل را حل کنند،در خوشبینانه ترین حالت، ساده اندیش هستند. باید ساختارها را درست کرد که بطور طبیعی مسائل را هم حل وفصل خواهد کرد. برای مثال اگر قرار باشد برای مبارزه با فساد به بخشنامه و مصوبات قانونی مبادرت ورزیم نتیجه همین خواهد شد که تاکنون بوده است، این درحالی است که راه حل مبارزه با فساد را باید در اصلاح ساختارهای اقتصادی جستجو کنیم و آن اینکه با کوچک سازی دولت و واگذاری امور به بخش خصوصی کارها را به مردم بسپاریم. یا اینکه روزنامه ها و رسانه های منتقد و بویژه روزنامه نگاران جسور و منتقد را تشویق کنیم تا مفسدین از ترس آنان نتوانند به سمت فساد گام بردارند و گرنه حدیث اخلاقی همانقدر برای مفسدین اثر خواهد داشت که قوانین بدون ضمانت و پشتوانه اجرایی اثرگذار خواهد بود.

13- راهکار شما برای ایران چیست؟ وضعیت انتخابات در سالهای اخیر و اظهار نظر مسئولان بویژه وزیر کشور که از موضوع پولهای کثیف در سیاست سخن به میان آورده اند نگرانی هایی را باعث شده است؟ از طرفی شعارهای پوپولیستی و غیر واقع بینانه  نامزدها برای کسب رای و هرز رفتن و صرف منابع محدود کشور برای پروژه هایی که واقعا توجیه علمی و کارشناسی ندارد، چکار باید کرد؟

ابتدا باید قوانین و مقررات احزاب را به گونه ای تدوین و تصویب نمود که احزاب نقش تعیین کننده ای در انتخابات ایفا کنند. نکته مهم دیگر اصلاح نظام انتخاباتی است به گونه ای که متخصصان و صاحبنظران دانشگاهی که دارای شخصیت علمی و سیاسی بالایی هستند رغبت ورود به انتخابات را پیدا کنند و مهمتر آنکه از رویکردهای مضیق برای تطبیق شرایط قانونی با مصداقها در انتخابات جلوگیری شود. زمانی که رای دهندگان می بینند افراد مورد نظر و مورد قبول خود در انتخابات حضور ندارند، انگیزه کمی برای حضور و فعالیت در انتخابات پیدا می کنند. در این شرایط مسائل قومی، قبیله ای ، منطقه ای و جغرافیایی، قول و وعده های نادرست و مهمتر از آن ریخت و پاش های مالی انگیزه های جدیدی ایجاد خواهد کرد که جای مسائل اصلی را می گیرد و انگیزه های نادرست جانشین انگیزه های حقیقی می شود و مسائلی پیش می آید که در برخی از حوزه های انتخاباتی شاهد آن بوده ایم.

تقویت بخش خصوصی و واگذاری امور به بخش خصوصی و کوچک سازی دولت نیز راهگشاست. زمانی که بخش عمده منابع در اختیار دولت است چنین انتظاراتی دور از انتظار نیست. اداره کشور بر مدار رویکردهای علمی و حاکمیت قانون و مقررات به جای سلیقه ها نیز می تواند راه را بر سلیقه های شخصی ببندد. اگر معیارها جایگزین شود، ملاک ها و شاخص ها مانع از فشارهای نمایندگان و یا گروههای فشار و گروههای ذینفوذ خواهد شد.

نکته حائز توجه دیگر اینکه نظام بودجه ریزی کشور با یک اشکال ساختاری مواجه بوده است و به جای اینکه به پروژه های اصلی و زیر بنایی کشور  مثل سرمایه گذاری بر مزیت های نسبی کشور همانند نفت، گاز، پتروشیمی و ... توجه شود . منابع محدود در سراسر کشور صرف پروژه های پراکنده می شود. برای مثال اگر میزان تخت های بیمارستانی که اشغال می شود را محاسبه نماییم خواهیم دید که سرمایه گذاری های خدماتی متناسب با نیازها نبوده است. بنابر این اصلاح ساختار بودجه کشور و تمرکز بر پروژه های اصلی نیز باید مد نظر قرارگیرد.