صفحه اصلی
شکافهای اجتماعی و مشکلات سیاسی و امنیتی در سیستان و بلوچستان PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

شکافهای اجتماعی  و مشکلات سیاسی و امنیتی در سیستان و بلوچستان

در گفتگو با دکتر جواد اطاعت استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده در مجله ایران فردا

 

ــ آقای دکتر به عنوان سوال اول بفرمایید که چرا در مناطق محرومی چون سیستان و بلوچستان  ما با مشکلات امنیتی مواجه هستیم؟ علت ناامنی های موجود، وجود گروههای تروریستی ، ترور و بعضا آدم ربایی در این مناطق چیست؟

در بیان چرایی پدید آمدن این مشکلات باید از نظریه شکاف‌ها استفاده کنیم؛ در جوامع مختلف شکاف‌های متفاوتی وجود دارد. در این خصوص وجود شکاف متراکم را می توان مد نظر قرار داد، به این معنی که اگر شکاف‌ها برهم بار شوند و یکدیگر را تقویت کنند، پتانسیل خشونت و منازعه افزایش پیدا می‌کند.

برای مثال در استان سیستان و بلوچستان شاهد هستیم که چند شکاف بر هم بار شده و یکدیگر را تقویت کرده‌اند؛ «شکاف قومی بین بلوچ و فارس»، «شکاف مذهبی بین اهل سنت و پیروان تشیع»، «شکاف توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی» و شکاف "عدم مشارکت بلوچ‌ها در اداره امور کشور". موارد ذکر شده  بر هم بار شده و شکاف موجود را تقویت و تعمیق می‌بخشد که در این حالت با شکاف متراکم روبرو خواهیم بود.

بنابراین هرچه این شکاف متراکم‌تر شود، واگرایی فزونی یافته و احتمال خشونت در این مناطق افزایش می‌یابد. البته برخی از این موارد مشکلاتی اجتماعی هستند که باید پاسخ‌های اجتماعی به آنها داده شود، چراکه اگر نتوانیم برای یک موضوع اجتماعی، پاسخی اجتماعی بیابیم، آن موضوع سیاسی می‌شود و اگر در عرصه سیاسی هم پاسخ مناسبی دریافت نکند، ممکن است به حوزه امنیتی منتقل شود و فکر می کنم موضوعات و مسائل مناطقی مثل سیستان و بلوچستان باید قبل از آنکه سیاسی و یا امنیتی شود در عرصه اجتماعی پاسخ مناسب خود را دریافت کند.

ــ این شکافها در مناطق دیگر ایران هم وجود دارد، آیا در همه این مناطق احتمال شکل‌گیری منازعه وجود خواهد داشت؟

ممکن است شکاف قومی در دیگر مناطق ایران هم وجود داشته باشد، مثل آذری زبان‌ها و فارسی زبان‌ها، اما در اینجا بر خلاف سیستان و بلوچستان ما شاهد شکاف متقاطع هستیم، یعنی اگرچه بین آذری‌ها و فارس زبان‌ها شکاف قومی وجود دارد، اما به دلیل اینکه آذری‌ها و فارس زبان‌ها هردو شیعه مذهب هستند، این شکاف قومی ، دوخت و دوز شده و متراکم نمی‌شود. همان‌گونه که می‌دانیم آذری زبان‌ها از نظر مشارکت در اداره کشور هم مشکلی نداشته و در مقاطعی از تاریخ جمهوری اسلامی، رییس جمهور، نخست وزیر و رییس دیوان عالی کشور همه آذری زبان بودند. اما آیا سابقه دارد که در ایران از وزیر بلوچ یا اهل سنت استفاده شود؟

شکاف توسعه هم که در مناطق آذری زبان همانند مناطق کرد زبان و بلوچ وجود ندارد وبه جز استان آذربایجان غربی دیگر استان‌های آذری زبان به نسبت توسعه یافته تر و از نظر شاخص ها برخوردارترند. اگر هم برخی از استانها از نظر شاخص های توسعه وضعیت مناسبی نداشته باشند ؛ اما هم گرایی اعتقادی و مذهبی شکاف موجود را ترمیم می کند و از واگرایی جلوگیری می شود ، مگر اینکه عواملی این شکاف قومی را تقویت کند که در آن صورت اوضاع تغییر خواهد کرد. برای مثال هرچند که با این وجود استان ایلام از نظر توسعه یافتگی در وضعیت مناسبی قرار نداشته و براساس شاخص‌ها در پایان برنامه سوم و چهارم توسعه، استان ایلام در بین 30 استان در جایگاه 23 قرار داشته است، اما به دلیل همبستگی مذهبی این استان، شکاف عدم توسعه تقویت و متراکم نخواهد شد.

 

آیا در این سالها دولتها برای کاهش فاصله و شکاف بین مناطق برخوردار و کمتر برخوردار اقداماتی انجام نداده اند؟ چرا موضوعی با این اهمیت از آن غفلت شده است؟

دولت ها اگرچه برای اجرای برنامه های توسعه تلاش کرده اند و در مجموع برخی از شاخص ها رو به بهبودی بوده است؛ اما در خصوص فاصله و شکاف استانهای برخوردار و کمتر برخوردار وضعیت بدتر شده است کما اینکه مقایسه تطبیقی شاخص‌ها و اقدامات انجام شده در برنامه سوم با برنامه چهارم توسعه متاسفانه بیانگر این موضوع بوده که شکاف توسعه نیافتگی افزایش پیدا کرده است. در پایان برنامه سوم توسعه (1383) استان یزد با درجه توسعه یافتگی 0.70558 در رتبه اول و استان سیستان و بلوچستان با درجه توسعه یافتگی 0.82411 در رتبه سی ام جای داشتند و فاصله توسعه یافتگی استان اول با استان آخر برابر با 0.11853 بوده است.

در پایان برنامه چهارم توسعه استان یزد همچنان با درجه توسعه یافتگی 0.66338 در رتبه نخست و استان سیستان و بلوچستان با درجه توسعه یافتگی 0.81355 در رتبه آخر قرار دارد که فاصله درجه توسعه یافتگی دو استان 0.15017 شده است.

این نکته نشانگر آن است که گرچه وضع هر دو استان نسبت به مقطع قبل از لحاظ درجه توسعه یافتگی بهتر شده است و این رقم کاهش یافته است اما در عمل فاصله دو استان از لحاظ توسعه بیشتر شده است به عبارت دیگر اینگونه می‌توان گفت که فاصله توسعه یافتگی دو استان یزد و سیستان و بلوچستان به عنوان استان‌های دارای رتبه اول و آخر در هردو مقطع زمانی پایان برنامه سوم توسعه و پایان برنامه چهارم توسعه  افزایش یافته است. این وضعیت در استان‌های دیگر هم کمابیش همین‌گونه است.

 

ــ نکته حائز اهمیت دیگر این است که رشد جمعیت در استان سیستان و بلوچستان بسیار بیشتر از میانگین کشور است. آیا این موضوع حکایت از تفاوت دیدگاه و نگاه اعتقادی در بین مردمان این منطقه دارد یا به عوامل دیگری بستگی دارد؟

رشد جمعیت با فقر و توسعه نیافتگی رابطه معناداری دارد؛ اگر رشد جمعیت در آفریقا، آسیا، آمریکا و اروپا را مقایسه کنیم، خواهیم دید هر منطقه که از توسعه یافتگی بیشتری برخوردار باشد، از رشد جمعیت کمتری نیز برخوردار بوده و برعکس در مناطق توسعه نیافته با رشد جمعیت بیشتری مواجه هستیم.

بدین معنی که رشد جمعیت در آفریقا بیشتر و در اروپا  کمتر است. بنابراین رشد بالای جمعیت در سیستان و بلوچستان بیانگر فقر و توسعه نیافتگی این منطقه در مقایسه با سایر مناطق کشور است. هرچه جامعه ای سنتی تر باشد رشد جمعیت هم بیشتر خواهد بود و هرچه مدرن تر شود رشد جمعیت کمتر می شود.

 

برای عبور از وضعیت کنونی پیشنهاد شما چیست؟ چه اقداماتی باید انجام داد تا این شکاف کمتر شده وناموزونی جای خود را به توازن داده و تعادل  برقرار شود؟ به عبارتی دیگر با توجه به رشد روز افزون گروه‌ها و تفکرات خطرناک سلفی‌گری درمیان اهل سنت و مرزنشینان و مناطقی از این دست، چه استراتژی توسعه‌ای و محیطی را می‌توان برای این مناطق طرح ریزی کرد که باعث رشد و پیشرفت فرهنگی و اقتصادی افراد ساکن در این مناطق شود، تا بتوان از این طریق تهدیدات مرزی کشور را خنثی کرد؟

بهترین راهکاری که می‌توان برای برطرف کردن این مشکلات ارائه داد، تهیه سند آمایش سرزمین برای شناخت پتانسیل‌های استان های کشور بویژه استانهای کمتر برخوردار است و سپس تمرکز بر سرمایه‌گذاری‌هایی متناسب با مزیت نسبی این مناطق است، همانند سرمایه‌گذاری بر روی معادن استان سیستان و بلوچستان یا توسعه صنعت گردشگری که از ضرورت‌های توسعه در همه کشور از جمله این منطقه است.

ایجاد محدودیت برای سرمایه‌گذاری در استان‌های مرکزی و ارائه تسهیلات تشویقی برای سرمایه گزاران در مناطق پیرامونی، یکی دیگر از اقدامات دولت برای توسعه این استان‌ها می‌تواند باشد. البته با توجه به مشکلات و کمبودهای منابع آبی در کشور، سواحل استان سیستان و بلوچستان در دریای عمان فرصت و مزیت بسیار مناسبی را برای سرمایه‌گذاری‌ در این مناطق رقم زده است. در سابق هم عنوان کرده‌ام که سرمایه گذاری در سواحل جنوبی کشور علاوه بر آنکه می‌تواند با استفاده از آب شیرین کن‌ها، مشکل کمبود منابع آبی ما را کاهش دهد، سبب خواهد شد که جمعیت اضافی کشور نیز در این مناطق منتقل شده و پراکندگی جمعیت را نیز متوازن می‌کند.

 

ــ مجددا به نظریه شکاف‌ها رجوع می‌کنیم؛ با وجود اینکه استان کردستان در مقایسه با سیستان و بلوچستان دارای شکاف‌های متعدد بوده و با عدم توسعه یافتگی مواجه است، اما چرا شدت ناهنجاری‌ها در این استان نسبت به سیستان و بلوچستان کمتر است؟

در اینجا این سوال پیش می‌آید که وضعیت این شکاف‌ها در کردستان چگونه است؛ در کردستان شکاف قومیتی، مذهبی و حتی متاسفانه شکاف توسعه نیافتگی نیز داریم. اما تنها تفاوتی که کردستان با سیستان و بلوچستان دارد این است که اهل سنت کردستان شافعی مذهب بوده و شافعی‌ها به مذهب شیعه نزدیک‌ترند، به این معنی که قرابت بیشتری با شیعه دارند، اما اهل سنت در سیستان وبلوچستان، حنبلی مذهب بوده و فاصله بیشتری با شیعیان دارند. بنابراین می‌توان گفت که این تفاوت‌ها بین کردستان و سیستان و بلوچستان وجود دارد، ضمن اینکه در بحث شکاف توسعه، ، کردستان وضعیتی به مراتب بهتر از سیستان وبلوچستان دارد، چرا که در ایران از نظر توسعه یافتگی بدترین وضعیت در استان سیستان و بلوچستان مشاهده می شود.

 

ـــ می‌توان گفت که منطقه کردستان ایران به دلیل شرایط آب و هوایی و نیز مجاورت با کشور عراق پساصدام، این امکان را برای توسعه از طریق ایجاد مجاری ارتباطی با این کشور، مخصوصا با اقلیم توسعه یافته کردستان عراق داشته است، اما در این سو ما تنها مجرای ارتباط اقتصادی سیستان و بلوچستان را با پاکستان و افغانستان و بحث قاچاق مواد مخدر و سوخت مشاهده می‌کنیم. برای بررسی این موضوع بهتر است که یک نگاه تاریخی به شرایط این مناطق داشته باشیم؛ به طور مثال از ابتدای سال‌های دهه پنجاه و جهش اقتصادی ایران در این سالها شروع و بررسی کنیم که رویکرد رژیم پهلوی به موضوع توسعه مناطق محروم چگونه بوده و در این چند دهه چه رویکردهایی در این خصوص اتخاذ شده است؟

 

در خصوص توسعه باید گفت که رشد، توسعه و رفاه، مسبب همگرایی و کاهش خشونت‌ها می‌شود. متاسفانه هم قبل و هم بعد از انقلاب، سیستان و بلوچستان در مقایسه با سایر استان‌ها وضعیت بدتری داشته و دارد. چندین سال پیش با وزیر کشور رژیم پهلوی، آقای محمد سام که به ایران سفر کرده بود، گفتگویی داشتم؛ یکی از محورهای بحث ما برقراری امنیت در سیستان و بلوچستان بود،  که ایشان در این خصوص گفتند که ما برای کنترل این مناطق از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» استفاده می کردیم؛ اختلافات را در بین قبایل مختلف تشدید می‌کردیم که برعلیه نظام سیاسی حاکم متحد نشوند.

این شیوه غیراخلاقی از نظر ما مردود است. البته باید این نکته را ذکر کرد که جمهوری اسلامی تلاش‌های زیادی را در مناطق مختلف کشور انجام داده تا امکانات رفاهی در این مناطق فراهم شود، اما مشکل اصلی این بوده که برای اقدامات صورت گرفته اولویت‌بندی صحیحی انجام نشده است. برای مثال در مناطق محروم به جای اینکه سرمایه گذاری‌های زیر بنایی انجام شود تا میزان بیکاری کاهش یابد، تمامی تلاش‌ها بر خدمات رسانی به این مناطق معطوف بوده است. این روند تنها به سیستان و بلوچستان هم ختم نمی‌شود، چراکه در بسیاری از مناطق کشور اعم از روستاها و مناطق محروم امکانات خدماتی نظیربرق، تلفن، جاده، مدرسه و مراکز بهداشتی و درمانی، متناسب با جمعیت روستا وجود دارد، اما جمعیتی برای سکونت در این روستاها نمانده است. چراکه اهالی روستا به دلیل نداشتن شغل مناسب، به شهرها و بویژه به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده‌اند.

بنابراین باید گفت که جمهوری اسلامی در همه دولت‌های خود، رویکرد خدمات گرایانه برای مناطق محروم در پیش گرفته، در حالی‌که باید رویکرد سرمایه گذارانه را در این مناطق درپیش می‌گرفت. به عبارتی دیگر دولت باید قبل از هزینه‌ برای خدمات رسانی و مسائلی از این دست، به سرمایگذاری های پایدار در این مناطق می‌اندیشید که متاسفانه این امر محقق نشده است. درحال حاضر نیز هیچ راهی جز سرمایه‌گذاری برای ایجاد اشتغال و افزایش درامد و ثروت در این مناطق برای حل این مشکلات وجود ندارد و در شکل کلی آن باید سرمایه گذاری‌های کلان کشور به سمت مناطق ساحلی و جنوبی کشور منتقل کنیم. لازم به ذکر است که استان سیستان و بلوچستان هم بخش قابل توجهی از سواحل را در اختیار داشته و چون در کنار سواحل دریای عمان قرار دارد، عمق ساحل بالا بوده و این موضوع امکان آلودگی آب را نیز کاهش می‌دهد. با سوق دادن سرمایه گذاری‌ها به این مناطق که صرفه اقتصادی نیز خواهد داشت، اشتغال و درآمد نیز به همراه آن خواهد آمد.

 

ــ نگاهی هم داشته باشیم به سیاست‌های اقتصادی هر دولت؛ یک نوع نگاه که در تمام دولت‌های بعد از انقلاب نیز حاکم بود، نگاه گسترش رفاه در قالب توزیع خدمات بود و طبق گفته‌های شما هم این اقدامات در مسیر سرمایه گذاری و اشتغال زایی متمرکز نشده است.

این موضوع در تمام دولت‌ها و حتی در دولت مهندس موسوی که تقریبا نگاه متفاوتی نسبت به مسائل اقتصادی داشت به چشم می خورد، اما اگر از دوران جنگ و شرایط حساس آن زمان چشم پوشی کنیم، مشاهده می‌شود که در دوران تعدیل ساختار اقتصادی نیز این رویکرد ادامه داشته است. به نظر شما چه عواملی بر این تمرکزگرایی اقتصادی در ایران تاثیر داشته است؟

سرمایه گذاری در ایران به چند شهر بزرگ کشور محدود شده است؛ شهرهایی که در نقشه ایران به شکل T   مشاهده می‌شود. عمده سرمایه گذاری‌های ایران در شهرهای تبریز، تهران، مشهد، اصفهان و شیراز انجام می‌شود. این وضعیت باعث ایجاد شکاف توسعه در مناطق حاشیه ای ایران نسبت به مناطق مرکزی شده است.

در نظام بین‌الملل نظریه‌ای تحت عنوان «مرکز پیرامون» وجود دارد که برای توصیف شکاف توسعه‌ای میان کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته استفاده می شود. ایمانوئل والرشتاین در کتاب نظام جهانی برای توصیف و تحلیل دلایل عقب ماندگی کشورهای جهان سوم هم از این نظریه استفاده می‌کنند و کشورها را به سه گروه کشورهای مرکز یا متروپل، کشورهای پیرامون و کشورهای شبه پیرامون تقسیم می کند که جریان سرمایه از مناطق پیرامون به مرکز ادامه داشته است. در داخل کشور ایران نیز  از این نظریه برای تحلیل توسعه نامتوازن مناطق مختلف جغرافیایی استفاده شده است.  به این معنا که در استان های پیرامونی و مرزی سرمایه گذاری‌های ناچیزی انجام شده و در سوی دیگر بیشترین سرمایه گذاری‌ها در استان‌های مرکزی و شهرهای بزرگ ایجاد شده است.

یکی ازدلایل بروز این مسئله همان انزوای جغرافیایی این مناطق است، که سبب شده هیچ سرمایه گذاری، انگیزه سرمایه گذاری در این استان ها پیدا نکند. دولت‌ها هم تلاش‌هایی را همانند ایجاد مناطق آزاد برای سوق دادن سرمایه‌گذاری‌ها به این مناطق انجام داده‌اند. اما مشکل بزرگی که در این خصوص وجود دارد این است که ما در ایران سرمایه گذاری خارجی نداریم که بخشی از این موضوع به مشکلات ساختاری ایران با نظام بین الملل مربوط می شود.

در حال حاضر با توافق اخیر ایران با گروه 5+1 گروه‌های سرمایه‌گذار خارجی به سرمایه گذاری در ایران تمایل پیدا کرده‌اند، این یعنی پتانسیل سرمایه‌گذاری در ایران چه در بحث نفت و گاز و چه در بخش‌های دیگر اقتصادی همچون معادن و گردشگری وجود دارد،اما از نظر سیاسی برای اینکه سرمایه گذارخارجی انگیزه سرمایه گذاری پیدا کند، اجماع جریانهای فکری و مسئولان کشور در این خصوص است و سپس ایجاد امکانات ، تسهیلات و قوانین حمایتی است. اگر سرمایه گذار در درازمدت اعتماد لازم را حاصل نکند و ریسک سرمایه گذاری بالا باشد ، امکان سرمایه گذاری هم به وجود نخواهد آمد، حتی اگر تحریم ها بطور کامل برداشته شود.

 

ــ آیا این شرایط در همان سال‌های اول بعد از جنگ و در زمان دولت سازندگی وجود داشته است یا مختص شرایط کنونی کشور است؟

خیر، این موضوع به بعد از انقلاب برمی‌گردد؛ کشور ما پس از انقلاب در خصوص سیاست‌های بین المللی به سمت رویکرد رویزیونیستی و تجدیدنظر طلبانه در سیاست خارجی گام برداشت و نظام نوپای جمهوری اسلامی در آن سال‌ها سعی کرد که جهت گیری سیاست خارجی خود با دنیا را نیز بر اساس جهت‌گیری اعتراضی پایه ریزی کند. همچنین کشورهای قدرتمند جهان نیز علیه ایران تبلیغات منفی به راه انداخته و کشور را از نظر اقتصادی ناامن جلوه داده‌اند. بنابراین شرایط به گونه‌ای پیش رفت که صنعت توریسم و سایر سرمایه گذاری‌ها در ایران شکل نگرفت این وضعیت به گونه ای است که در سال گذشته سهم سرمایه گذاری خارجی 17 صدم درصد جهانی بوده است که عدد بسیار ناچیزی است.

این موضوع مشخصا به کلیت ایران مربوط می‌شود و به تبع وقتی در کل ایران سرمایه‌گذاری انجام نشود، در سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق حاشیه ای هم به طریق اولی سرمایه گذاری انجام نخواهد شد. از طرفی منابع سرمایه‌گذاری داخلی نیزبه جز در دولت های نهم و دهم که با افزایش قیمت نفت قابل توجه بود در تمامی دولت ها بسیار محدوده بوده و در حال حاضر نیز شرایط کشور به گونه‌ای است که منابع دولت تنها جواب‌گوی هزینه‌های جاری است. یعنی اگر کسری بودجه کشور را از درامدهای بودجه کشور کم نماییم کمتر از بیست هزار میلیارد تومان یعنی به اندازه بودجه شهرداری تهران که حدود 17 هزار میلیارد تومان است برای سرمایه گذاری های عمرانی منابع مالی خواهیم داشت و بقیه مصروف یارانه ها و هزینه های جاری دولت است و به این ترتیب منابع داخلی هم برای سرمایه گذاری وجود ندارد.

 

ــ بپردازیم به شرایط ویژه منطقه که کشورهای همسایه را در آتش فرقه‌گرایی و جنگ‌های خونین داخلی کشانده است؛ با توجه به بسترهای مستعد و آماده استان سیستان و بلوچستان برای رشد و گسترش سلفی‌گری، دولت با ابزارهای اقتصادی چگونه می‌تواند از رشد این تفکرات جلوگیری کرده و راه را برای نزدیک شدن افراد این مناطق به تفکرات و گروه‌هایی از این دست ببند تا دیگر شاهد اتفاقاتی نظیر تاسوکی و سراوان نبوده و بتواند در عین حال به صورت نرم‌افزاری فعالیت گروهایی نظیر جیش العدل را تعدیل کند؟

امروزه ما باید مبحث امنیت را نیز در راهکارهای اقتصادی دنبال کنیم، چه امنیت درون کشور و چه امنیت بین کشورها؛ به عبارتی اگر میزان سرمایه‌گذاری‌های کشورهای خارجی در ایران افزایش یابد، خود این کشورها برای امنیت سرمایه‌گذاری‌های انجام شده‌شان به برقراری امنیت آن نواحی به نظام سیاسی کمک می‌کنند، همچنان که در حوزه داخلی نیز اگر دولت در مناطقی سرمایه‌گذاری کند، برای حفظ امنیت این سرمایه‌گذاری‌ها و آن مناطق تلاش می‌کند.

به طور مثال درمخزن گازی پارس جنوبی که ایران با قطر مخزن مشترک گازی دارد، هرکدام از این دو کشور به صورت مجزا و جداگانه سرمایه‌گذاری انجام می‌دهند، اما اگر بتوان این سرمایه‌گذاری‌ها را به صورت مشترک انجام داد، آنگاه سرنوشت ایران و قطر با یکدیگر یکی شده و دو کشور برای امنیت این مناطق و بهبود شرایط با یکدیگر همکاری می کنند.

در مثالی دیگر می‌توان گفت که اگر روابط ایران با عربستان خوب بود، با توجه به همسانی عقیدتی که اهل سنت سیستان بلوچستان با عربستان دارند، بهتر بود که راه‌هایی را برای سرمایه‌گذاری عربستان در این مناطق می‌گشودیم تا این کشور در این مناطق فعالیت اقتصادی خود را گسترش دهد، اما فعلا این همزیستی مسالمت آمیز به خشونت گراییده و چنین چیزی امکان پذیر نیست.

نکته دیگری که می‌تواند نگاه مردم نواحی سیستان و بلوچستان را هم گراتر کند، مشارکت دادن مردم این منطقه در امورات کشور است .در دوران اصلاحات ما این بحث را مطرح کردیم که اگر به اقلیت‌های مذهبی کشور به ویژه اهل سنت بی توجه باشیم، باید انتظار داشته باشیم که اهل سنت در جهان به دلیل بالا بودن نسبت جمعیت‌شان در مقابل شیعیان، همین تبعیض را نسبت به شیعیان قائل شوند. بنابراین اگر ما بخواهیم به عنوان یک الگو عمل کنیم، باید رویکردمان متفاوت باشد و به اهل سنت توجه بیشتری نماییم و در مسئولیت های مختلف بکارگرفته شوند.مشارکت در اداره امور کشور و جذب نخبگان قومی از نظر سیاسی و فرهنگی وسرمایه گذاری و ایجاد اشتغال برای توده های مردم  باعث هم گرایی می شود و بسترهای خشونت را منتفی می کند. تمرکز بر سرمایه گذاری و توسعه و به تبع آن زدودن فقر و موضوع مهم دیگر مشارکت دادن اهل سنت در مدیریت های نظام سیاسی  باید در اولویت برنامه ها قرار گیرد.

ــ یکی دیگر از مشکلاتی که استان سیستان و بلوچستان با آن دست و پنجه نرم می‌کند، مسئله کمبود آب است؛ خشک شدن هیرمند  و کمبود منابع آب باعث شده است از سال 89 تا سال 93 جمعیت این مناطق به شدت کاهش پیدا کند اگر به این موضوع مشکلات امنیتی، فرهنگی و عقیدتی را هم اضافه کنیم، چه راهکاری برای تدوین یک برنامه توسعه در سیستان بلوچستان پیشنهاد می‌کنید؟

کمبود منابع آب اگر یک تهدید است؛اما برای استان سیستان و بلوچستان که حدود سیصد کیلومتر در سواحل دریای عمان به آب دریا متصل است یک فرصت می باشد. با توجه به این فرصت تنها راهکار این مسئله، سوق دادن تمام سرمایه‌گذاری‌ها به سواحل جنوبی و به ویژه سواحل مکران برای حل وفصل این مشکلات است؛ ایجاد شهرهای ساحلی برای اینکه جمعیت مهاجری که با محدودیت شغلی مواجه می‌شوند بتوانند در آنجا اسکان پیدا کنند و نیز ایجاد مناطق آزاد به معنای واقعی کلمه در این نواحی می‌تواند تا حدودی به حل این مشکلات کمک کند.برای مثال در سالهای گذشته با سرمایه گذاری گاز استخراجی از پارس جنوبی به منظور ساخت کارخانه های پتروشیمی به مناطق داخلی کشور انتقال داده شده است که آب خوردن وجود ندارد. این درحالی است که کارخانجات پتروشیمی به منابع آب زیادی برای خنک کردن کوره ها احتیاج دارد و از طرفی مواد پتروشیمی تولید شده باید از طریق دریا به خارج از کشور صادر شود که با فرض مصرف آبی که برای شرب و کشاوری مورد نیاز می باشد، اگر مواد پتروشیمی تولید شود باید با هزینه بالای حمل و نقل به دریا منتقل شود تا از آن طریق صادر گردد. حال اگر در امتداد سواحل این گاز منتقل میشد و کارخانجات پتروشیمی در امتداد ساحل ایجاد می شد هم از آب دریا استفاده می کرد و هم بدون هزینه حمل تا بنادر به خارج از کشور صادر می گردید. با این اقدام امکان اشتغال نیز در این مناطق فراهم می آمد. به عبارتی ما با یک تیر چهار نشان را می زدیم. اولا مشکل آب برای کارخانجات پتروشیمی نمی داشتیم، هم هزینه حمل از دیگر مناطق کشور به ساحل حذف می شد و هم با انتقال سرمایه به این مناطق که کمترین تراکم جمعیت وجود دارد، امکان اسکان جمعیت را فراهم می آوردیم، مضافا اینکه برای مناطق کمتر توسعه یافته یا توسعه نیافته اشتغال و کار فراهم می شد.

 

ــ خانم ابتکار نیز طی رایزنی‌هایی که با افغانستان داشتند، در تلاش بودند که برای بهبود وضعیت آبی مناطقی نظیر هیرمند، سرچشمه‌های رود هیرمند باز شود، این موضوع به جایی نرسید؟

مساله اینجاست که خود افغانستان نیز مشکل آب دارد و اگر آب اضافه‌ای وجود داشت، خود به خود به هیرمند جاری می‌شد و دیگر نیازی به تحرکات سیاسی هم نبود. آخرین قرارداد منعقد شده در این زمینه هم به قبل از انقلاب بازمی‌گردد که سهم ایران در آن 9 درصد محاسبه شده، اما درحال حاضر وضعیت آبی به دلیل خشکسالی‌های اخیر کم شده و این خشکسالی هم صرفا به ایران مربوط نمی‌شود. حتی اگر دریچه سدها هم باز شود، نمی‌توان به صورت دائمی بر روی آن حساب باز کرد.

 

ــ به عنوان سوال آخر برای ما از تفاوت دیدگاه‌ دولت‌های مختلف به سیستان وبلوچستان بگویید، به عنوان مثال ما بیشترین حجم حملات تروریستی را در دوران دولت آقای احمدی‌نژاد مشاهده کردیم. چه عواملی سبب شد که حجم افراطی‌گری‌ها در سیستان وبلوچستان افزایش پیدا کند؟

در بحث های اقتصادی که می‌توان گفت همه دولت‌ها نگاهی مشابه یکدیگر داشتند، اما در عین حال تدبیرهای سیاسی که در دولت اصلاحات و قبل از آن صورت می پذیرفت، می توانست تا حدودی تنش های احتمالی را کاهش دهد. به عنوان مثال به دلیل حساسیت بلوچ ها و سیستانی ها نسبت به یکدیگر،همیشه و در همه دولت‌ها روال بر این بوده که استانداران استان سیستان وبلوچستان از افراد غیر بومی انتخاب شوند که بلوچ ها و سیستانی ها به دلیل عدم شناختشان از آنها، مخالفت خاصی را نشان ندهند، اما در دولت نهم اقدام عجیبی صورت گرفت که می‌توان گفت با روند مدیریتی جمهوری اسلامی در این مناطق در تضاد بود؛ همانگونه که اشاره کردیم در این منطقه علاوه بر وجود شکاف‌های توسعه‌ای، شکافی هم بین اهل سنت و شیعیان و از سوی دیگر به صورت همزمان یک شکاف هم بین بلوچ ها و سیستانی ها وجود دارد، با این وجود در دولت نهم استانداری که برای این منطقه انتخاب شد، فردی سیستانی، شیعه و متعصب و شناخته شده برای بلوچها بود . علاوه بر شکافهای موجود این موضوع هم مزید بر علت شد و واکنش منفی بسیاری را در پی داشت و مشکلاتی را هم به وجود آورد.