صفحه اصلی
سياست آهسته و پيوسته PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 

سياست آهسته و پيوسته

درگفتگو با دکتر جواد اطاعت دانشيار دانشگاه شهيد بهشتي

حامد طبيبي منتشر شده در هفته نامه صدا 13 دي ماه 93

*شعارهاي آقاي روحاني در حوزه سياسي که آقاي دکتر اطاعت هم به عنوان عضو شوراي سياستگذاري ستاد ايشان، حتما در انتخاب آنها نقش داشته است منطبق با خواست عمومي جامعه و اصلاح طلبان بود. فضاي 4 ساله پس از سال 88 هم ايجاب مي کرد در همين حدود به سياست پرداخته شود. امروز پس از 16 ماه اين شعارهاي انتخاباتي چه ميزان با آنچه در محدوده دولت اجرا مي شود انطباق دارد؟ پاسخ به اين سوال چقدر در تعيين نقشه راه اصلاح طلبان، نقش دارد؟

نکته مهمي در مورد انتخابات سال 92 بايد مد نظر باشد و آن اينکه به جاي پيروزي  اصلاح طلبان، اصلاحات پيروز شد. به جاي آنکه يکي از افراد اصلاح طلب راي بياورد تفکر اصلاح طلبي بود که راي آورد. شعارها و عملکرد دکتر روحاني چه در ايام انتخابات و چه بعد از آن، رويکردي منطبق با خواست اصلاح طلبان است و به مرور  هر چه جلوتر برود،  اين  رويکرد صيقل مي خورد و بهتر خود را نشان خواهد داد.  براي مثال تفکر اصلاحي در عرصه بين الملل، نه غرب ستيز است نه غرب گريز؛بلکه  به تعامل، گفتگو و حل و فصل مسائل از طريق مذاکره مي انديشد و آقاي روحاني نيز به اين مساله باور دارد و به طور جدي آن را دنبال مي کند. در عرصه داخلي نيز، قانونمداري مبناي تفکر اصلاحي است و تاکيد بر قانون، حفظ حرمت و کرامت انسان ها ، آزادي ، برابري و سماجت بر حقوق شهروندي و مهمتر از آن حاکميت عقلانيت سياسي از مولفه هاي تفکر اصلاحي است که رييس جمهور نيز بر آنها تاکيد دارد و در جهت پياده سازي اين ديدگاه ها و نظريه ها، تلاش مي کند. در عرصه بازسازي کشورهم ، سرمايه گذاري، رونق گردشگري، حفاظت، حراست و احياي محيط زيست حائز اهميت است که  فعاليت هاي قابل توجهي در حال انجام است. در مجموع رويکرد اصلاحي يعني نفي افراطي گري و حاکميت تعقل وتدبر.به عبارتي ، تداوم فرآيند توسعه در يک کشور به شيوه مسالمت آميز و اين رويکرد، در حال اجراست.

ممکن است بگوييد هنوز اتفاق قابل توجهي صورت نگرفته است؛اما  فراموش نکنيم فرآيند اصلاحات و توسعه، فرايندي بطئي، کند و زمان بر است و با رويکرد هاي راديکال و حرکت هاي تند سنخيتي ندارد. پيش از اين مرحوم مهندس بازرگان از آن به عنوان « سياست گام به گام» ياد مي کرد و به اعتقاد اينجانب بايد  اين رويکرد را حرکت« آهسته و پيوسته» نامگذاري کنيم. سياست گام به گام ممکن است در نقطه اي متوقف شود و اين پروسه به انتها نرسد. اما حرکت آهسته و پيوسته يعني تداوم فرآيند توسعه که موضوعي بسيار مهم است. اينکه برخي انتظار داشته باشند دولت کنوني در کوتاه مدت مسائل را حل وفصل کند نه تنها شدني نيست؛ بلکه از وجود يک تفکر خام حکايت مي کند.آنچه مهم است شيوه تصميم سازي و تصميم گيري عالمانه وعاقلانه است و روندها و رويکردهاست که رو به بهبودي باشد.

در گفتگوهاي قبلي گفته ام اگر رسيدن به توسعه را با رسيدن يک کوهنورد به قله کوه مقايسه کنيم، اگر آن کوهنورد بخواهد با سرعت حرکت کند حتما به قله نمي رسد؛ اما حرکت آهسته و پيوسته، او را به مقصد خواهد رساند. گام ها در مسير اصلاحي بايد کوتاه اما با طمانينه و مستحکم برداشته شود. من فکر مي کنم اگر فرد يا افرادي ، پيچيدگي ها و مشکلات مسائل جامعه ما را بدانند و درباره عملکرد دولت يازدهم قضاوت کنند، حتما به اين نتيجه مي رسند که دولت در انتخاب مسير وشيوه حرکت عملکرد مناسب و قابل قبولي دارد.

* از مقتصيات زمان به عنوان بخش جدايي ناپذير براي «مدل سازي استراتژي عملي» يک جريان سياسي نام مي برند. امروز در آبان 93 ، فضا چه تفاوت هايي با دو ماه قبل و بعد از انتخابات 92 دارد؟ آن تحرک ايجاد شده همچنان ادامه دارد يا با فشار جريانات تندرو، فضا به همان دوران احمدي نژاد باز گشته است؟

متاسفانه چون در کشور ما فرآيند توسعه، خطي و تکاملي نبوده و غير خطي و غير تکاملي به پيش رفته است، در مقاطعي مثل دوران اصلاحات موفقيت هاي خوبي داشتيم به ويژه در عرصه اقتصاد؛ اما به جاي آنکه اين روند تداوم داشته باشد در دوران 8 سال پس از آن به ويژه در سالهاي 88 تا 92 با وجود منابع مالي عظيم، روند توسعه مسير معکوسي طي کرده است. يکي از مولفه هاي اصلي توسعه سرمايه مالي است که در کنار سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي ، پايه هاي امر توسعه را تشکيل مي دهند. رشد اقتصادي هنگامي که انتخابات سال 92 برگزار شد به منفي 6 درصد رسيده بود که قاعدتا بايد مثبت 6 درصد مي بود و در ساير شاخص ها نيز شرايط به همين گونه بود. به ويژه در حوزه سياست خارجي شرايط نامناسب تري حاکم شده بود . تحريم ها شدت يافته بود وگلوگاههاي اقتصادي را مي فشرد. وضعيت نامناسب ديپلماسي وسرخوردگي هاي ناشي از حوادث سال 88 در سياست داخلي شرايط نگران کننده اي پديد آورده بود. اگر الان بخواهيم فضا را رصد کنيم ممکن است اين تلقي ايجاد شود که فضا محدود شده، دانشگاه ها در رخوت به سر مي برند، پس دولت چه کرده است؟ به نظر من بايد برآيند کلي فعاليت دولت ديده شود. پاشنه آشيل ايرانيان اين است که در کوتاه مدت به دنبال تحقق انتظارات و توقعات چندين و چند ساله هستند. اينگونه ممکن است فضاي ياس و نااميدي بر افراد غلبه کند. مثالي بزنم. بيماري را به بيمارستان منتقل مي کنند. ممکن است در برخي شاخص ها، وضعيت او بدتر هم بشود؛ اما اگر شاخص و علائم حياتي و کلي رو به بهبودي باشد اين يعني جاي اميدواري وجود دارد. در مورد ايران هم وضعيت سياست خارجي و به تبع آن شرايط اقتصادي به شکل محسوسي رو به بهبود است و از آنجا که  رابطه اقتصاد و سياست رابطه اي ارگانيکي است، بهبود شرايط يکي، بر ديگري اثرگذار خواهد بود. اگر چه اثرات اين حوزه ها بر عرصه سياسي ممکن است با کمي فاصله خود را نشان دهد؛ اما در تاثير گذاري مثبت فضاي اقتصادي وسياسي بر يکديگر نبايد ترديد کرد.

*منتقدان عملکرد دولت در حوزه سياسي بر اين باورند که نخبگان و فعالان سياسي حامي دولت که عمدتا در ميان اصلاح طلبان حضور دارند اگر بخواهند به تحرک سياسي در راستاي بيان مطالبات جامعه يا تبيين آنچه دولت به آن اهتمام دارد بپردازند ، هنوز مجالي براي آنها فراهم نشده است. در سوي مقابل، «بيش فعالي» تندورها و مخالفان دولت، همه چيز را در اختيار آنها قرار داده است. استادان دانشگاه و فعالان سياسي اين آمادگي را اعلام مي کنند با فعال شدن شاخه هاي استاني و برگزاري جلسات عمومي در مکان هاي مختلف اعم از دانشگاه ها و مراکز همايش، موثر عمل کنند؛ اما استانداران، فرمانداران و شوراي تامين که دولت در آنها دست بالا را دارد، منفعل هستند.

اين انتقاد کاملا به جايي است. يک نظام سياسي يا يک قوه مجريه بر چهار پايه استوار است . نخست مشروعيت سياسي که مبتني بر راي مردم است. دومين پايه کار آمدي در رفع معضلات و مشکلات است وپايه سوم تبليغات  و تبيين سياست ها ، رويکردها و برنامه ها ست و پايه چهارم نيروهاي نظامي و انتظامي است. حتي اگر دولتي از طريق مشروعي به قدرت رسيده باشد و کارآمد هم باشد، اين دو مولفه کفايت نمي کند. زماني اين دو مي توانند اثرگذار باشد که ضلع سوم که تبليغات و انتقال عملکردها به بدنه اجتماعي است به درستي عملياتي و اجرايي شود. دولت روحاني در اين حوزه با چالش جدي مواجه است. متاسفانه صدا و سيما يا با دولت زاويه دارد يا به گونه اي غير علمي به مسائل دولت مي پردازد. در کشوري مثل ما که تلويزيون رسانه عمومي است و صدا وسيماي خصوصي وجود ندارد و از طرفي فرهنگ عمومي فرهنگ ديداري وشنيداري است، بايد امکان دفاع به حاميان دولت مستقر داده شود. اين در حالي است که آناليز برنامه هاي صدا وسيما حاکي از آن است که تريبونهاي تاثير گذار در اختيار منتقدين ومخالفين دولت است. ممکن است مسئولان اين رسانه بگويند از وزرا براي گزارش کار دعوت مي کنند اما اين جنبه رسمي دارد و وزير به خاطر معذورات وملاحظاتي نمي تواند مانند يک فعال سياسي يا استاد دانشگاه، به پاسخگويي بپردازد. سال 85 که جهتگيري دولت احمدي نژاد نشان مي داد وضعيت اقتصادي رو به وخامت مي رود به ضرغامي نامه نوشتم که با برگزاري نشست هاي تخصصي، امکان نقد دولت فراهم شود که نشد. به هر حال صدا و سيما دهها ميليون بيننده و شنونده دارد. اگر بنا باشد حرکت مثبتي در عرصه اقتصاد پيش رود ناچاريم بسترهاي اجتماعي آن را فراهم کنيم و در کشوري چون ايران اين موضوع از طريق صدا و سيما ممکن است و تقويت پايه سوم دولت که همانا تبليغات و تبيين سياست ها وبرنامه هاست نيازمند راهکارهايي است که حاميان دولت بتوانند از طريق صدا و سيما با مردم سخن بگويند.براي اين موضوع يک مثال جالب توجه است. در تابستان امسال يک رويداد بزرگ ورزشي که المپياد دانشجويان  بيش از صد دانشگاه سراسر کشور در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد، با اينکه در افتتاحيه و اختتاميه آن وزاراي علوم ، ورزش وجوانان ويکي از معاونان رئيس جمهوري حضور داشتند، تلويزيون هيچ گزارش و خبري از آن پخش نکرد، اما اگر در يکي از ايالتهاي امريکا در يک دبيرستان اتفاقي بيفتد دهها خبر وگزارش از آن منتشر مي شود و چه بسا براي آن موضوع ميز گرد گذاشته شود و.... .

*اگر صدا و سيما قرار بود تاثير گذاري داشته باشد که خرداد 92 خلق نمي شد. نظر منتقدان اين است که رويکرد صدا و سيما غير قابل تغيير است. موضوع فضاهايي است که زير نظر دولت قرار دارد.

اينکه صدا وسيما در انتخابات 92 بي تاثير بوده است را قبول ندارم. مناظره نامزدها در صدا وسيما تاثير بي بديلي داشت که در جاي خود قابل بحث است؛ اما اينکه برنامه هاي  صدا سيما ضد تبليغي است موضوع ديگري است وبايد بين نقش واثر صدا وسيما به عنوان يک ابزار رسانه اي که اگر عالمانه از آن استفاده شود تاثير گذار است با سياست هاي تبليغاتي آن تفکيک قائل شد. در مورد ضعف و عدم استفاده از فضاهاي در اختيار دولت را بايد از مسئولان دولتي پرسش کرد. آقاي روحاني بايد پايه سوم موفقيت  دولت خود را مستحکم کند. اگر هدف پيشرفت کشور است از صدا و سيما خواسته شود تا فرصتي براي مناظره مخالفان و حاميان عملکرد دولت فراهم گردد. در آن مناظره اي که چند سال پيش در تلويزيون داشتم ، پيشنهاد نمودم که يک 90 سياسي مانند برنامه 90 ورزشي اجرايي شود. يادداشتي هم نوشتم که اي کاش همان ضوابطي که در فوتبال ما حاکم است، در حوزه سياست کشور هم حاکم شود، انگاه تاثير گذاري آن را خواهيم ديد.

*آقاي روحاني در دانشگاه شهيد بهشتي از اساتيد دانشگاه خواستند که فعال شوند. اخيرا آقاي جهانگيري در جلسه حزب کارگزاران عنوان کرده که رييس جمهور خواستار تحرک سياسي احزاب اصلاح طلب هستند. نبايد در عمل به وزارتخانه متولي امر سياست يعني وزارت کشور دستور دهند فضاي مناسب ايجاد کنند و در استان ها نيز، از اين رويه حمايت شود؟

متاسفانه امروز تنها کسي که از عملکرد دولت دفاع مي کند خود آقاي روحاني است و وزرا درگير مسائل اجرايي هستند و کمتر محدوديت ها و مشکلات را به افکار عمومي انتقال مي دهند. در نشستي در ماه رمضان به آقاي رييس جمهور گفتم که تريبون ها دست مخالفين شماست. آقاي روحاني خودش بايد اين مساله را حل کند. با شما موافقم که دولت بايد حداقل تريبون هاي خود را در اختيار دانشگاهيان و فعالان سياسي شناخته شده قرار دهد تا به عنوان حلقه واسط بين دولت و جامعه بتوانند با مردم سخن بگويند؛اما اين موضوع کفايت نمي کند . چراکه جمع مخاطبان کليه رسانه هاي مکتوب و ميزگردهاي دانشگاهي به چند ده هزار نمي رسد.

*با در نظر داشتن تجريبات 8 ساله اصلاحات و 8 ساله احمدي نژاد، اصلاح طلبان در دولت روحاني بايد چه رويکردهايي را دنبال کنند؟

قبلا گفته ام اصلاح طلبان بهتر است همچنان در حوزه اجتماعي فعال بمانند. اين جريان در يک بزنگاه و شرايط حساس يعني انتخابات 92 با همه ظرفيت خود به ميدان آمد و نقش خود را به خوبي ايفا کرد و شرايط را عوض کرد. حالا دولتي بر سر کار است که با رويکرد عقلاني کشو را اداره مي کند. هر جا کمک لازم داشته باشد بايد کمک کرد؛ اما تلاش يک جريان سياسي لزوما محدود به عرصه سياست ومسئوليت هاي اجرايي نيست. در عرصه اجتماعي کارهاي زيادي روي زمين مانده است. اگر فکر کنيم هر کاري بدون مانع تراشي، انجام مي شود اشتباه کرده ايم. ما در جامعه ايران و در کشوري در حال توسعه فعاليت مي کنيم و طبيعتا هر حرکتي، موانعي خواهد داشت و اين نبايد بهانه اي براي کار نکردن باشد.دانشگاهيان با انجام پژوهشهاي علمي و کاربردي، احزاب اصلاح طلب با کادر سازي و تربيت نيرو، هنرمندان در عرصه فيلم ، تئاتر و موسيقي و هنرهاي تجسمي، روزنامه نگاران با روزنامه هاي حرفه اي که منتشر مي کنند، فعالان اقتصادي بخش خصوصي با تلاشي که در راستاي توليد و بهبود شاخص هاي اقتصادي صورت مي دهند همه مي توانند موثر باشند. من هم قبول دارم نيروهاي ضد توسعه نيز حضور دارند اما معتقدم پايگاه اجتماعي اصلاح طلبان، فاکتوري تعيين کننده است و دولتي بر سر کار است که ظرفيت هاي قابل توجهي براي استفاده دارد که اميد ايجاد مي کند.اميد براي فرداي بهتر ايران وايراني.