صفحه اصلی
ائتلاف ناطق، لاريجاني، هاشمي و خاتمي به صلاح نيست PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 5
بدخوب 

 

ائتلاف ناطق، لاريجاني، هاشمي و خاتمي به صلاح نيست

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1393/09/13 شماره انتشار 18850

 

عليرضاکافي- مقبوليت بالاي اصلاح طلبان در بين مردم آنان را از ائتلاف گسترده در صحنه انتخابات مجلس بي نياز کرده است. دکتر جواد اطاعت اين را مي گويد و مي افزايد: ائتلاف طيف وسيعي از اصولگرايان و اصلاح طلبان نه تنها شدني نيست؛ بلکه به صلاح کشور نيز نمي باشد.به عقيده وي جريان هاي فکري خردگرا بايد با يکديگر رقابت کنند و ائتلاف در سطح گسترده نه تنها ضرورتي ندارد بلکه مغاير با مصالح کشور نيز مي باشد.اصل رقابت همانگونه که در عرصه اقتصاد و ساير حوزه ها عامل پيشرفت و توسعه است در عرصه سياست نيز نه تنها لازم که ضروري است. جواد اطاعت،زاده سال 1342در شهر داراب است و دانش آموخته دکتراي علوم سياسي از دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.او هم اکنون استاد علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي است.پيش از اين نام جواد اطاعت به دليل مناظره زنده تلويزيوني اش در دي ماه 88 با عليرضا زاکاني،آن هم بر سر وقايع بعد از انتخابات سال 88 مدتي بر سر زبان ها بود.او درگفت وگو با روزنامه خراسان به تحليل فضاي سياسي کشور در دو جناح اصلاح طلبي و اصولگرايي براي ورود به انتخابات مجلس آينده پرداخت.

درحال حاضر برخي سياسيون از احتمال ائتلاف دوباره اصلاح طلبان در سطح وسيعي صحبت مي کنند.درست مانند الگوي سال 92.به عقيده شما اصلاح طلبان براي دستيابي به کرسي هاي مجلس دوباره دست به چنين ائتلافي خواهند زد؟

با صراحت مي گويم که اصلاح طلبان در حوزه اجتماعي يا همان مقبوليت در بين مردم هيچ مشکلي ندارند،اما در حوزه سياسي و حاکميتي با مشکلاتي مواجه مي باشند. معتقدم نيازي به اجماع اصلاح طلبان با اصولگرايان نيست و من به شخصه برخي نظرات مبني بر اينکه آقايان ناطق نوري، لاريجاني ، هاشمي و خاتمي قرار است باهم به ا جماع برسند را قبول ندارم. در حقيقت ما بايد به سمت نهادينه شدن دو جريان فکري اصيل در کشور حرکت کنيم.دو جرياني که مي تواند يکي از آن ها اصلاح طلبان و ديگري اصولگرايان باشند.در انتخابات پيش رو هم بايد جريان هاي فکري خرد گرا با هم رقابت کنند و ائتلاف طيف وسيعي از اصولگراها و اصلاح طلب ها،بايکديگر نه تنها شدني نيست بلکه به صلاح کشور نيز نمي باشد.

يعني به عقيده شما در اين شرايط الگوي انتخابات سال 92براي اصلاح طلبان قابل تکرار نيست؟

انتخابات رياست جمهوري با انتخابات مجلس متفاوت است و نمي شود اين دو را از يک جنس دانست.به عقيده من در اين انتخابات نيازي به حضور چهره هايي همانند آقاي هاشمي رفسنجاني نيست.کارگزاران هميشه جزئي از اصلاح طلبان بوده اند و در اين دور هم در کنار اصلاح طلبان فعاليت خواهند کرد.

به نظر مي رسد طرح موضوع ائتلاف آقاي هاشمي با اصلاح طلبان به نوعي براي گذر از بحث صلاحيت هاست و اينکه اهرمي باشد براي مشروعيت بخشيدن به کانديداهاي ذيل اين جريان سياسي.فکر نمي کنيد حضور هاشمي در اين قضيه حائز اهميت باشد؟

آقاي هاشمي از طريق کارگزاران با اصلاح طلبان در يک ائتلاف مي باشند؛اما اگر اين ائتلاف به منظور حل موضوع رد صلاحيت ها باشد را قبول ندارم.

وضعيت اصولگرايان را براي حضور در انتخابات مجلس چگونه ارزيابي مي کنيد؟

اصولگراها اگر بتوانند با يکديگر تفاهم کرده و همگي يک ليست سراسري بدهند خيلي خوب است ولي اينکه آيا مي توانند اين کار را انجام دهند يا خير؟بايد بگويم رسيدن به ليستي مشترک توسط اصولگرايان بسيار دشوار است.

اشکال کار کجاست؟

-تنوع و تنازع ديدگاهها ،يعني اصولگرايان هنوز هم با مشکلات سال 92دست به گريبانند و البته در اين حوزه اصلاح طلبان مشکلاتي به مراتب کمتر از اصولگرايان دارند.

پيش بيني شما از انتخابات مجلس چيست؟

اگر وضعيت و فرصت هاي اصلاح طلبان در اين انتخابات را به 3 حوزه تقسيم کنيم بايد بگويم اصلاح طلبان در حوزه اجتماعي و حمايت هاي مردمي هيچ مشکلي ندارند.در حوزه دوم يا همان ائتلاف جريان هاي اصلاح طلب بر روي نامزدهاي خاص هم مشکلات شان به مراتب از اصولگرايان کمتر است،اما در بخش سوم،يعني حوزه سياسي و حاکميتي اصلاح طلبان با مشکل مواجه اند و درست برعکس آن ها اصولگرايان تنها در حوزه سياسي بدون مشکل هستند و در حوزه اجتماعي و مقبوليت در بين مردم به دليل ادبياتي که دارند با مشکلات جدي مواجه اند. در مورد ائتلاف هم بايد بگويم احتمال ائتلاف اصولگرايان باهم 50 درصد است.

يعني معتقديد نقش شوراي نگهبان خيلي مهم است؟

بله.بالاخره تا امروز اصولگرايان از امکانات شوراي نگهبان برخوردار بوده اند و از آن استفاده مي کنند.

تغييرات رخ داده در فضاي سياسي آمريکا و تصاحب سنا توسط جمهوري خواهان را به ويژه از بعد تاثيرگذاري بر توافق هسته اي چگونه ارزيابي مي کنيد؟

اين موضوع بحث مفصلي را مي طلبد اما در مجموع بايد گفت تفاوت چنداني رخ نداده است چراکه آمريکايي ها در عرصه سياست خارجي از يک استراتژي خاص پيروي مي کنند.البته بايد توجه داشت که دموکرات ها ممکن است در شعار اهل مذاکره و گفت و گو باشند اما در عرصه عمل سياسي ، سختگيري هاي خاص خود را دارند . در عوض ادبيات جمهوري خواهان خشن تر است، ولي چون آن ها عملگرا ترند بهتر مي توان با آنها به نتيجه رسيد.

استراتژي دولت در مذاکرات هسته اي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

مذاکرات هسته اي کار بسيار دشواري است.کساني که از دولت انتقاد مي کنند يا پيچيدگي هاي موضوع را درک نکرده اند يا بي انصاف و کم لطفند.ما به عنوان يک کشور در حال توسعه در حال مذاکره با 6 قدرت جهاني هستيم.به نظر من دولت در اين حوزه موفق عمل کرده است.

انتقاداتي هم به دولت وارد مي شود؛مانند نوعي شيفتگي در توافق و ...دراين خصوص چه نظري داريد؟

در نگاه واقع بينانه بايد توجه داشت که کشور ما به عنوان يک ابرقدرت با آمريکا مذاکره نمي کند.چه دوست داشته باشيم و چه دوست نداشته باشيم ما يک کشور درحال توسعه هستيم و آمريکا يک قدرت هژمونيک.اين بحث ها طبيعي است وکساني که اين ايراد را از دولت مي گيرند بايد پيش از آن اين ايراد را به خود بگيرند.لذا اگر در مذاکرات امتيازي هم به طرف مقابل بدهيم ناشي از عملکردي است که آنها داشته اند.منتقدان اين ايراد را بايد به خود بگيرند که کشور را به جايي رسانده اند که براي خروج کشور از اين وضعيتي که در سالهاي اخير ايجاد شد مجبور به دادن امتياز به طرف مقابل باشيم.