صفحه اصلی
نوروز باستانی PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

 

*به نام آنکه جان را فکرت آموخت*

"عید نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را به همه ایرانیان عزیز شادباش می گوییم"

نوروز باستانی*

نوروز،هرمزروز،اورمزد روز،نخستين روز يا آغاز سال نو خورشيدي از کهن ترين جشن هاي به جاي مانده از عهد عتيق واز قديمي ترين آيين هاي ملي در جهان ماست. خاستگاه اين روز نو،ايران باستان است .ايرانيان آغازين روز بهار را با عناويني چون "ناواسردا"،"نوسارد"و"نوسارجي"، يعني سال نو مي شناخته وجشن مي گرفته اند. بنيانگذار آن نا معلوم است. اما در منابعي چون شاهنامه و تاريخ طبري ازجمشيد و در برخي متون ديگر از کيومرث وحتي از زرتشت نام برده شده است.

دررهگذر تاريخ ،نوروز،تبديل به آيين شده ،حالت افسانه اي وبعضا"صبغه مذهبي پيدا کرده است ودر ميان ملي گرايان، موحدان از زرتشتي، مسيحي ومسلمان داراي جايگاه رفيعي است.از اهميت اين آيين باستاني همين بس که در فراز وفرود زمانه وپيچ وخم هاي تاريخ وحوادث روزگار ،جان به سلامت برده ،عمري جاودان يافته ودر صحيفه عالم ثبت ،گسترش وتداوم حيات داده است.

 

به نظر ميرسد رمز ماندگاري آن را بايد در جنبه هاي طبيعي ومعنوي آن دانست. اين روز،آغازي بر پايان سال گذشته ونقطه مماس دو سال خورشيدي است. مهمتر آنکه مرکز تحول وشاهين متقارب ومتعادل طبيعت است. خاستگاه اين روز سعد، سرزمين پارس است که حلول آن با تحول طبيعت همراه است.اگر برآيند اين تحول را در کشور پهناور پارس از شمال تا جنوب واز شرق تا غرب واز حضيض تا اوج را محاسبه کنيد، نقطه ثابته پرگار، زادگاه نوروز است.

دراين ايام بطحا باجوش شکفتن و هامون با شور زادن همراه است . دشت ودمن با کساي مبرقشن خود نمايي را مي آغازد. مرغزارها، باغ وراغ، تاکستانهاي نورسته، سبزه زاران، سنبلستان وآلاله ها، خلعتي فيروزه فام وبوريايي رنگين بر تن مي پوشانند و آميزه اي شگفت از جلوه هاي جمال وزيبايي به نمايش مي گذارند تا در جشن با شکوه طبيعت از قافله عقب نمانند. شعله هاي جان مرغان وپرندگان با باد صبا، فروزانتر وهزارها، پرستو ها وکبکان کوهساران  پر هيجان ترند. اين پرندگان خوش الحان در کنار رياحين، سنبل ها وضيمران وگلهاي وحشي با نغمه هاي مهيج ، مغازله ومعاشقه آغاز ميکنند تا با ربايش دل، آشيانه عشق بنا نهند .

در صحاري سر سبز وفيروزه فام ،هيونان بختي ،کرند وکهر هاي سرمست وآهوان پر جست وخيز ودر دامنه ها واتفاعات قوچ وميش ها وکل وبز هاي وحشي نيز با آهنگ موزون طبيعت همراه مي شوند. برفاب ها ،صافتر از شبنم ،زلال تر از اشک چشم ،گواراترين چشمه سارها را در فراز ونشيب کوهساران جاري مي سازند. نور پرداز اين ارکستر موزون وجشن با شکوه زرين تر وملايم تر مي تابد. ماه و ستارگان هم با شوکتي ديگرگون والماس وش ، براقتر ودرخشنده تر نور پردازي مي کنند. با ايجاز ودوري از اطناب، گويا مشاطه طبيعت ونيروهاي مرموز آن دست به کار شده اند تا با آرايشي لطيف وظريف ، فردوس برين را در اين دنياي خاکي ودر اين نقطه تعادل باز نمايي کند. کاش مي توانستيم زبان طبيعت را بهتر درک کنيم تا فهم رموز اسرار خلقت آسانتر شود.

حافظ شيراز سراينده غزلهاي عرفاني با زبان شعر اين وضعيت را اين گونه به تصوير کشده است:

چو غنچه گر فرو بسته است کار جهان**** توهمچو باد بهاري گره گشاي ميباش

صبا به تهنيت پير مي فروش آمد       *****که موسم طرب وعيش وناز ونوش آمد

هوا مسيح نفس گشت وباد نامه گشاي *****درخت سبز شد ومرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار   ****که غنچه غرق عرق گشت وگل به جوش آمد

سعدي شيرين سخن نيز اين گونه مي سرايد:

بامدادي که تفاوت نکند ليل ونهار******خوش بود دامن صحرا وتماشاي بهار

اين همه نقش عجب بردر ديواروجود****هر که فکرت نکند نقش بود بر ديوار

آدمي زاده اگر در طرب آيد نه عجب****سرو در باغ برقص آمده وبيد چنار

بر پايه آموزه هاي زرتشتي، غره بهار، دستاري از معنويت بر سر نهاد وهاله اي ازقداست اهورايي واسطوره در هم آميخت به گونه اي که برخي نوروز را نخستين روز آفرينش جهان دانسته اند .روزي که اورمزد آفرينش جهان را آغازيد ودر پايان ششمين روز به انجام رسانيد .ايرانيان مسلمان نيز با افزودن قرآن به هفت سين بر جلا وشکوه آن افزودند. دعاي يا مقلب القلوب والا بصار يا محول الحول والاحوال حول حالنا الي احسن الحال نيز صداي موزوني شد که همراه با تحول طبيعت افسانه زيباي نوروز با عشق حقيقي مذهب تقدس يافته واقعيتي ديگر به خود گرفت وبدينسان اسطوره وعشق شور زندگي، نشاط واميد آفريد ونوروز را جاودانه وپايدار ساخت .

در اين غايت القصوي طبيعت که درختان پير هم با شاخکها ،جوانه ها وشکوفه ها دوران جواني وسرزندگي را تداعي مي کنند مردمان نيز آ يين هايي بر پا ميدارند تا در اين جشن سهيم باشند. برخي از اين آيين ها در سالهاي اخير منسوخ گرديده وبه فراموشي سپرده شده است .تا چند دهه پيش حاکميت مير نوروزي يکي از آيين هاي رايج بود .در اين آيين در پنج روز پاياني سال مديريت واداره شهر به فردي از اقشار پايين اجتماعي سپرده ميشد. او نيز با انتخاب کار گزاراني از همان جنس فرمانها ودستور العملهايي را معمولا عليه طبقات بالاي اجتماعي بويژه صاحبان قدرت وثروت صادر مي کرد که تا حدودي مسموع واقع ميشد وحکم او را مطاع مي دانستند. حافظ با استفاده از مدت کوتاه اين حکمراني در يک بيت تمثيلي زيبا ساخته است.

سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي***که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي

خواندن اشعار در باره نوروز با مضامين اعتقادي ومذهبي توسط پيک هاي نوروزي وجمع آوري هدايا وکمکهاي نقدي نيز از جمله مواردي است که در حال منسوخ شدن است ،اما اجراي چهار شنبه سوري ،خانه تکاني وزينت شهرها ومنازل مسکوني ،پاکي دلها وتهذيب اخلاقي با مسافرت هاي نوروزي ،بويژه زيارت اماکن مقدسه، زيارت قبور شهدا واهل خاک وقرائت فاتحه، گستردن سفره هفت سين يا در برخي مناطق هفت ميوه، ديد وبازديد از بزرگان ،اقوام وخويشان ،عيدي گرفتن وعيدي دادن ،اجراي آيين سيزده بدر ورفتن در آغوش طبيعت وگره زدن سبزه ، ارسال کارتهاي شاد باش که در سالهاي اخير به مدد پيشرفت تکنولوژي رايانه اي به کارتهاي الکترونيکي (پيامک وايميل) تغيير پيدا کرده ، از جمله رسوم رايج است.

به نظر ميرسد آيين هاي نوروزي ،امتزاجي مناسب از سنت حسنه باستاني وباورهاي ديني واعتقادي ونمونه اي از باز نمايي هويت ايرانيان در عصر بحران هويت باشد.

قطعه ای از کتاب آئینه زندگی به قلم جواد اطاعت دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی