صفحه اصلی
جهانی سازی و جهانی شدن PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

جهانی سازی وجهانی شدن

گفتارمنتشر شده جواد اطاعت در روزنامه آرمان مورخه 19 مرداد 1393

جهانی سازی وجهانی شدن از مفاهیم و واژه هایی هستند که این روزها کاربرد زیادی پیدا کرده اند. جهانی شدن فرایندی است که در طول تاریخ وجود داشته است ؛ اما امروزه به دلیل رشد وتوسعه ابزارها و وسایل ارتباط جمعی بر دامنه و سرعت توسعه آن افزوده شده است.برخی فکر می کنند که این موضوع یک پروژه غربی است که سعی می شود با برنامه ریزی وصرف وقت وهزینه ارزشهای غربی را به مناطق مختلف جهان انتقال داده شود.برخی نیز ممکن است آن را یک انتقال طبیعی وفرایندی تلقی کنند که همیشه وجود داشته است. این درحالی است که در دنیای کنونی هم ما با فرایند جهانی شدن به عنوان یک پروسه طبیعی مواجه هستیم  وهم با جهانی سازی.

در باب جهانی سازی باید عرض کنم ، همانگونه که دوستان اطلاع دارند سیاست خارجی کشورها سه هدف اصلی وعمده را مد نظر قرار می دهند.

1-هدف اول تامین امنیت ملی است که در سر لوحه اهداف ملی تعریف وعملیاتی واجرایی می شود ودستگاه دیپلماسی واحدهای سیاسی تلاش می کنند با اتخاذ یک استراتژی هوشمندانه کشور خود را از منازعات جهانی دور نگه داشته واز امنیت مرزهای خود با ابزارهای دیپلماتیک حفاظت وحراست کنند.

2-دومین هدف سیاست خارجی کشورها رشد ،رونق ورفاه اقتصادی کشورهاست.به عبارتی سیاست خارجی ودستگاه دیپلماسی وسیله وابزاری است که در خدمت اقتصاد وتوسعه اقتصادی قرار می گیرد.

3-سومین وآخرین هدف سیاست خارجی اهداف آرمانی درازمدت است که همانا گسترش فرهنگ وارزشهای یک ملت به دیگر نقاط جهان است.

همانگونه که پیداست در اهداف آرمانی ودراز مدت سیاست خارجی است که می تواند گسترش وتوسعه فرهنگ ها به دیگر مناطق به عنوان یک موضوع مورد نظر دولتها مطرح باشد و به طور طبیعی چون دنیای غرب کنونی از توانمندی هایی برخوردار شده است به کمک ابزارهای در اختیار تلاش می کند فرهنگ وارزشهای غربی را جهانی کند که در این کار موفق هم بوده است؛ اما آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است جهانی شدن است که یک پروسه طبیعی است. به عبارتی فرایند جهانی شدن همانند ظروف مرتبطه عمل می کند وهر کشور، منطقه ویا تمدنی تولیدات بهتر ومهمتری داشته باشد همراه صادرات آن تولیدات برتر فرهنگ و ارزشهای آن کشور وملت  نیز با آنها منتقل خواهد شد واین موضوعی است که ربطی به پروژه جهانی سازی وحتی فراتر از آن امکانات وابزارهای رسانه ای جدید از جمله فکس، اینترنت، ماهواره و... ندارد. ابزارهای ارتباطی تنها این پروسه را تسریع می کنند.برای روشن شدن این موضوع بهترین مثال  گسترش عقاید وارزشهای اسلامی درصدر اسلام  است.

زمانی که  اسلام در شبه جزیره عربستان بنیان گذاری شد در مدتی کوتاه تمدن اسلامی رو به  رشد وتوسعه گذاشت و در قرون چهارم وپنجم  هجری که به عنوان عصر طلایی تمدن اسلامی شناخته می شود به بلوغ رسید. به موازات این رشد وتوسعه تمدنی ، فرهنگ اسلامی  وارزشهای اسلامی که از غنای تولیدی وتمدنی برخوردار بود در جهات اربعه رشد و  توسعه یافت وبر خلاف آنچه برخی عنوان کرده اند که اسلام با زور شمشیر گسترش یافته است بر عکس ،  این رشد وتوسعه عموما به صورت طبیعی صورت پذیرفته است ونه با جنگ. برای مثال در اسیای میانه و قفقاز، در شرق آسیا که اندونزی پرجمعیت ترین کشور مسلمان در آنجا وجود دارد و در شمال افریقا اسلام با جنگ به این مناطق توسعه نیافت و انتقال اسلام وارزشهای اسلامی عموما به صورت طبیعی ودر یک فرایند مسالمت آمیز انتقال یافت. اگر در جاهایی هم اسلام از طریق جنگ گسترش یافت مثل جنوب اروپا از جمله اندلس ملاحظه می کنیم که علیرغم اینکه بیش از هفت سده مسلمانان پیروز بر آن سرزمین ها حکومت کردند جز کاخ های آنان که تبدیل به مراکز توریستی  ودرامد زا در شهر کودوبا در جنوب اسپانیا شده است امروزه آثاری از اسلام شاهد نیستیم.

همانگونه که ملاحظه می کنیم انتقال فرهنگ ها وتمدنها وارزشهای مورد نظر یک ملت عموما براساس ظروف مرتبطه در یک فضای رقابتی عمل می کند به شرطی که آن تولیدات در رقابت با سایر تولیدات بتواند جای خود را باز کند. البته این موضوع لزوما به معنای برتری آن تمدن وفرهنگ به لحاظ فلسفی ونظری نیست. برای مثال فرهنگ اسلامی از همان غنا برخوردار است ؛اما به صورت بالقوه ونه بالفعل.آنچه برای ملتها حائز اهمیت وتوجه است تولید به معنای عام آن وبه صورت بالفعل است. تولید در عرصه دانش وعلم، تولیدات صنعتی، تولید فیلم ، کتاب و.. این تولیدات برتر است که همراه آن فرهنگ وارزشهای آن کشور وتمدن نیز انتقال می یابد ومقبول می افتد.

اگر می بینیم امروزه فرهنگ غربی به اقصی نقاط جهان گسترش یافته است صرفا به دلیل تولیدات آنهاست . این واقعیت غیر قابل انکاری است و اگر کشوری بخواهد فرهنگ وارزشهای مقبول خود را به دیگر نقاط جهان صادر کند باید بداند که صرفا با شعار وحتی برتری های بالقوه نمی تواند؛ بلکه این برتری باید در قالب تولیدات قابل رقابت وبه صورت بالفعل  به جهان عرضه شده  تا مورد استقبال واقع شود. بنابر این باید بیش از آنکه نگران جهانی سازی باشیم باید نگران ضعف داخلی و ضعف تولیدات تمدنی باشیم وبدانیم که اگر کالای برتری تولید نکنیم و نتوانیم در رقابت با سایر تولیدات پیروز شویم نمی توانیم ارزشهای خود را نیز جهانی کنیم.البته بدیهی است که استفاده از ابزارهای رسانه ای نیز درتسریع این فرایند انتقال حائز اهمیت وتوجه می باشند.