صفحه اصلی
فرايند توسعه بطئي و کند است PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

فرايند توسعه بطئي وکند است
خلاصه سخنراني دکتر جواد اطاعت در جمع دانشجويان واساتيد دانشگاه آزاد تهران جنوب
منتشر شده در روزنامه آرمان سه شنبه 26 فروردين 1393
کشور ما يک کشور در حال توسعه محسوب مي شود ، در عين حال توسعه يک فرايند بسيار بطئي و کند است، درست مثل درخت و نهالي که شما غرس مي کنيد. اين نهال بايد آبياري و محافظت شود تا سال هاي بعد  آن درخت بالنده شده و به ثمر بشيند ، تا فرد و يا افراداي بتوانند از آن بهره مند شوند و از ثمره آن استفاده کنند. به عبارت بهتر کشورداري، يا فرآيند توسعه در يک کشور مانند فرزندي است که متولد مي شود، به مراقبت  بهداشتي ، تغذيه مناسب و دوره هاي آموزشي نياز دارد. تا بعد از 25 الي 30 سال تحصيل وتحقيق به يک استاد دانشگاه و فردي تبديل شود تا بتواند ، کار کند تلاش کند و جامعه اش را و کشور اش را از خدمات اش بهره مندکند. بنابراين براي اينكه يک فرد به يک انسان فرهيخته تبديل شود به   مدت زمان نسبتا طولاني نياز دار. به طور طبيعي انتقال يک کشور توسعه نيافته به يک کشور توسعه يافته نياز مند گذر زمان است .
*پتانسيل هاي ايران
سوالي که مطرح مي باشد اين است که چرا کشور ايران علي رغم برخورداري از پتانسيل هاي عظيمي که از نظر منابع طبيعي وموقعيت ويژه جغرافيايي و... کشور توسعه يافته اي نيست؟ و چرا ما هنوز در ابتداي راه توسعه هستيم و از ايران به عنوان کشوري در حال توسعه ياد مي شود؟ ، علت ها و عوامل مختلفي در خصوص توسعه نيافتگي ايران دخيل هستند. فرضيه اي که امروز در جمع شما مطرح ومورد برسي قرار خواهيم داد، توسعه نيافتگي از زاويه فرهنگ سياسي است.
فرهنگ وتوسعه در ايران
فرايند توسعه در ايران متاثر از فرهنگ سياسي وروانشناسي اجتماعي ايران فرايند پر فراز ونشيبي را سپري کرده است. ايراني ها ، در اين مسير گام هاي تندي برداشته اند که بعضا ناچار به  عقب نشيني هايي شده اند ، بجاي اينکه گام هاي آنها آهسته ، کوتاه ولي پيوسته باشد ، متاسفانه با افراط وتفريط هايي روبرو بوده ايم. به عبارتي فرآيند توسعه در ايران خطي و تکاملي نبوده و نيست .  اگر قله توچال در تهران را همانند يک کوهنورد هدف توسعه فرض کنيم مثل ايراني ها ، همانند کوهنوري است که مي خواهد به قله توچال برسد، براي دستيابي به اين هدف کوهنورد با تجربه با فراز ونشيب ها وپستي وبلندي هاي آن آشناست ومي داند که در اين مسير بايد آهسته ؛ولي پيوسته حرکت کند تا به نتيجه برسد؛ اما حرکت هاي تند وگامهاي بلند باعث خستگي، دلزدگي وعقب نشيني خواهد شد. ايراني ها از صدر مشروطه به اي سو تلاشهاي زيادي براي بهروزي وتوسعه يافتگي کشور انجام داده اند؛ اما اين اقدام ها به جاي پيوستگي با گسستگي همراه بوده است. اين در حالي است که اين گام ها بايد آهسته ، محکم و پيوسته برداشته شود. به قول شاعر رهرو آن نيست که گهي تند و گهي خسته رود ، رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود .اگر تاريخ ايران را با اين فرضيه محک بزنيم اين گسستگي تاريخي را شاهد خواهيم بود.
در نهضت مشروطه ملت ايران درصد واندي سال پيش ،  براي بهبود اوضاع ايران وايراني تلاش کردند تا حکومتي قانونمند ومحدود ومشروط در چارچوب قانون را ايجاد کنند؛ اما چون با سختي ومشکلات مسير آشنا نبودند فکر مي کردند که در کوتاه مدتي ايران را به اهداف بلند آن خواهند رساند. آرمانهاي بلند وتحقق آن در کوتاه مدت پاشنه آشيل ايرانيان در مسير توسعه وپيشرفت بوده است. مرور روزنامه هاي صدر مشروطه واهداف آرمانهاي بلندي که روشنفکران ايراني خواهان تحقق آن بوده اند نشاندهنده نا آشنايي آنان با سختي هاي کار است. از آنجا که تحقق اهداف در بستر زمان ممکن مي شود بي توجهي به عنصر زمان  ياس،سرخوردگي ونهايتا انزوا را به دنبال خواهد آورد. اين حضور و سپس انزوا در سالهاي اوليه سده اخير در نهضت مشروطه شاهد آن بوده ايم. در ابتداي نهضت ايرانيان تلاش خود را آغاز کردند با حکومت قاجاري مبارزه نمودند ، در مقابل استبداد صغير محمد عليشاهي و به توپ بستن مجلس وکودتاي  وي مقاومت کردند ؛ اما چون در کوتاه مدت به اهداف خود نرسيدند راه انزوا را پيشه کردند به گونه اي که در سوم اسفند 1299 که چند ي پيش سالگرد آن  بود در ايران کودتايي شکل مي گيرد ورضاخاني به قدرت مي رسد و اعلاميه مي دهد و مي گويد که من حکم مي کنم واقعا هم حکم مي کند . سوال اين است که مردمي که در نهضت مشروطيت در مقابل استبداد صغير مقاومت کردند ، ايستادگي کردند ، تلاش کردند ، در مقال کودتاي محمد علي شاه ، به توپ بستن مجلس ، در عرصه اجتماعي حضور داشتند ، چرا در کودتاي سوم اسفند 1299 حضور پيدا نکردند؟ در نهضت ملي شدن صنعت نفت مردم ايران مجددا تلاش خود را براي رهايي از استبداد واستعمار آغاز کردند .در قيام سي تير 1331 ،مردم ايران  در حمايت از رهبر نهضت ملي به خيابان هاي تهران آمدند ، از جان خودشان مايه گذاشتند ، ولي همين ملت در 28 مرداد 32  با عقب نشيني وانزواي خويش  ، يک عده اوباش و چماق دار به خيابان هاي تهران ريختند ، البته با دلار هاي آمريکا و انگلستان ، طراحي کودتا را انگليسي ها کردند و مجري آن امريکايي ها بودند ، تحت عنوان عمليات آژاک ، يک عده چماق دار که شعبان جعفري يکي از آن ها بود که تصويرش هم در اين فيلم شما بود ، رفتند مصدق را دستگير و زنداني کردند ، مردم هيچ اعتراض جدي صورت ندادند . خب سوال اين است که در قيام سي تير مردمي جانشان را براي مصدق دادند ، الان کجا هستند ؟ و سوال اين است که اين مصدق کي بود ؟ چطور شما يک سال قبل جانت را برايش فدا کني و يک سال بعد يک شعار هم به نفع او ندهي .  اين پاشته آشيل ما ايراني ها است . که ما تحت عنوان فرهنگ سياسي از آن ياد مي کنيم ، که فرهنگ سياسي ايراني ها فرهنگي است که خيلي به سرنوشت کشورش علاقه مند است ، دوست دارد کشورش را به قله هاي توسعه برساند ، اما در مسير حرکت گاه کندروي مي کند و گاه تند روي .  اين در حالي است که پيامبر مکرم اسلام مي فرمايند "شيبتني سوره هود" از وي سوال مي شود چرا؟ مي فرمايند آنجا که مي گويد "فاستقم کما امرت".
اين فرايند پر فراز و نشيب  نيازمند صبوري ، استقامت وبردباري است ولذا ما نمي توانيم اين مسير سخت وطولاني را با افراط وتفريط سپري کنيم چرا که مسئله بسيار پيچيده تر از اين ها است . لذا توصيه من به دانشجويان عزيز اين است که
*توصيه من به دانشجويان
دانشجويان عزيز بايد دو کار انجام دهيد . 1 – خوب درس بخوانيد ودر کنار کسب علم ،دانش وتخصص ، لشگري آگاهي بخش براي جامعه باشيد . وديگر اينکه از فرصت کنوني به دور از احساسات وافراط وفريط ،آهسته ؛اما پيوسته براي توسعه وپيشرفت کشورتان تلاش کنيد.
وسخن پاياني اينکه از سخن سعدي عليه الرحمه پند گيريم که مي گويد:
اسب تازي به دو تک تازد واشتر مي رود شب وروز. بنابر اين فرايند توسعه را بايد شتر وار سپري کنيم نه مانند اسب تازي که دو صد متري با سرعت مي رود وسپس متوقف ميشود.